کتاب نیوز  شناسنامه

ما تروریست‌های آماتور

 سید علی میرفتاح

ما تروریست‌های آماتور، عرضه‌ی تمام کردن کار در یک وعده را نداریم. بن‌لادن کجا و ما کجا؟ سر ‌قضیه‌ی سعید حجاریان هم همین طور بود؛ یادتان هست؟ بی‌خودی کار را به آماتورها سپرده بودند. انگار طرح کاد فرستاده بودند... من هم دست کمی از آنها ندارم. باید دیروز (ویژه‌نامه‌ی روزنامه اعتماد) پرونده‌ی بیضایی را می‌بستم، اما قبول کنید که هشتصد کلمه برای این مهم کافی نیست. جلوی بچه بگذاری قهر می‌کند، چه برسد به اینکه از تو توقع کنند تا با آن، کار توپ و تانک و مسلسل بکنی. حالا اگر بحث قدرت‌الله صلح‌میرزایی بود، می‌شد با حتی دویست کلمه هم کار را تمام کرد، اما بحث استاد بیضایی است. نه کار یک نفر و دو نفر است و نه کار یک ستون و دو ستون؛ ارتشی می‌خواهد با سواره و پیاده و... که نداریم. پس بگذریم که همین مجال اندک هم غنیمت است.



برویم سر ادامه‌ی بحث؛ بعد از نمایش "سگ‌کشی"، دوستی از سینما بیرون آمده بود و از من قرص سردرد می‌خواست. می‌گفت گویی به ارکستری گوش داده که در آن همه‌ی نوازنده‌ها مصرانه سعی در فالش نواختن داشته‌اند. بعد از او من به تماشای فیلم رفتم و دیدم تعبیر رفیقم محترمانه و با رعایت ادب و احساس شرم بوده است و در اصل نه تنها از ارکستر خبری نیست، بلکه کارگاه فنی بی‌نظمی است که سوهان روی اعصاب می‌کشند و پتک روی روح می‌کوبند. «بوق نزن نورمن» لورل و هاردی یادتان هست؟ یادتان هست چطور الیور از شنیدن مکرر بوق‌های گوش خراش به ستوه آمده بود و مجبور شدند به تجویز دکتر به ساحلی آرام بروند و شیر تازه‌ی بز بخورند و به نسیم دریا گوش بدهند و...؟ من بعد از تماشای سگ‌کشی چنین حالتی داشتم و می‌خواستم نقدی بنویسم و بالایش تیتر بگذارم: «بوق نزن».

به نظرم اما چیزی که کار دست استاد داده، در اصل ادبیات متکلف و تصنعی و پر از تفاخر استاد است؛ ادبیاتی که اگرچه از درون نمایشنامه‌ها و نثر ایشان سر برآورده، اما به نوع سینما و ساختار فیلم‌ها و از آن مهم‌تر به فکر و اندیشه‌شان نیز سرایت کرده است. این ادبیات به قدری در شخصیت و کار بیضایی گسترده شده و سفت و سخت شده، که بعید است جناب استاد حتی در خلوت خود، از این تکلف و تصنع دست بردارد. در شرح صحنه‌ی یکی از فیلمنامه‌های استاد می‌خواندم که «...دوربین به بالا می‌لغزد...» هنوز هم معنی لغزیدن را در این جمله نمی‌فهمم، اما می‌دانم که دلیل حضور این کلمه و ده‌ها و صدها کلمه‌ی دیگر، و این اسم‌ها و شخصیت‌های مهجور و غیرواقعی صرفاً برای این است تا نوشته‌ی استاد شبیه نوشته‌های دیگران نباشند.

این به خودی خود بد نیست، اما برای این منظور نیازی به این همه دلبستگی به این ادبیات متکلف و فخرفروشانه نیست؛ ادبیاتی که اگر بخواهم توضیحش بدهم باید بگویم مثل چماقی است که مدام توی سر مخاطب کوبیده می‌شود که «من می‌فهمم و شما نمی‌فهمید؛ من درک می‌کنم و شما مثل بز اخفش سر تکان می‌دهید؛ من بلندمرتبه‌ام و شما حقیر. حیف من که دارم اینجا با شما تلف می‌شوم.» متاسفانه دایره‌ی شمول این «شما» به حدی است که هر چیزی بیرون از حصر خانواده‌ی محترم بیضایی را در بر می‌گیرد. یک چیز دیگر هم بگویم و تمام. سر تئاتر مهندس رخشید فلان و چی چی ماکان، رحمانی توی روزنامه مقاله‌یی نوشت که چرا مردم به شوخی‌های استاد نمی‌خندند و این همه جدی به تماشای تئاتر می‌روند.

من به لفظ «جدی»، خشک و عصا قورت داده را هم اضافه می‌کنم و می‌گویم نخندیدن مردم دو دلیل بیشتر ندارد؛ یکی اینکه وقتی صاحب‌خانه متکلف باشد، میهمان نیز به تکلف می‌افتد. تعجبم که چطور رحمانی بعد از این همه سال این صاحب‌خانه‌ی محترم را نشناخته که اصولاً دوست ندارد مهمانش احساس راحتی کند و زود پسرخاله شود و احساس خودمانی بودن کند و هر وقت دلش خواست بخندد. دلیل دیگرش که از اولی مهم‌تر است، این است که استاد به هیچ‌وجه بانمک نیست و چندان رغبتی به شوخی و طنز ندارد؛ تمسخر می‌کند، اما شوخی نه. بعید می‌دانم بشود برای استاد جوک اس ام اس کرد، یا بعد از تعریف جوک منتظر خنده‌اش شد.

استاد حتی در آنجا که جای شوخی است و می‌شود بیننده را روده‌بر کرد، به گفتن جمله‌یی نیش‌دار و آوردن کنایه‌یی آزارنده راغب‌تر است. چه می‌شود کرد، بعضی‌ها این طوری‌اند و کاری‌اش نمی‌شود کرد. به قول "مجید باقربیگی" نشاندن یک لبخند کج روی لب این بعضی‌ها، حداقل شش ماه کار می‌برد. حرف نگفته درباره‌ی استاد هنوز زیاد است. حتی بدم نمی‌آمد اشاره‌یی هم به ستاره‌ی فیلم‌های متاخر استاد و حضور پررنگ خانم محترم استاد کنم، اما چه کنم که مجال اندک است و اهالی سینما در صف که باید به ترورشان مبادرت کنم. ضمن اینکه بیش از این جسارت به ساحت استاد روا نیست. هر چه باشد استاد خالق رگباری است که با هر معیار و مکیالی در گروه بهترین‌های سینمای ایران است.

***

تهمینه‌ی میلانی در هیچ شرایطی نمی‌توانست عضو گروهی باشد که نفر اولش بهرام بیضایی است اما در لیست تروری که آماده کرده‌ام نفر دومش سازنده‌ی "نیمه پنهان" و "آتش بس" و "واکنش پنجم" است. دلیل مهمش اینکه خواسته‌ام حقوق نسوان را ندیده نگیرم. هر چه باشد از قدیم گفته اند "لیدیز فرست"، اگرچه استادان فرست‌تر. درست است که من تروریستم، اما آداب‌دانی که یادم نرفته. نخوردم نان گندم، دیدم دست مردم. تازه مگر توی سینمای کشور، چند تا زن کارگردان حرفه‌یی و متشخص داریم که بخواهیم نام سرکار خانم میلانی را از قلم بیندازیم؟ تروریست کور هم که به سینمای ایران اعزام کنند، خیلی زود تفنگش را به سمت ایشان می‌گیرد.

البته در اینجا ما صرفاً با یک کارگردان زن روبه رو نیستیم، بلکه با یک کارگردان زن فمینیست ایرانی مواجهیم؛ مواجهه‌یی که مخاطرات و پیچیدگی‌های مختص به خود را گوشزدمان می‌کند. اسم فمینیسم را ببری، می‌بینی با یک کمپین یک میلیون امضایی طرفی که می‌زنند و پدر صاحب بچه‌ی هر تروریستی را از هر چه نه بدترش درمی‌آورند. بیخود نیست که بن‌لادن با فمینیست‌ها در نمی‌افتد و کاری به کارشان ندارد. ترکاندن پنتاگون و وایت‌هاوس به مراتب راحت‌تر از درافتادن با فمینیست‌هاست، خاصه اگر این مفهوم ایرانیزه شده باشد و از زیر معجر سر برون آورده باشد...

اعتماد

۱۳۸۷/۱۱/۱۴
 مطالب مرتبط 
شفافیت بی‌بدیل خاطرات درازمدت / سیدعلی میرفتاح
کلنگ و تگرگ / سیدعلی میرفتاح
آداب قلندری در زمانه‌ی ما / مهدی نوری
میرفتاح و زرویی و "خاطرات مرد ناتمام"

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
شاخص اقتدار فرهنگی / محمدرضا زائری
جنس قدرت فرهنگ، نرم است و از جنس اقناع و باورمند ساختن مخاطب و مجموعه‌ی هدف؛ مثلاً از طریق تأثیرگذاری گروه‌های مرجع، نه با اکراه و اجبار... دشمن در حال پیشروی است... اما در این میان یا مهمات نمی‌رسد یا کالک‌های عملیاتی گم می‌شود و یا نیروها به غلط جابه‌جا می‌شوند...
۱۳۸۸/۱۲/۱۶

بایگانی
دومین مسابقه عکاسی از 7سین
آمار بلیط تئاترشهر درسال88: 136هزار
انتشار شماره‌ی46 فصلنامه ماهور
گفتگوی 24 با حاتمی‌کیا
"تسویه حساب" در 23 سینما
شماره‌ی دوم کاغذ باتله منتشرشد
پوپک و مش‌ ماشاالله: 11 فروردین
"هیچ" با 19 سینما اکران شد
بازیگر "ماموریت: غیرممکن" درگذشت
"بی من مرو" در شرح پریشانی
آلبوم مجازی عکس سال ایران 88
مجسمه‌های کوچک در خانه‌هنرمندان
اشعار "ژاک پرور" با صدای شاملو
شجریان، ناظری، گلپا و ایرج در آلبوم "مثنوی خوانی"
"سرزمین خورشید" بعد از عید
اجرای نوروزی گروه حنانه در چین

بایگانی  
خواب تلخ
سمیه کاووسی
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی

بایگانی  
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام