خلیل جوادی
آیینه سر بدزد که کورند سنگها
فرسنگها ز عاطفه دورند سنگها
تـا آبها دوبـاره بیفتند از آسیاب
این روزها چقدر صبورند سنگها
آیینه چون شکست، به تکثیر میرسد
بیهوده در تدارک گورند سنـگها
باید قدم گذاشت ولیکن به احتیاط
کـز دیـرباز سّد عبــورند سنگها
این است حرف تیشهی آتشزبان که گفت
مثل همیشه تابع زورند سنگها
از سنگ جز سقـوط تـوقّع نمیرود
در قلّه بسکه مست غرورند سنگها