کتاب نیوز  شناسنامه

کتاب قانون، مسافران و فهم فرهنگی مدیران

محسن حدادی/ mohsen@ketabnews.com

اکران کتاب قانون بعد از "دوسال توقیف" به تنهایی کافی است تا محض کنجکاوی هم که شده پای شما به تاریک‌-روش‌ سالن سینما باز شود. در واقع تبلیغات غیر مستقیم و "موثر" مسئولان وزارت فرهنگ در توقیف یک اثر، همواره در افزایش اقبال عمومی از آن کمک فوق‌العاده‌ای محسوب شده و می‌شود، به طوری که اگر آن اثر رفع توقیف شود، مخاطب عطشناک از مجاری رسمی و اگر رفع توقیف نشود از مجاری غیر رسمی و یا همان زیرزمین‌های شبه فرهنگی اثر را لمس خواهد کرد. فرقی هم نمی‌کند فیلم باشد یا موسیقی یا کتاب و ..."مُهر توقیف" مِهر مخاطب را برمی‌انگیزاند و برای همین هم برخی معتقدند "جنجال ‌آفرینی" و خبرسازی و شایعه پراکنی حول و حوش یک اثر هنری گاه صاحبان اثر را قلقلک می‌دهد که خود بساط این ترفند تبلیغاتی بی‌هزینه و یا کم‌هزینه را پهن کنند و از کنار آن نام و نانی برای خود دست و پا کنند!

آخرین ساخته مازیار میری مثل آثار قبلی‌اش جنجال‌آفرین شد؛ "کتاب قانون" یک نمایش تلخ و عریان و در عین حال طنزآلود از فضای جامعه امروز ماست _ قصد نقد فیلم و یا روایت آن را ندارم که موضوع بحث نیست - و به همین دلیل به شدت دیدنی است یعنی باید آن را دید!

باید در سالن سینما نشست و دید که تماشاگرانی که خود از جنس متهمان ردیف اول فیلم هستند، چگونه سر تکان می‌دهند و "نچ‌نچ‌" می‌کنند! و تاسف می‌خورند از بی‌قانونی و بی‌محلی به "کتاب قانون". فیلم، نمایش رفتارهای ناپسند و ناهنجاری است که امروز در جامعه "عادی" شده و گاه از مرز عادت گذشته و به پوشه "ضروریات حیات اجتماعی" ما پیوست شده است.

میری با کمک محمد رحمانیان رفتارهایی را در قاب نقره پیش روی‌ما قرار داده که همه می‌دانند "نکوهیده" است و ناپسند اما همین "همه" آن را انجام می‌دهند و آب از آب تکان نمی‌خورد و کسی هم اعتراض نمی‌کند. در حقیقت فیلم می‌خواهد بگوید وقتی بی‌قانونی _ بر مبنای کتاب قانون فیلم _ در کشور فراگیر شد، عمل به قانون، خود نوعی بی‌قانونی محسوب می‌شود(!) و قانون‌گرا، مجرم می‌شود. چرا که او بر خلاف جهت آب شنا می‌کند و نمی‌خواهد همرنگ جماعت شود. و وای بر این شناگر خلاف جهت اگر بخواهد دست کسی را هم بگیرد و مثلا او را هم شریک جرم(!) قانونگرایی با خود همراه کند...

لطفا برای چند لحظه از سینما خارج شوید! البته به هر حال تاریکی سالن سینما خود موهبتی است تا کسی واکنش‌های ما را به این کج‌رفتاری‌های عادی شده زندگی روزمره نبیند و نفهمد چگونه رفتارهایی که روزگاری "گناه" شمرده می‌شد و امروز "خطا" عنوان می‌شود و شاید فردا آن را "گاف" بنامند و پس فردا... بر زندگی‌مان سایه انداخته و رفیق شفیق ثانیه‌ثانیه عمرمان شده است.

بیایید به جام‌جم سری بزنیم؛ روزهای زوج، شبکه سه، ساعت 19 و 45 دقیقه؛ مجموعه طنز مسافران. یک طنز ساده اما جدی بدون لودگی و تیپ‌سازی‌های مرسوم 90شبی‌ و بدون تکه‌پرانی و متلک سازی و فرد محوری، فارغ از جنجال‌های خبری و حواشی حبابی که دارد "حرف" می‌زند و "حرف" برای گفتن دارد. مسافرانی به زمین و ایران آمده‌اند و آیینه‌ای را با کمی فاصله جلوی ما گرفته‌اند و دارند ما را نقد می‌کنند. ما را، خود ما را که فراموش کرده‌ایم در یک شهر باید "زندگی" کرد!

"رامبد جوان" ناپسندترین رفتارهای عادی شده مردم و مسئولان را طوری از امواج جعبه جادو به خانه‌های ما رسانده که می‌خندیم و همزمان سرمان را به علامت تاسف و قبول آن واقعیت تلخ تکان می‌دهیم. واقعیاتی که گویی در عزیمت از سمت گناه به خطا و از خطا به گاف خیلی وقت است گذشته و دوران توقف در ایستگاه "باید" را طی می‌کند. مثلا برای اینکه در یک اداره دولتی کارتان به موقع و با دقت انجام شود "باید" رشوه بدهید. یا اینکه برای استخدام "باید" پارتی داشته باشید. "باید" برای پیشرفت "چاپلوسی" کنید و از راست گفتن به خاطر مصلحت "باید" پرهیز کنید و در تعارف کردن از دیگران "باید" پیشی بگیرید وگرنه شما فردی می شوید، تنها، ناتوان و بی‌اعتبار...تلخ است نه؟ ولی یادمان نرود که شب‌ها به این تلخی می‌خندیم!

این‌ها تمام شباهت‌های بین مسافران و کتاب قانون نیست؛ مهمترین شباهت این دو اثر هنری نقادانه، نوع نگاه مدیران و برخورد با آن‌هاست در واقع نوع برخورد با پدیده‌ای به نام "نقد از درون". حقیقت این است که پس از روزها تامل، نتوانسته‌ام این جمله وزیر سابق فرهنگ را هضم کنم: تا وقتی من وزیر هستم کتاب قانون اکران نمی‌شود!

هنوز نتوانسته‌ام دلیل عقلی، عرفی، شرعی، قانونی و حتی حزبی برای این دیالوگ وزیر سابق بیابم؛ هنوز در این فکرم که این فیلم ساده که مانند "مسافران" از تکنیک‌های هنری و پیچیدگی‌های سینمایی برخوردار نیست، چرا دوسال توقیف بوده است؟ هنوز نتوانسته‌ام این نکته را درک کنم که چرا "مسافران" در بدترین ساعت شبانه روز از پرمخاطب‌ترین شبکه سیما پخش می‌شود؟ زمانی که یا همه در ترافیک رسیدن به منزل هستند و یا در تداوم کار و خرید و ... چرا این مجموعه با بی‌مهری کامل مدیران شبکه سه و یا بهتر بگوییم سفارش‌دهندگان این مجموعه مواجه شده است؟ چرا هم ساعت پخش و هم عدم توالی و هم ساعت تکرار این سریال زمانی است که اغلب خانه‌ها خالی از صاحب خانه است؟ چرا مسئولان، منتقدان، هنرمندان و نخبگان جامعه باید دیدن یک مجموعه طنز فاخر و دارای حرف را فقط و فقط به سبب تصمیم مدیران سیما، به تماشای یک مجموعه شبه‌هندی شبانه ترجیح بدهند؟ و چند سوال دیگر: آیا مردم و مسئولان ما عاری از هر گونه خطا و اشتباه هستند؟ آیا با عنوان نکردن و به تصویر نکشیدن عیوب می‌توان حتی "قصد" اصلاح و پیشرفت داشت؟ آیا حذف صورت‌مساله به معنای گسترش فضای امید است؟ آیا اگر مدیران فرهنگی با یک فیلم سطحی و فارسی‌شده در دهه 80 و یا یک مجموعه طنز بی‌خاصیت و زمان‌پرکن روبرو بودند باز هم روال پخش و اکران اینچنین بود؟ تجریه که این را تایید نمی‌کند! از طرح پرسش‌ها می‌خواهم بگویم که به نوعی همه جواب‌ها به سمت گزینه‌ای معطوف است که ردپای مدیریت در آن دیده می‌شود؛ آن هم مدیریت سلیقه‌ای. در واقع مدیریت است که اراده‌ای برای دیده شدن این فیلم و این مجموعه طنز ندارد.

بر اساس آنچه ذکر شد باید گفت متاسفانه فهم فرهنگی مدیران ما بر  این "مبنای مضحک" پی‌ریزی شده که نقد از درون نوعی "تضعیف" محسوب می‌شود و در عوض مداحی، موتور حرکت به جلوست! حال آنکه بزرگترین خاصیت و منفعت هنر و رسانه، "نقد" است و از همین رو باید دست و قلم منتقدی را که بی‌منت و بدون دریافت مزد فضای جامعه، رفتار مردم، سلوک مدیران و عملکرد نهادها را نقد می‌کند، بوسید آنهم به خاطر دیده‌بانی و هشدارهایش. اما حذف و انزوای منتقدان در چند سال اخیر حاکی از طرز تفکر معیوبی است که تولیدات سطحی و خنثی را به طور غیر قابل توجیهی حمایت می‌کند و تولید و توزیع و تکثیر و تبلیغ چنین اثرهایی را هم ستاره سپهر فرهنگی مدیریتی خویش تلقی می‌کند.

به هر حال دیدن "کتاب قانون و مسافران" در فصلی از حیات اجتماعی کشور که "قانون" محور سخنان و نشست‌وبرخاست‌ها شده، به شدت توصیه می‌شود البته اگر پخش آن به قول مش‌رحمت شمس‌العماره، ناگهان "ملغی" نشود بویژه که امروز روند صعودی جامعه به سمت بی‌اخلاقی بر کسی پوشیده نیست و "تذکر و اصلاح" هنرمندانه این رفتارها بیش از هر چیز دیگر کارساز است اما دریغ که به جای تولید سالیانه چندین کتاب قانون و مسافران، "اخراجی‌ها" به تولید انبوه می‌رسد!

۱۳۸۸/۰۸/۱۹
 مطالب مرتبط 
کلینیک ترک اعتیاد اسمال سگدست/ محسن حدادی
"به رنگ ارغوان" چه می‌گوید؟ /محسن‌حدادی
استشهادی برای فرهنگ / محسن حدادی
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
هشت بهشت
روزنامه‌ی‌ حزب ‌‌خران
شیوع آنفلوآنزای اخلاقی / محسن حدادی
اعلام اسامی هنرمندان دستگیرشده‌
قصه، قصه‌ی دیگرى است.../محسن‌حدادی
با حکم حل نمی‌شود! / محسن حدادی
اصلاح الگوی مصرف فرهنگ / محسن حدادی
سینما، آب و آفتابه
ریشه در فرهنگ / محسن حدادی
کربلا؛ 2009سال پس از مسیح / محسن حدادی
باغ کاغذی در مدینه / محسن حدادی
محسن حدادی رتبه‌ی سوم مصاحبه
باز هم جای خالی کتاب / محسن حدادی
نفر چهارم
قسمت آخر ترانه‌ مادری
ساعتها در شورای ‌عالی/ محسن حدادی
عیدی‌فرقان/محسن‌حدادی
در ستایش بانوی‌ایرانی
انتشار "روایت کیارستمی از استاد طوفان"
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماست / محسن حدادی
ناصرالدین ‌شاه در کربلا / تحریفات مدرن
جایزه‌ی شهید بایرامی اهدا شد!
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خیابان کدام انقلاب؟ / محسن حدادی
غافل‌گیری چهاردهم
و قاف حرف اول قلب است
یانگوم و ناوارو در اغمای2
لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی
پوشش خبری فاکس‌نیوز از نمایشگاه قرآن
عامه پسند‌های مذهبی، علف‌های هرزی که حمایت می‌شوند
قهوه در استکان کمر باریک/محسن حدادی
سوالات کنکور 86 دانشگاه آزاد
شب ‌به‌خیر مهندسی فرهنگی/محسن‌حدادی
ویرجینیا به روایت بهنود و فاطمه رجبی
اندکی سایه
یک گام به پیش؟! / محسن حدادی
من‌قاتل‌صندلی‌تان‌هستم/ ویژه‌‌‌سالگرد
25سال جشنواره برای چی؟!
چهارشنبه‌های مریم
هرندی علیه صفار / غیر قابل چاپ!
فرهنگ اصطلاحات انتخاباتی
گردش به چپ و راست با دور برگردان اضافه
من از طعم دوبیتی‌های باران‌خورده لبریزم / فرزاد جمشیدی
شما ماستت‌و بخور یا مسائب! ساخت یک سریال اجتماعی
تجلیل از خبرنگاران سی 101

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
حرف‌هایی‌‌که‌‌ شنیده ‌‌نشد/ محمد نوری‌زاد
روزمرّگی بختکی نیست که از آسمان فرود آید... بلکه حاصل قرار گرفتن آدمهای کم بنیه، کم هوش، کم رمق، کم انگیزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخی از منصب‌های مدیریتی‌است... مگر نه اینکه استعدادهای بی‌فرهنگی موجود، فارغ از برنامه‌های جورواجور ما و در زیر لایه‌های زیرین جامعه، سر به کار سامان خود داشته‌اند، در حالی که ما مصرانه، اصرار بر ندیدن و بحساب نیاوردنش داشته‌ایم؟
۱۳۸۸/۱۱/۲۰
شاخص اقتدار فرهنگی / محمدرضا زائری
جنس قدرت فرهنگ، نرم است و از جنس اقناع و باورمند ساختن مخاطب و مجموعه‌ی هدف؛ مثلاً از طریق تأثیرگذاری گروه‌های مرجع، نه با اکراه و اجبار... دشمن در حال پیشروی است... اما در این میان یا مهمات نمی‌رسد یا کالک‌های عملیاتی گم می‌شود و یا نیروها به غلط جابه‌جا می‌شوند...
۱۳۸۸/۱۲/۱۶

بایگانی
برج آزادی میزبان "هزاره شاهنامه"
دوتار نوازی در ایران و آناتولی
"تنیده در خطوط موازی"منتشر شد
"نگهبان" 9جایزه‌ی سینمای چک را برد
"غول" در حضور مارکز "کارتاژ" را برد
"پرشس" برنده‌ی جوایز اسپیریت
"کتاب قانون"در میان پرفروش‌‌های88
نمایشگاه عکس نوعی‌نگاه در ساری
کنسرت نوروزی "آریان" در کوالالامپور
ای عاشقان محمدرضا لطفی!
تماشاخانه سنگلج میزبان عبید زاکانی
نقاشی‌های چندبعدی در نیاوران
دونوازی موسیقی در ایستگاه‌های مترو
نقاشی قهوه‌خانه‌ای در موزه هنرهای معاصر تهران
تقدیر از آمیتاب باچان و ژانگ ییمو در مراسم جوایز فیلم آسیا
"سینما رسانه" با پرونده‌ی جشنواره

بایگانی  
خواب تلخ
سمیه کاووسی
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی

بایگانی  
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام