اختصاصی کتابنیوز/ info@ketabnews.com
دوشنبه شب این هفته، جمعی از اساتید ادب و شعر کشور به همراه جوانان خوش آتیه شاعر در محفلی ماندگار تا پاسی از شب میلاد مسعود حضرت مجتبی(ع) به شعرخوانی پرداختند. در این محفل با صفا، رهبر انقلاب در بیاناتی ضمن به کار بردن تعبیر زیبای ثروت ملی برای شعر، به تبیین خطوط کلی حرکت اهل شعر و مسئولان فرهنگی برای آینده نظام پرداختند. آنچه میخوانید گزارش کتاب نیوز از گزیدههای بیانات ایشان است که در خبر منعکس شده در رسانهها منتشر نشده است.

* شکی نیست که شعر، یک ثروت ملی است، اگر کسی در این تردید بکند، در یکی از بدیهیترین مسائل تردید کرده است. اولا باید این ثروت را ایجاد کرد، ثانیا باید آن را روز به روز افزایش داد که دچار خسران و کم آمدن و کاهش نشود، ثالثا باید از آن برای نیازهای کشور، یک استفاده بهتر و برتر کرد.
* من الان نمیتوانم ادعا کنم که عامل رشد و گسترش فعلی شعر در کشور ما چیست؛ اما شکی نیست که یکی از دلایلش باز بودن فضای جولان در عرصههای مختلف فکری و ذهنی است که هدیهی انقلاب به ماست.
* ما دوران قبل از انقلاب را دیدهایم و با خیلی از شاعران آن زمان نشست و برخاست داشتهایم. بهترین ایشان مرحوم امیری فیروزکوهی بود که حقاً در قلهی غزل زمان خودش قرار داشت، بیشترین تجلی و نمایشی که میشد از او دید، در گوشهی یک جلسه خصوصی بود. یا مرحوم اخوان ثالث که قطعاً - به نظر من البته - بهترین شاعر نیمایی زمان خود بود، به نظر من قویتر و مسلطتر از او در لفظ و معنا نبود، او در حال عزلت و در یک گوشهای زندگی میکرد... وضع عرضه شعر این بود. وقتی بزرگان، در این عزلت و خمودی زندگی میکنند، قهراً جوانها رشد نمیکنند. البته من کمیت را میگویم و مساله کیفیت یک چیز دیگر است که باید یک سنجش واقعی و علمی انجام شود و... به هر حال باز بودن میدان عرضه، خود مشوق بزرگی است، انقلاب این میدان را باز کرد نه فقط در شعر، در علوم مختلف و مدیریتهای کلان هم همینطور...
* شعری که من امشب شنیدم و پارسال شنیدم، با شعری که چهارده پانزده سال پیش از جوانها میشنیدم خیلی رشد کرده، خیلی خوب شده، خیلی صیقل یافته شده، علاوه بر اینکه از نظر مضامین، خیلی پیش رفته است... حالا این ثروت ملی را امروز داریم، باید افزایش بدهیم؛ هم بر عهده دستگاههای مسئول است و هم خود شاعران... خودتان باید احساس مسئولیت کنید، یک نعمتی به شما داده شده، شکرگزاری کنید و شکرگزاریاش هم همین است که چشمه را جوشندهتر کنید... بخش سوم اینکه از این ثروت کجا استفاده شود؟ امروز اخلاقیات زیادی در کشور مورد نیاز است که باید به اخلاقیات ملی تبدیل شود. خلقیاتی که باید اسلامی شود؛ صفا، یکرنگی، روح اخوت و برادری، احساس امنیت نسبت به یکدیگر، قدرت ابتکار و شجاعت و نوآوری، خطرپذیری، امید به آینده، تزریق امید به دیگران و... به عنوان یک خصلت ملی نیاز داریم... اینها نصیحتی و دستوری نیست؛ با زبان هنر میتواند القا شود و فضا را پر کند. یکی از نیازهایمان، شعر اخلاقی است...
* در تاریخ ادبیات ما، این ویژگی در شعر ما کاملا به چشم میخورد. سعدی که از این جهت در قله است؛ فردوسی، نظامی، سنایی و ناصرخسرو همین طور است، جامی و صائب همین طور است. واعظ قزوینی همین طور است. اصلاً او واعظ بوده و منبر میرفته است و البته شعرهای بسیار خوب و پر مضمون و عالی هم در سبک هندی گفته است.
* مولوی را ببینید؛ شعر مثنوی که به گفته خودش هو اصول است؛ اصولِ اصولِ دین است. یک وقتی مرحوم مطهری از من پرسید نظر شما درباره مثنوی چیست؟ گفتم همان که خودش گفته؛ هو اصول... اصول دین است. [هذا کتاب المثنوی و هو اصول... اصول الدین فی کشف اسرار الوصول و الیقین ] شهید مطهری هم گفت کاملا درست است... البته دربارهی حافظ با هم کمی اختلاف عقیده داشتیم!

*...این دریای عرفان جایش در شعر ما خالی است؛ تقلیدی هم نیست که تعبیرات را تقلید کنیم؛ شعر مزه و لذتی نخواهد داشت، باید یک چیزی را درک کرد، در ذهن پخته کرد و با زبان هنری بیان کرد... در زمینهی مسائل سیاسی و انقلابی هم باید خیلی کار کرد، کارهای نشده خیلی داریم... انقلاب حرف نو در دنیا آورده است؛ حرف نویی که تا امروز نشان داده که نامیراست و روز به روز نفوذش بیشتر شده و قدرتهای بزرگ را به چالش گرفته است... پیام انقلاب؛ پیام عدالت، معنویت، تکریم به معنای حقیقی انسان؛ اینها را باید گفت. باید اینها را با ثروت ملی ِ شعر نشان داد.
* من به هیچ شاعری توصیه نمی کنم که شعر عاشقانه نگو. معلوم است که نمیشود. البته میشود توصیه کنم که مراقبت کنند افراطی نشود؛ از حالت حجب و حیای ایرانی - اسلامی ما خارج نشود و ترویج شعر عریانی که آنها میخواهند نشود. ما هم نه آنقدر خشکیم که از این شعرها لذت نبریم و نه آنقدر بیتوجه که آن را نفهمیم.
* حقیقتاً درگذشت امینپور ما را به معنای واقعی کلمه، داغدار کرد. بعد از مرحوم حسینی دلمان خوش بود به امینپور، که او را هم از دست دادیم. حالا باید قدر شما را بدانیم...
حالا باید قدر شما را بدانیم که بالاخره... مثل معروفی است، آن پیرمرد فرانسوی که با ویلچر به جلسهای آمده بود. جوانکی به پیرمرد میگوید: ان شاءالله سال آینده هم ببینیمتان و پیرمرد هم نگاهی به جوان میاندازد و میگوید بعله! شما که البته هنوز خیلی جوانید!

و این مزاح رهبری پایان بخش شیرین شب شعر و خاطره شعرای کشور با ایشان بود؛ پایان بخش یک دیدار و گفتار سه ساعته!