تبليغاتX
راه
وبلاگ اطلاع‌رسانی نشريه جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي

سخنان شهيد مطهري راجع به مسئله  فلسطين

 والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم . به خدا قسم مسئوليت داريم . به خدا قسم ما غافل هستيم . و الله قضيه‏اي که دل پيغمبر اکرم را امروز خون کرده است ، اين قضيه است . داستاني که دل حسين بن علي را خون کرده ، اين قضيه است .

اگر مي‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم ، اگر مي‏خواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش‏ بدهيم ، بايد فکر کنيم که اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي‏گفت براي‏ من عزاداري کنيد ، مي‏گفت چه شعاري بدهيد ؟ آيا مي‏گفت بخوانيد : " نوجوان اکبر من" يا مي‏گفت بگوييد : " زينب مضطرم الوداع ، الوداع " ؟! چيزهايي که من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهاي پست و کثيف ذلت آور تن ندادم و يک کلمه از اين حرفها نگفتم؟!

اگر حسين بن‏ علي بود مي‏گفت اگر مي‏خواهي براي من عزاداري کني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد .

شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مُرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تکان بخورد.

هي دروغ در مغز ما کردند که‏ آقا اين يک مسئله داخلي است. مربوط به عرب و اسرائيل است . …

تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم ، خودمان را شيعه علي بن ابي طالب بخوانيم.

آيا ما وظيفه نداريم که کمک مالي به آنها بکنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نمي‏کنند؟

« فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء ، آيه 95) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم»( سوره توبه ، آيه 20)

  به وسيله مال که مي‏توانيم کمک کنيم . والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است.

اولين سوالي که بعد از مُردن‏ از ما مي‏کنند همين است که در زمينه همبستگي اسلامي چه کرديد ؟

پيغمبر فرمود : « من سمع مسلما ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » هر کس بشنود صداي مسلماني را که فرياد مي‏کند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد ، و او را کمک نکند ، ديگر مسلمان نيست ، من او را مسلمان نمي‏دانم . چه مانعي دارد که ما براي اينها حساب باز کنيم ؟ چه‏ مانعي دارد که مقدار کمي از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم ؟ …

مردم بيدار آن مردمي هستند که فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند.

 من وظيفه خودم را عمل کردم . وظيفه من فقط گفتن بود و خدا مي‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگري نبود. اين کمک مالي را وظيفه‏ شما مي‏دانم و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظي مي‏دانم که اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظي واجب مي‏دانم که چنين حرفي را بزند. مراجع تقليد بزرگي مثل آيت الله حکيم و ديگران رسما فتوا داده‏اند که کسي که در آنجا کشته مي‏شود ، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.

 پس بياييم به خودمان ارزش بدهيم ، به کار و فکر خودمان ارزش بدهيم ، به کتابهاي خودمان ارزش بدهيم ، به پولهاي خودمان ارزش‏ بدهيم ، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بکنيم . علت اينکه دولتهاي‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمي‏انديشند ، اين است که معتقدند مسلمان غيرت ندارد . آمريکا را فقط همين يکي جري کرده است . مي‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد ، همبستگي و همدردي ندارد.

مي‏گويد يهودي که‏ براي پول مي‏ميرد، جز پول چيزي نمي‏شناسد، خدايش پول است ، زندگيش پول‏ است ، حيات و مماتش پول است ، به يک چنين مسئله حساسي که مي‏رسد روزي‏ يک ميليون دلار به همکيشانش کمک مي‏کند ولي هفتصد ميليون مسلمان دنيا کوچکترين کمکي به همکيش خود نمي‏کنند"!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 

 غزه در محاصره، جهان در اشغال

غزه درمحاصره است.
طنطاوي دست برادر ديني‌اش، شيمون پرز را به گرمي مي فشارد.
خادم حرمين شريفين جايزه ترور نصرالله را هر روز بالاتر مي برد.
انجمن حجتيه در واکنش به درگيري جهودها با فلسطيني‌هاي ناصبي! اللهم اشغل الظالمين بالظالمين مي خواند.
مناديان ذوب در ولايت بالاخره اختلافاتي را که نداشتند با دوستان جدا افتاده‌شان کنار مي‌گذارند و در برابر "دشمن" مشترک نداي وحدت سرمي‌دهند.
استالينيست ها در دانشگاه تهران با فرياد مرگ بر ديکتاتور، منجي آزادي خواهشان درگوانتانامو و ابوغريب را صدا مي‌کنند.
جهانشاهي دوباره چفيه به دوش مي اندازد تا به هم بندانش در اوين هشدار دهد که به مقدسات توهين نکنند.

غزه در محاصره است.
هنيه چفيه جهانشاهي را به دوش مي گيرد
و بر ظلم زمين خواران مي خروشد: "يا للمسلمين"
عبدالله جردني از خنده ريسه مي رود.
حسني‌مبارک با ضجه مادران فلسطيني، عربي مي رقصد.
شيخ کويت تصوير "عماد" را تيرباران مي کند.
سعد حريري براي ليوني، بوسه مي فرستد.

غزه در محاصره است.
مصر قلب خاورميانه عربي
در چنگال شوم مبارک دست و پا مي زند.
جردن به پادشاه انگليسي‌اش زبان عربي مي آموزد..
در دوحه هواپيماهاي فوق پيشرفته آمريکا قطر شيخ قطر را صبح به صبح اندازه مي گيرند و دبي براي پذيرايي از روسپي هاي اروپايي و خوانندگان لس آنجلسي اش، به کارگران فيليپيني و پاکستاني و بنگلادشي آماده باش داده است.
طالبان زير سايه عمو جرج، بنياد تمدن اسلامي شان را با خشت هاي خشخاش بالا مي برند.
ازبکستان به جايگاه پختاکور در ليگ باشگاه هاي آسيا مي انديشد و تاجيکستان و قرقيزستان و ترکمنستان و قزاقستان با ته لهجه روسي، متون وهابيت را حفظ مي کنند و يا دنبال ماهواره هاي ترکي مي گردند.

اخباري که از غزه مي رسد روايت گر اوضاع وحشتناک ديگر اقاليم رو به قبله است.
در فرياد جانخراش هر مادر فلسطيني کنگره اي در آسيب شناسي جهان اسلام برپاست.
و در چشمهاي منتظر کودکان غزه، طومار سرمقاله نويسان حراف پايتخت هاي اسلامي درهم پيچيده شده است

غزه در محاصره است.
و جهان اسلام در اشغال!
روياي از نيل تا فرات محقق شده است. صهيونيست هاي دشداشه پوش و فينه به سر و کروات به گردن تمام قد به ياري عشيره عبري شان ايستاده اند.
غزه آزادترين و زنده ترين اقليم جغرافياي اسلامي در غم اشغال جهان اسلام ضجه مي زند وخود را در عملياتي استشهادي به خط زده است تا محاصره را بشکند.
در حالي که حاجيان به شيطان کوچک، ريگ مي کوبند،
فرزندان کوچک ابراهيم، سنگ در مشت به مصاف شيطان بزرگ رفته‌اند.
و جبرئيل بر کرانه عرش فرياد مي کشد:
"ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين قالوا ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها ..."
در ملکوت ما لکم، ما لکم پيچيده است.
پروردگارحجت سکوت و قعود را مي پرسد
و ما براي جهاد، حجت مي جوييم.
با سقوط هر دولت صهيونيست اسلامي، يکي از ارکان اسرائيل فرو خواهد ريخت.
اسرائيل نام ديگر آل سعود است.
حسني اولمرت و ايهود مبارک، کارگزاران يک دولتند و ريشه شيطان بزرگ در خاک اسلام آمريکايي است.

چه بايد کرد؟
1. عناصر و آثار و مراکز بيداري اسلامي در کشورهاي مختلف بايد به يکديگر برسند(به هر دو معنا)
هر حرکتي در جهت رفع اين گسل و گسترش اطلاع ما از هم و ارتباطمان با هم گامي بلند در شکل گيري بنيان مرصوصي است که قرار است قتال في سبيل ا... را به وصفي پروردگار پسند پيش برد.
هر کدام از ما مي توانيم فردي و گروهي، سطح اطلاع و ميزان ارتباطمان با عناصر،‌آثار و مراکز بيداري اسلامي در جهان را در يک دوره‌ي زماني مشخص ارتقاء بخشيم و براي ارتقاء آن در کل امت برنامه ريزي و کار کنيم. هر کدام بايد ظرفيت هاي موجود و در دسترس در اين زمينه را شناسايي و فعال کنيم.
2. هويت منطقه اي و جهاني انقلاب اسلامي بايد بازسازي شود. فعالان جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي چقدر در فضايي جهاني تنفس مي کنند.
از مصطفي چمران تا مرتضي آويني، همه شهداي ما جهان وطن بودند و از لبنان تا بوسني و از فيليپين تا افغانستان و از نيجر تا سورينام، عرصه تکليف است.
آنچه را از آنها آموخته ايم کي به کار خواهيم گرفت؟
قبسات غزه آنقدر هست که شام تاريک محافظه کاري در جهان اسلام را به پگاه پر نور آرمانگرايي پيوند دهد.
3. جداي از آگاهي ها و آرمان هاي جهاني توان ها را نيز به همين نسبت توسعه بايد داد.
حصار زبان را بايد برداشت.
در کنار اين همه اردوها و دوره هاي اپيستومولوژيک نمي توان دوره هاي فشرده زبان هاي مختلف را برگزار و امکان ارتباط مستقيم با عناصر و منابع همدل اما ناهمزبان را فراهم کرد؟
و دهها نوع دوره هاي کوتاه و بلند و فشرده و مفصل ديگر براي جبران گسل عظيمي که اسلاميان جهان را از هم دور و دورتر کرده است.

غزه در محاصره است.
و جهان در اشغال.
و طنين ما لکم، ما لکم در گوش جان مومنان.
غزه، قبضه شمشير بيداري اسلامي است.
ذوالفقاري که پرده آمريکا و اسلام آمريکايي را همزمان خواهد دريد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 

شماره 7 +30 نشريه فرهنگي تحليلي راه از سوي دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 
رژيم وابسته به امپرياليسم مي‌خواست با يورش وحشيانه به حريم دانشگاه از بروز هر گونه اعتراضي از سوي دانشجويان جلوگيري كند. لذا با يك حمله غافلگيرانه به دانشگاه تهران سه تن از دانشجويان را  مورد اصابت گلوله قرار ‌داد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 
شجاعي طباطبايي از معدود هنرمندان انقلاب اسلامي است که جهاني شده است. بعد از برگزاري مسابقه "مرز آزادي بيان کجاست؟" درباره هولوکاست، ورودش حداقل به 22 کشور ممنوع شده است. البته به برکت همان مسابقه شبکه بزرگي از کاريکاتوريستهاي عدالتخواه به هم وصل شده اند.

گفتگو از نقش هنر در مقابله با زورگويي جهاني در دهه اول انقلاب شروع شده  و به همين مسابقه اخير ختم شده است. تنها نگذاشتن هنرمندان متعهد لب سخنان شجاعي‌ طباطبايي‌ست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 
هر سه طلبه پايه ده حوزه علميه قم اند .  ماه رمضاني که گذشت،  در ايستگاه‌هاي مترو تهران کتاب توزيع كردند تا  بگويند مردمي كه حاضرند 20 دقيقه  پيام بازرگاني ببينند چرا  نخواهند  20 دقيقه رمان و كتاب بخوانند. 

 مي گويند در ايام تبليغ، دوستان ما در روز عاشورا  بالاي منبر كتاب مي‌خواندند . «آفتاب در حجاب»  سيدمهدي  شجاعي را  کسي  خوانده بود و مردم با آن  گريه كرده بودند.  "توزيع كتاب، مشكلات و موانع و فضاهاي جديد"  موضوعي است كه در  ميزگردي با حضور زماني، جوكار و داوودي طلاب حوزه علميه  مطرح شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 
در ديدار تشکلهاي دانشجويي با رهبر انقلاب نمايندگان سه تشکل در عبارتهايي مشابه از بي توجهي صاحب منصبان به "نقدهاي منصفانه" گله کردند. اين اشتراک نظر دستمايه ميزگردي شد در راه . ميزگرد با حضور مسعودي، دبير اتحاديه انجمن اسلامي مستقل دانشگاه ها، جوادي، دبير اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان و شهبازي، دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي برگزار شد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 

اگر همين روند باشد که هيچ جاي اميدواري نيست. نه ده سال، نه پانزده سال با زمين خواران شهر برخورد نمي شود 

ايران نزاد

سرلشکر ايران نژاد، جانباز و عضو شوراي شهر سيرجان است که سالهاست در جريان زمين خواري شهر بوده و فعاليت هايي را هم انجام داده است. در اين گفتگو، از رسيدگي به پرونده ها گفته و براي حجت الاسلام جهانشاهي آرزوي آزادي کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 

شطحي در ضرورت مهندسي "مديريت فرهنگي "

سرمقاله شماره شش راه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  | 

شماره 6 +30 مجله راه نشريه دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت   توسط تحريريه مجله راه  |