کتاب نیوز  شناسنامه

پور ولی: بعضی می‌ترسند جوانان بزرگ شوند

برگزیده دوازدهمین دوره کتاب سال دفاع مقدس گفت: می‌گویند که از نویسنده‌های دفاع مقدس حمایت می‌کنند اما به جز خانم راضیه تجار و خبرگزاری فارس که گه‌گاهی برای مصاحبه با من تماس می‌گیرد کسی از من حمایت نکرده است.
 

به گزارش فارس «مجید پور ولی» داستان‌نویس و برگزیده دوازدهمین دوره کتاب سال دفاع مقدس گفت: پس از برگزاری جشنواره متأسفانه شاهد بودیم که این جشنواره از طرف صدا و سیما بایکوت خبری شد و این در صورتی بود که بعضی از خبرگزاری‌‌ها به پوشش خبری این مساله پرداختند و در میدان‌های مهم شهر هم بیلبوردهایی نصب شد، اما در صدا و سیما مطالب به صورت کلی و گذرا اعلام شد.
وی تصریح کرد: برخورد بانیان و سیاست‌گذاران این جشنواره با برگزیدگان اصلاً خوب نبود و این امر منطقی نیست که این قدر جایزه‌ها را تلخیص کنند. اصلاً کار زیبایی نیست که نفر اول معرفی نشود. من چون خودم در زمره برگزیدگان هستم شاید خیلی درست نباشد که بخواهم روی این مسأله مانور بدهم و مطمئناً این حرف در ذهن خیلی‌ها کژتابی ایجاد می‌کند که من قصد اهانت به جشنواره را دارم.

این داستان‌نویس تصریح کرد: مطمئنم که این مسأله از طرف داوران نبوده است بلکه سیاست‌گذاری مسئولین جشنواره است. بعضی‌ها هستند که می‌ترسند جوانان بزرگ شوند. انگار حتماً باید یک جوان یک پروسه زمانی را طی کند و مثلاً 50 ساله شود تا بتوان آن را یک نویسنده نامید.
پورولی تصریح کرد: من در مصاحبه دبیر جشنواره خواندم که گفته بود از نویسندگان آثار حمایت می‌شود و آثار خریداری می‌گردند. گیرم که این مسأله اتفاق بیفتد اما سود اصلی به جیب ناشر می‌رود. در یک مسابقه به هر حال یک نفر اول خواهد شد و هنوز فلسفه این‌که نفر اول را معرفی نمی‌کنند برای من گنگ است.

این نویسنده دفاع‌مقدس تصریح کرد: من سال گذشته در جایزه ادبی یوسف هفتم شدم ولی یکی از دوستان به عنوان نفر اول انتخاب شد و من هم خوشحال شدم. در جایزه قلم زرین در بخش داستان کتابم کاندیدا شد اما مقام اول مشترکاً نصیب دوستان عزیزم احمد شاکری و فیروز زنوزی شد و من دوم شدم و باز هم باعث سرافرازی من بود. در جشنواره‌ها برد و باخت وجود دارد و باعث ناراحتی این است که هیچ یک از شرکت‌کنندگان در یک رقابت مقام اول را نیاورند. می‌گویند که از نویسنده‌های دفاع مقدس حمایت می‌کنند اما من تا امروز چندین جایزه کشوری دارم و 32 ساله هستم و به جز خانم راضیه تجار و خبرگزاری فارس که گه‌گاهی برای مصاحبه با من تماس می‌گیرد کسی از من حمایت نکرده است.

۱۳۸۷/۰۹/۰۳
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
نقطه‌ی تکامل حیات / نادر ابراهیمی
در نیمه‌ی راهِ حرکت به سوی قله، جشن گرفتن به خاطر قله‌نوردان، قله‌نوردی را لغو می‌کند، کوه نوردی را لغو می‌کند. حق است که کوه‌نوردان به اعتراض این جشن، از نیمه‌ی راه بازگردند. بگذارید فتحی حادث بشود، آنگاه جشن فتح بگیرید. انسان تا زنده است حق دارد امید فتح را از دست ندهد.
باید از زیر صفر شروع کرد
عمده این است که ما ذهن این جوان‏ها و حتى پیرها و روشنفکرنماها را آماده کنیم که ما خودمان "آدم" هستیم و اینطور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و حتى اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم...مدت‏ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان داراى یک فرهنگ بزرگ انسانى با ارزش‏هاى اسلامى هستیم..
توی چمدان ماه، خورشیدی هست / سیامک بهرام‌پرور
در ادبیات معاصر کم نبوده است نمونه‌هایی که شاعر با گذر از جنسیت خود و با نگاهی ظریف و هوشمندانه به کشف دنیای جنسیت دیگر رفته است. زنی فرهیخته که در زیر فشار روزمرگی‌ها دارد فردیت خود را از دست می‌دهد.
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
صلی‌الله علیک یا اباعبدالله/ ویژه
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام