چیستا یثربی، نویسنده، کارگردان و مدیر انتشارات نامیرا خبر تعطیلی این انتشارات را که در برخی از رسانهها منعکس شده بود، تکذیب کرد. این انتشارات با دو عنوان کتاب جدید در بیست و دومین نمایشگاه بینالمللی کتاب شرکت میکند.
یثربی با بیان این مطلب به ایبنا گفت: سه سالی است که به دلیل تمرکز بیشتر بر فیلمنامهنویسی، تئاتر و برخی مشکلات مالی که یک شرکت خصوصی توزیع پخش کتاب پدید آورد، از تعداد عناوین منتشر شده نشر نامیرا کاسته شده بود؛ در حالی که پیشتر، در این انتشارات هرساله 12 تا 15 کتاب چاپ میکردیم.
وی ادامه داد: همچنین، نوشتن چند فیلمنامه از جمله «دعوت» حاتمیکیا و «تله فیلم» متفاوتی که در این روزها برای کارگردانان مختلف نوشتم، باعث شد تا حدی از کار نشر دور شوم تا اینکه به همت برخی پژوهشگران و نویسندگان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دوباره انتشارات را توسعه دادم.
به گفته وی مشکلات مالی انتشارات نامیرا با حمایت و پیشنهادهای معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفع شده است و این انتشارات تلاش دارد کتابهایی چون «ساختار نمایشی قصههای قرآنی» و «روانشناختی دعا، نیایش و نقش آن در درمان» را آماده چاپ کند. وی این آثار را کتابهایی فاخر و ارزشمند دانست که پس از تالیف، توسط سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ میشوند.
یثربی تصریح کرد: به همت مسوولان معاونت فرهنگی، کتابهایی به من سفارش داده شد و این بار نه به عنوان یک ناشر بلکه به عنوان نویسنده، این فرصت فراهم شد تا برخی از آثار فاخری را که سالها آرزومند تحقیق و نگارش آنها هستم به چاپ برسانم و این امر مهم به همت دفتر آثار مفاخر فرهنگی و معاونت فرهنگی و حمایتهای آنها صورت میگیرد.
وی ادامه داد: این حمایتها باعث شد نه تنها به عنوان یک نویسنده وقت تحقیق و نگارش پیدا کنم بلکه بتوانم صدمه ناشی از آن شرکت پخش را جبران کرده و انتشارات «نامیرا» را دوباره سروسامانی ببخشم و خوشحالم که اکنون این انتشارات با دو عنوان کتاب «جنایات و مکافات» و «پسرک به دنبال رنگ زرد» در بیست و دومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شرکت میکند.
وی یادآور شد: قرار است مجموعه «سی قصه؛ سی سال انقلاب» را با کمک وزارت ارشاد به چاپ برسانم که از خاطرات و بحثهای مادرانه میان یک مادر و دختر 11 ساله درباره تاریخ انقلاب اسلامی شروع میشود؛ این سوژه را از زندگی واقعی و سوالهای دخترم، الهام گرفتم.
یثربی یادآور شد: مخاطب قصههای من، دختر 11 سالهایی است که سنش از انقلاب ما خیلی کوچکتر است؛ شاید یک روز همه اینها را برای فرزندانش تعریف کند؛ امیدوارم هنگام نوشتن قصه مرز میان خیال و واقعیت را درست تشخیص دهم. در این اثر به خاطرات مادرم که حضور فعالی در انقلاب داشت نیز میپردازم بلکه بتوان حقایق فراموش شده را برای خودم و نسلهای بعد زنده نگه دارم.