کتاب نیوز  شناسنامه

عمر سعدها و انقلاب / حسن طاهری

اشاره: همواره شخصیت‌های سیاسی مؤثر و خواص و به دنبال آن نزدیکان و فرزندان آن‌ها، در وقوع حادثه‌ها و بحران‌ها، نقشی به سزا و مهم داشته‌اند. این نقش به اندازه‌ی نزدیکی و دوری آنها از ارزش‌ها و معیارهای حق و باطل، آنان را در دو سوی جبهه‌ی حق و باطل تقسیم کرده و به هر یک از صفوف، ملحق ساخته است. بسیارند آقازادگان، نورچشمی‌ها، فرزندان و نزدیکان صحابه پیامبر و یاران امام که به واسطه سهل‌انگاری پدران خود ـ که از بیت المال مسلمین و منصب‌های حکومتی برخوردار بودند ـ در اندک زمانی، تبدیل به مصیبت‌زا‌ترین و بحران آفرین‌ترین شخصیت‌ها شدند. این فرزندان دور مانده از تربیت اسلام و بزرگ شده از بیت المال و ثروت‌های حرام، خونین‌ترین صحنه‌های هراسناک و شرم‌آور تاریخ را خلق کردند که عاشورا یکی از آنان است. اگر فقط گوشه‌ای از جنایت‌های خونین عبید‌الله بن زیاد، عمر سعد، عبدالله بن عمر، مروان بن حکم، عبد الله بن زبیر، یزید بن معاویه، ولید بن عتبه، سعید بن عاص و ... را بررسی کنیم، در خواهیم یافت که این آقازادگان و از منتسبین به امرای قوم، چه مصیبت‌هایی را بر جامعه اسلامی وارد ساختند. 


کوچه‌های مدینه بود و سر و صدای کودکانی که زیر سایه اسلام و پیامبر خدا قرار داشتند. سالهای حکومت عشق و عقل و حضور سراسر نور پیامبر خدا (ص) بود. کودکان مسلمانان همبازی یکدیگر و فرزندان سرداران و سپاهیان اسلام در کنار هم بودند. در میان کودکان ـ که در کوچه‌ای از کوچه‌ها بازی می‌کردند، شاید حسین بن علی(ع) نیز حاضر بود و همسایه چند کوچه پایین‌تر، عمر، پسر سعد بن ابی وقاص در دنیای کودکی‌اش شناور بود. به راستی زندگی این دو کودک در آن سال‌ها به کدام سو در حرکت بود؟



حسین(ع) کودکی بود که بر سفره طعام‌شان جز نان و خرما و شاید هم شیر، غذای دیگری یافت نمی‌شد؛ با آن که نوه پیامبر و حاکم اسلام بود و آن یکی، عمر سعد؛ کودکی بود اشراف‌زاده که بوی طعام لذیذ و گرم و نوشیدنی گوارا و لباس نرم را از چهره‌ گل انداخته‌اش می‌شد، دریافت. هر دو از بزرگ‌زادگان بودند و فرزندان خواص جامعه آن روز، امّا او در خانه زهد و تقوا و سادگی و این در خانه رفاه و ثروت و تشریفات. و سال‌ها گذشت تا آن که دوباره دور، دور حضور دنیا در زیست زمینی آدم‌ها شد. زمانه، زمانه‌ای گشت که زهد پیامبر نقل خاطره‌ها شد و ترجیح تقوا و لیاقت بر هم قبیلگی و فامیلی، در قرآن‌‌ها ماند. برخی از صحابی پیامبر، با سیاست و انتخابات دموکراتیک سقیفه بنی ساعده، به قدرت رسیدند. صحابی با آن که با چشم خود سیره پیامبر را از نزدیک نگریسته بودند، فرزندان و نزدیکان و هواداران و همپالکی‌های قبیله و عشیره و حزب‌های دیگر همفکر را گرد هم آوردند. یکی قاضی، یکی مشاور اعظم، یکی همراه، یکی خزانه‌دار، یکی والی، یکی سردار لشکر، یکی مفتی، یکی امین و مونس و آن یکی رئیس دفتر! این همان مردان صدر اسلام بودند که آیه‌های قرآن را در هنگام افتادن رعشه بر جسم پیامبر و نزول وحی، شنیده بودند که: «إِنَّ اکرمَکُم عِندَ اللّه اَتْقیکُم»(حجرات / 13)! آن‌ها به خوبی می‌دانستند که در مرام و سیره پیامبر، دوست و آشنا و فامیل و فرزند، هیچ اولویت و برتری بر دیگران ندارد، جز به تقوا و نظم.

همبازی‌های مدینه آن روز بزرگ‌ و بزرگ‌تر می‌شدند و پدران آن‌ها فرسوده و پیرتر. صحبت از شأن و جایگاه صحابی بود و در گرفتن مستمری از بیت‌المال و ثروت‌های حکومتی، آن هم با تفاوت و فاصله‌های فراوان با مردم. شرکت در کدام غزوه و یا اعزام به کدام مأموریت و همراهی پیامبر در کدام سفر، هر کدام بهانه‌های خوبی بود که مسؤولان حکومتی و رؤسای دولتی آن دوران را، از رانت‌خواری‌ها و مستمری‌های ویژه بیت‌المال برخوردار سازد. 

از نام و نشان پیامبر فقط پنج بار گواهی بر رسالت او در مأذنه‌ها باقی مانده بود و ردا و عمامه‌هایی که به نام پیامبر، هر زشتی و اشتباهی را توجیه می‌کرد: «عزّت اسلام است»، «مصلحت در این است»، « تفرقه نیندازید»، «جامعه نیاز به سکوت و آرامش دارد»، «مردم از جنگ خسته‌اند»، «با آرمان و شعار که نمی‌شود جامعه را اداره کرد.» باغ‌ها و زمین‌های فراوان، خانه‌های وسیع و عمارت‌های شاهانه و طاغوتی، مرکب‌ها و کجاوه‌های مجلل، خنجرها و شمشیرهای مرصّع و زینت آلات تشریفاتی دیگر، کمترین دارایی‌های برخی از صحابی پیامبر زهد و تقوا را در بر می‌گرفت! 

پنج دهه از رحلت پیامبر اسلام گذشته بود و نسل جوان آن روز، حاکمان و کارگزارانی را دیده بودند که آقازادگان و اقوامشان همه کاره‌ی آن‌ها بودند، با کیسه کیسه زر و سیم و هزاران هزار بنچاق و سند و فهرست زمین و گاو و گوسفند و اسب و استر و کنیزکان دلارایی که عقل و هوش از سر عرب حجاز می‌ربود. نسلی که جز راحت‌طلبی و رفاه‌زدگی از کارگزاران حکومت اسلامی نمی‌دید و اگر زمانی هم به بهانه دین، جهادی برپا می‌شد، نه از روی «صدور اسلام» و «گسترش ارزش‌های آسمانی پیامبر خدا»، که از روی سیطره سیادت و شرافت عرب! و تسلط بر ثروت‌های آسیا و اروپا بود تا شمشیرزنانی را به نام «جهاد در راه خدا» تجهیز ‌نمایند.

عمر سعد
عمر پسر سعدبن ابی وقاص از سرداران سپاه اسلام است. پدرش از صحابی پیامبر بود که در دوران خلیفه دوم، مسئولیت سپاه اسلام برای حمله به ایران و فتح قادسیه را بر عهده داشت. عمر در مدینه و در دوران پیامبر متولد شد و همبازی حسین بن علی(ع) در کودکی بود. باثروت اندوزی پدرش در دوران فتح ایران، تبدیل به یک اشراف‌زاده شد. او غرق در نعمت و ناز بود و از کسانی است که در فتح عراق هم در کنار پدرش بوده. او عامل شهادت «حجر بن عدی» از یاران صدیق علی(ع) بود، از آن جهت که او به فتنه‌گری «حجر» شهادت و گواهی داد. پیش از واقعه عاشورا، از سوی یزید حکم صدارت او بر استان ری امضا شد، اما طی نامه‌ای دیگر از سوی ابن زیاد که نفوذی فراوان بر یزید داشت،‌ او را به کربلا فرستاد تا جلوی حسین بن علی(ع) را بگیرد و این کار را شرط صدارت و حاکمیت او بر ری قرار داد. عمر سعد فجیع‌ترین صحنه‌ها و حادثه‌ها را فقط برای دست‌یابی به حکومت «ری» انجام داد. در روز عاشورا حسین بن علی(ع) به او فرمود: «امیدوارم از گندم ری جز اندکی نخوری!» و او با تمسخر گفت: «اگر از گندمش نخورم، جو آن برایم کافی است».

پس از شهادت حضرت، عمر سعد دستور داد تا بر جنازه حسین بن علی(ع) اسب تاختند. و اهل بیت را به اسارت بردند. در قیام مختار به کوفه گریخت و سپس به بصره رفت. به دستور مختار گردنش را زدند. او از مشهور‌ترین آقازادگان مفسد است.

اما به راستی، نقطه آغازین شکل‌گیری شخصیت این آقازادگان مفسد کجاست؟ شاید سخن مسلم بن عقیل، در هنگامی که در دارالاماره کوفه توسط ابن زیاد دستگیر شده بود، پاسخ و رمز این پرسش را بگشاید. مسلم بن عقیل در بیان انگیزه قیام سید‌الشهداء و حرکت جامعه آن روز، علیه یزید می‌گوید: «اهل این شهر چون دیدند پدر تو نیکان و صالحان را کشت و خونشان بریخت و همانند رفتار پادشاهان ایران و روم با ایشان رفتار کرد، ما به نزد ایشان آمدیم که دستور دادگستری دهیم و مردم را به حکم خدا و قرآن دعوت کنیم»

به راستی شرق‌زدگی و غرب‌زدگی و عادت کردن آقازادگان مفسد و بزرگان فاسد‌الاخلاق جامعه آن روز به تشریفات و فساد روم و ایران، می‌توانست عاملی تا این اندازه قوی باشد که همه ارزش‌های اسلامی و انسانی را تا آنجا به زیر کشد که حتی والیان و کارگزاران حکومت که به نام خدا و اسلام، حکومت می‌کردند، کافرانه شعر بگویند و خدا و پیامبر او را منکر شوند؟ رفتار پادشاهان ایران و روم چه رفتاری بود که می‌توانست میان جامعه اسلامی فاصله‌ای تا این اندازه ایجاد کند که به نام دین، سر دین را به نیزه برند؟ آیا نزاع و درگیری اهل بیت (ع) با دنیاپرستان حکومتدار، بر سر کرسی قدرت و منصب و مقام بود، یا عاملی دیگر در این میان بود؟ حضرت امام صادق(ع) در این باره به گونه‌ای عمیق و ژرف، درگیری و نزاع اهل بیت(ع) با حکومت‌های ظلم به ویژه امویان را تحلیل نموده‌اند. امام صادق(ع) نزاع و درگیری میان اهل بیت پیامبر و آل ابی سفیان را نزاعی مکتبی و بر سر عقیده می‌دانست.، نه شخصی. ایشان می‌فرمودند: «انّا و آلُ ابی سُفیانَ بَیْتَیْنِ تَعادَینا فی الله، قُلنا: صَدقَ اللهُ و قالوا: کذبَ اللهُ» «ما و خاندان ابوسفیان دو خانواده هستیم که درباره خدا،‌درگیر بودیم. ما می‌گوییم: خدا راست است و آنها می‌گویند: خدا دروغ است.»


عوامل اصلی انحراف
اگرچه این فساد عقیدتی، یکی از ده‌ها فساد موجود در میان بنی‌امیه است که می‌تواند عاملی اصلی و بنیادین برای فساد‌های دیگر این خانواده شوم باشد، اما  این فسادها را به صورت خلاصه می‌توان چنین ذکر کرد:

1. اسلام‌زدایی و تحریف معارف دین و بدعت گذاری.2. ترویج فرهنگ جبر و سکوت و تسلیم.3. غارت بیت‌المال و صرف آن در راه منافع و امیال شخصی.4. فساد اخلاق و ترویج شراب و شهوت و قمار.5. احیای تعصب‌های قومی و ارزش‌های دوران جاهلی.6. به کار گماردن عناصر نالایق و فاسد، تنها به دلیل «اُموی» بودن و رابطه فامیلی.7. حیله‌گری و تزویر و تبلیغات دروغین.8. کینه و عداوت با آل علی (ع).9. محروم کردن شیعیان ائمّه از مناصب سیاسی و حقوق اجتماعی و اقتصادی.10. کشتارهای شیعیان ائمّه به پشتوانه مناصب سیاسی و حقوق اجتماعی و اقتصادی.11 . دستگیری، حبس و کشتن چهره‌های درخشان و انقلابی و آگاه مسلمان که هوادار اهل بیت بودند.12. بیعت گرفتن اجباری از مردم و سران قبایل به نفع یزید.

انقلاب اسلامی ایران که به حق شبیه‌ترین حرکت‌ها و قیام‌ها به حرکت رسول خدا(ص) و سیدالشهداست، در برگ برگ دیباچه نیم قرن خود نیز شاهد ظهور و بروز نیرنگ‌بازانی از همان جنس آقازادگان مفسد تاریخ بوده است. این آقازادگان مفسد که تجلی عمر‌سعدهای صدر اسلام هستند, امروز یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای اجتماعی, سیاسی, اقتصادی و فرهنگی انقلاب به شمار می‌آیند که رویارویی با آنان کاری می‌طلبد, هم‌چون حرکت حسین بن علی (ع). رویارویی فرصت‌طلبان مفسد با حقانیت انقلاب اسلامی، ‌در حقیقت همان رویارویی شیوه علوی با روش اُموی است.

در شیوه و مرام علی بن ابی طالب(ع) هیچ دوست و آشنا و فامیل و هواخواه، نه تنها بر انسان‌های دیگر ارجحیت ندارد، بلکه به واسطه عدالت علی (ع)، حسنین و فرزندان پیامبر نیز، هیچ شغل و منصبی نیز نمی‌گیرند. در شیوه مدیریت علوی همه افراد بر اساس تقوا و لیاقت و تدبیر و نظم انتخاب می‌شوند. در مقابل در شیوه اداره اموی، کافی است که بدانی چه چیزی خوش‌آمد و بدآمد رؤسا و کارگزاران حکومتی را در پی خواهد داشت. این ملاکی است که همه قواعد را در شیوه مدیریتی آنان، ‌شکل می‌بخشد. دوستان و هواخواهان هم‌حزبی، آشنایان و فرزندان و همراهان و همدرسان،‌ می‌توانند، بهترین بهره‌ها و منصب‌ها را شامل خود سازند. از آن رو که خوب می‌دانند برای خوش‌آمد بزرگ قبیله، حزب، مرام و جناح خویش چه باید بگویند و چه کاری انجام دهند. آنان پیش از آنکه به معیار حق عمل کنند، به سردسته حزب یا رییس قبیله خویش می‌نگرند.

در زمانه کنونی همان فاجعه ای که درصدر اسلام بر اسلام وارد گردید، از جانب خواص و خواص‌زادگان، انقلاب را تهدید می‌نماید. مجموعه عوامل و مراحل که جزء‌جزء زندگی آقازادگان مفسد را شکل می‌بخشد، به این ترتیب است:

1. سطح پایین سواد و مطالعه و آگاهی و نداشتن بینش کافی و تحلیل عمیق آقازادگان مفسد، باعث فریب خوردن و شکار آنان می‌شود. بر این اساس طعمه و سوژه اصلی بسیاری از بحران‌ها و فتنه‌ها می‌شوند.

2. به علت تحصیل در مراکز خصوصی،‌غیر انتفاعی و عموما“‌خارج از کشور، آن هم با پول‌های شبهه‌ناک و بهره‌مندی از بیت المال، آقازادگان مفسد به عناصری غریبه و ناآشنا با مشکلات جامعه و مردم تبدیل می‌شوند. به ویژه این‌که در این عرصه و دوران، پیش از آن‌که با پابرهنگان جامعه دم‌خور و همراه باشند، با قشر رفاه‌زده، پولدار، سرمایه‌دار و متمکنین جامعه رشد و پرورش می‌یابند.

3. به علت مشغله‌های فراوان پدران، تربیت بسیاری از آنان متأثر از آموزش‌ها و تربیت‌های اطرافیان و نزدیکان می‌شود. اطرافیان و نزدیکان چاپلوس و متملّقی که در بیشتر زندگی بزرگان و خواص جامعه، حوادث تلخی را می‌آفرینند.

4. آلوده شدن آقازادگان مفسد به فعالیت‌های اقتصادی سودآور، به دلیل بهره‌مندی آنان از آخرین اطلاعات تغییر و تحولات اقتصادی و آگاهی یافتن از مصوبات و تصمیمات کارگزاران حکومت در جزئی‌ترین امور و فربه شدن آنان از ثروت‌های حرام.

5. زد و بند کردن با گروه‌های مافیایی و مشترک شدن اهداف آنها با آقازادگان مفسد در جمع‌آوری ثروت و سود بیشتر و تبدیل شدن آنها به عنوان رابط اخبار محرمانه اقتصادی و سیاسی برای باندهای مافیایی و هم‌چنین دلالی‌های گوناگون، نظیر خبررسانی و تأمین خواسته‌های دیگر!

6. تبدیل شدن آقازادگان مفسد به پل‌های ارتباطی پدران خود با دیگر گروه‌ها، باندها، حزب‌ها و قرار گرفتن آنها به عنوان فیلترها و واسطه‌هایی که خواسته‌های افراد و سلایق اشخاص را بر مبنای خواست و سلیقه پدرانشان تعدیل و سپس تفکرات و گرایش‌های آن افراد را به خواص جامعه یعنی پدرانشان  منتقل می‌نمایند. در گذشته این کار بدون واسطه‌گری آقازادگان مفسد و بیشتر توسط خادمان و کنیزکان انجام می‌‌گرفت.

7. فعالیت‌های اقتصادی آقازادگان مفسد، آغاز حرکت آنهاست. تیم و باند آنان که عموما“ در دفاتر پدران شکل می‌گیرند، فعالیت‌های فرهنگی، هنری و عام المنفعه را به عنوان پوشش‌های خود برمی‌گزینند؛ اما در بسیاری از حرکت‌‌های سیاسی نظیر انتخابات، این عناصر به ظاهر خدمتگزار و موجّه! پیوند، ‌قدرت و ثروت را نمایان و از زیرپوسته‌های پوششی خود، چهره زشت و کریه خود را آشکار می‌سازند.

8. رفاه‌زدگی و تشریفات و تجمل؛ خصوصیت و ویژگی همه آقازادگان مفسد است که در تعدد منزل، ماشین، منصب‌ها و زوجات زیبارو ‌خلاصه نمی‌شود. بزرگ شدن آنها در ناز و نعمت ناشی از ثروت و قدرت پدران و هم‌چنین شرایط زندگی برتر آنان در همه زمینه‌ها، از آنان انسان‌هایی افزون‌خواه و زیاده‌طلب می‌سازد، به گونه‌ای‌که به هیچ چیز ـ چه در قدرت و چه در ثروت ـ قانع نیستند.

9. رفتار متکبرانه و سراسر غرور آقازادگان مفسد ـ که گویا آسمان شکافته شده و از میان ابرها بر زمین افتاده‌اند ـ ناشی از زیست انگلی آنهاست. چرا که آقازادگان مفسد نه به واسطه صلاحیت‌ها و لیاقت‌های شخصی خود، بلکه به واسطه شخصیت و جایگاه پدران، در جامعه رشد یافته و شناخته شده‌اند،‌ از همین رو ارتقاء‌و انتصاب آنان در مدیریت‌ها در سطوح بالا، به واسطه تضییع و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران صورت می‌گیرد. در حقیقت حیات و بقاء آقازادگان مفسد به زیست انگلی آنان در جامعه! بستگی دارد.

10. ترس از افشاء و آشکار شدن مفاسد، باعث می‌شود آقازادگان مفسد برای حفظ ثروت و جایگاه و منابع سودآور خود، با هر گروه و حزب و جریانی دست دوستی و رفاقت بگشایند و برای اجرای هر طرح و برنامه‌ای که به حفظ منافعشان بینجامد، اقدام نمایند، خواه این برنامه به سود مردم و مصلحت نظام باشد، خواه بدترین لطمه‌ها و ضربه‌ها را به مردم و نظام اسلامی وارد سازد و ارزش‌ها را در زیر پا له کند.

مجموعه این عوامل و مراحل تکوین شخصیت آقازادگان مفسد، نشانگر پیدایش نسل ناقص‌الخلقه‌ای در جریان‌های سیاسی است که هر لحظه می‌تواند «ممکن الوقوع» بودن عاشورا، برای انقلاب را «قریب الوقوع» سازد. نباید از نظر دور بداریم که مرام و سیره بزرگان راستین اسلام؛ همچون امام عزیز و رهبر انقلاب، همواره دور نگاه داشتن فرزندان و دوستان و نزدیکان خود از عرصه‌های حکومتی و اجرایی است.

بیداری و هوشیاری امّت اسلامی در برخورد با عمرسعدهای انقلاب و تلاش و همت و پایبندی مدیران انقلابی به اسلام ناب و پیروی حقیقی و راستین از شیوه حکومت علوی می‌تواند، در زدودن روحیه باند بازی و بی‌ارزش کردن «آقازادگی» و «خواص زادگی» در همه دستگاه‌ها و عرصه‌ها، این تهدید و خطر ویران‌‌گر را از انقلاب دور سازد.

۱۳۸۸/۰۴/۰۱
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
چگونه نقد کتاب بنویسیم / یونس شکرخواه
شما را راضی کرد؟ چرا بله و چرا خیر؟ آیا دلایل و مستندات نویسنده در خدمت نتیجه‌گیری او هست؟ آیا کتاب، اندیشه شما را به چالش طلبیده است یا دانش شما را بالا برده است؟ یا اینکه نویسنده صرفا آنچه را که شما می دانسته‌اید، به شکل دیگری عرضه کرده است؟ آیا خوندن این کتاب را به دیگران توصیه می‌کنید؟ به چه کسانی؟
۱۳۸۸/۱۰/۲۰
ضد ولایت فقیه؟!
به معاویه ... اهانت نمی‏کنم. تاریخ‏گویی، یک حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است... در زمان امام(رض) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند... عدّه‏ای فریادهای خود را بر سرِ خودی‌ها کشیدند؛ به دیگران هم یاد می‏دهند که بر سرِ همدیگر فریاد بکشند!... نظام اسلامى به ما و امثالِ من و شما وابسته نیست.
۱۳۸۸/۱۰/۱۷

بایگانی
"جان عزیز" صدرنشین شد
کنسرت گیتار فلامنکو در خانه‌هنرمندان
فیلم‌های پذیرفته‌شده در جشنواره‌بم
راهپیمایی‌های بهمن57 در عکسخانه
اکران "به رنگ ارغوان" از 28 بهمن‌ماه
اجرای ستارگان موسیقی پاپ در کانون
"ضد مسیح" فون تریر جوایز سینمای دانمارک را درو کرد
"بالا" بهترین انیمیشن بلند 2009
"‌آرت اکسپوی 88" در خانه هنرمندان
"تعزیه" در خانه موزه استاد مطهری
"مکاشفه درباب یک مهمانی خاموش" در تماشاخانه‌ی ایرانشهر
نقاشی پشت‌شیشه در گالری جهان‌نما
آثار حجمی اسماعیل رضایی در صبا
"چلچراغ عاشورا" در نگارخانه چلیپا
آلبوم "یک نگه کرد و گذشت"
"حقیقت ابدی" در فرهنگسرای خاتم

بایگانی  
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی
یأس‌های یک دوزیست درک نشده
شهرزاد بهمنی

بایگانی  
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی
شعر، گم کرد دست و پایش را
محمد مجتبی احمدی
من از سطح سیمانی ‌قرن می‌ترسم
سهراب سپهری
خورشید‌من برآی که وقت دمیدن‌است
سید علی خامنه‌ای
سر زلفت به کناری‌ زن و رخسارگشا
روح الله الموسوی الخمینی(ره)

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
مرکز پخش: 33355577
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام