کتاب نیوز  شناسنامه

جادوی جیمز جویس/ اومبرتو اکو
ترجمه: امیلى امرایى

شاید به نظر برسد که من براى حرف زدن درباره« جیمز جویس» آدم مناسبى نباشم. سال ها پیش در مجله sun Stephan منتقدى مدعى شده بود که هر آنچه به سر جویس آمد از ایتالیا نشأت گرفته است و من یک ایتالیایى هستم. با این حال قصد دارم درباره جویس حرف بزنم.
این روزها واژه ها همگى« بینامتنى» شده اند و عجیب، نمونه اش واژه Bachlor است که این روزها با آن در متن هاى متفاوت با معناهاى متفاوت بارها برخورد کرده ایم، آن قدر که مى توانم بگویم این واژه، حال اعجاب انگیز شده است و هر نویسنده اى از آن تعبیر خاصى ارائه کرده است. حالا شما با این واژه به شکل هاى زیر مواجه مى شوید: مرد مجرد و سن بالا ، دستیار جوان یک جنگاور، محصلى که هنوز مدرک لیسانس اش را نگرفته است و ماهى نرى که در فصل جفت گیرى، جفت مناسب اش را پیدا نکرده است. یاکوبسن معتقد است همه این واژه ها با وجود تمام تفاوت هاى معنایى که دارند اما نقطه مشترک جالبى دارند و آن هم ناکامى و نرسیدن به کمال هر آنچه که هست.
جویس هم در سال هایى که تازه تحصیلات دانشگاهى اش را تمام کرده بود Bachlor بود. او جویسى که حالا ما مى شناسیم نبود، براى اینکه هیچ یک از آثارى را که حالا او را با اعتبار کرده اند خلق نکرده بود. آن روزها او را فقط مى توان یک نوقلم دانست که ادعا و آرزوى فراوان داشت. با این حال در همان سال ها او نخستین گام ها در این عرصه را برداشته بود. سال 1898او درس انگلیسى را با یک روحانى به نام اونیل گذراند که عاشق شکسپیر بود، ایتالیایى را گتسى و فرانسه را با ادوارد کدایک گذراند. همان سال ها به پژوهش درباره آکینوس پرداخت، اما او روش جالبى را براى مطالعه درباره این شخصیت انتخاب نکرده بود. او یک بار درباره آکینوس به استنس لاوس گفته بود: «توماس آکینوس روشنفکر عجیب و غریبى است. حرف هایش درست مثل آدم هاى عادى است و این عادى بودن و حرف زدن از چیزى که آدم هاى دیگر حرف مى زنند بسیار مسأله را پیچیده مى کند».
شاید همین نکته است که مرا مطمئن مى کند که جویس از آکینوس تأثیر گرفته است. جویس سال 1900 و درست در روزهایى که ساختمان داستان "دوبلینى ها" در ذهن اش شکل گرفته بود، در سخنرانى گفته بود: معتقدم مى توان از میان روزمرگى عالم، جنبه هاى درامى از زندگى را کشف کرد، حتى ساده ترین ها. به نظرم بى مصرف ترین زنده ها هم مى توانند در این درام عظیم نقشى را ایفا کنند.
جویس در مطالعات گسترده اى که روى زبان داشت و در قصه اى هم که تحت همین عنوان نوشت، به طرز غریبى از همه آن پژوهش ها در زیرساخت هاى شاهکارش "اولیس" استفاده کرد، او به زبان ظریف و هنرى که مى خواهد در این اثر دست پیدا مى کند. او از پیچ و خم هاى زبان در این اثر مى کاهد، اما همان سادگى، دشوارى عجیبى را ایجاد مى کند. اما همه اینها در کنار هم اولیسى با زبان خاص خودش، بازى ها و کنایه ها را ایجاد مى کند.
نمونه بارز این شگرد را مى توان در شب مرگ و عزادارى فینگانر به وضوح دید. جویس به واسطه تسلطى که به زبان داشت، جست وجوهایش را براى یافتن ذات هنر از طریق زبان دنبال مى کرد. او حتى در همان سال هایى که یک Bachlor بود، هم این دغدغه را داشت. در همان سال ها مى نویسد: «زبان در شکل والایش در هر چیزى شعر، داستان و... مدافع حقیقت است».
اگر این نکته را که هر نویسنده اى از همان ابتداى کار براى خودش آرمانى را متصور است قبول کنیم، باید بگویم که جیمز جویس نمونه تمام عیار این تعریف است و این تعریف بیش از هرکس دیگرى او و آثارش را دربرمى گیرد. او از همان ابتداى کار و در روزهایى که دانشجویى به کمال نرسیده بود، مى دانست که در جست وجوى چیست و تا پایان در همان تعریف قدم برداشت. به همین خاطر بیشتر عمرش را صرف خلق دستور زبان جدید و کندوکاو براى رسیدن به حقیقت زبان کرد. سالى که دوبلین به عنوان پایتخت فرهنگى جهان انتخاب شد، فضایى ایجاد شد که بسیارى به این نتیجه رسیدند که زبان هاى اروپایى بى نقص تر هستند. به هر حال زبان هاى اروپایى اغلب ریشه مشترکى دارند و تنها تجزیه است که آن را به شکل هاى گوناگون درآورده است. دنیاى باستان از گوناگونى زبان به تنگ نیامده بود، زبان یونانى و لاتین سراسر امپراتورى روم باستان را از مدیترانه تا بریتانیا در نوردید و در نهایت ساختار این دو با هم ادغام شد.

با این حال بارها شاهد بوده ایم که برخى مدعى مى شوند که زبان کامل در کشور آنها تکلم مى شود. قرن نوزدهم جرج فیلیپ ادعا کرد که هیچ زبان دیگرى به جز آلمانى کامل نیست، حتى هایدگر گفت که آدمى تنها مى تواند به آلمانى و با تخفیف به زبان یونانى آن هم فقط در حوزه فلسفه حرف بزند. حتى آنتوان دوریوارل درباره زبان فرانسه گفته بود تنها زبانى که در آن به خرد انسانى ارج نهاده مى شود، فرانسه است و این زبان تنها زبان با منطق و اصول جهان است.
درباره جویس مى گویند که او عاشق دانته بود و تا پایان عمرش از او به عنوان یک اسطوره یاد مى کرد. در این نقل قول ها تنها از کمدى الهى نام برده شده است. اما من معتقدم او به دیگر آثار این نویسنده هم رجوع کرده است و حتى نظرات دانته را درباره ریشه زبان قبول داشت. به نظرم جویس در نظرات دانته درباره ریشه هاى زبان کشفیات تازه اى داشت.

جویس پرمدعاى جوان در همان سال هاى اول با تکیه بر آراى دانته بود که به قدرت نوآورى در عرصه زبان دست پیدا مى کند. او مى خواست ثابت کند که زبان یک موهبت خدادادى نیست بلکه ضرورت ویژه اى دارد و باید ریشه هایش را کشف کرد و همین نکته ثابت مى کند که او به ریشه هاى اندیشه دانته دست یافته بود و گام هایش را بر گرد جهان بینى دانته نهاده بود. با این حال تلاش و کنکاش درباره دانته درست مثل چیزهاى دیگر راهى بود براى رسیدن به ریشه هاى ماقبل عصر بابل. به نظرم مى توانیم گوناگونى زبان ها را به راحتى پذیرفت، همان طور که دانته با آن کنار آمد. با این حال زبان کامل قبل از هرچیز باید قابل درک باشد. جویس که در پروسه پیشرفت اش در این عرصه از کنکاش درباره آکینوس به خلق سوگ فینگانز رسیده بود، به این نکته کاملاً واقف بود و این شاید مهم ترین نکته اى باشد که جویس را وادار به خلق اولیس کرد؛ یعنى رسیدن به چند زبانى.

در اوایل قرن هفدهم، دایرة المعارفى درباره دستور زبان منتشر شد که به بررسى زبان شاعران پرداخته بود که این مسأله را بررسى مى کرد. باید بگویم که همزمان با مطرح شدن نظریه دانته، فیلسوف دیگرى به نام آبراهم ابالفیا نیز نظریه مشابهى را مطرح کرده بود. او معتقد بود خداوند زبان خاصى را به آدم نبخشیده است، بلکه تنها راه و روش را به او نشان داده است. دستور زبان که در عصر بابلیان از میان رفته است، اما قوم یهود آن را حفظ کرده اند و بدین ترتیب زبان عبرى شکل گرفته است. ابولفیا معتقد بود عبرى زبانى نیست که از تلفیق چند زبان شکل گرفته باشد، بلکه خود ساختار جدیدى داشت.
برایم سؤالى مطرح است و اینکه جویس چه قدر به این کنکاش هاى قدیمى واقف بود؟
حتى هرگز در مکاشفه اى که با آثار جویس داشتم اشاره اى به یک دستورالعمل درباره زبان ندیدم. اما نشانه هایى وجود دارد، درست مثل حضور جیمز جویس در سخنرانى جان.اف.تایلر براى دانشجویان رشته وکالت که یازدهم اکتبر 1901 برگزار شد. این سخنرانى درباره زبان هاى یک جامعه و نحوه ارتباط برقرار کردن بود. تایلر در این سخنرانى به ستایش زبان ایرلندى مى پرداخت و در عین حال معتقد بود این حق طبیعى مردم ایرلند براى حرف زدن به زبان ایرلندى است . همانطور که حق یهودیان است که از زبان عبرى استفاده کنند و اینکه ریشه هاى همه این زبان ها یکى است. جویس با اتکا به این نظریه بخش هایى از اولیس را خلق کرده است و این نگاه بیش از همه در رابطه بلوم و استفان نمود پیدا مى کند.

با این حال در تمام پژوهش هایى که تا امروز درباره جویس صورت گرفته است، هرگز اشاره اى به آشنایى جویس با آداب و سنن قرون وسطى در ایرلند نشده است. اما یک بار طى سخنرانى که در سال 1907 در دانشگاه تریستا تحت عنوان «جزیره فرشته ها و قصه ها» داشت، زبان ایرلندى را زبان ریشه دار در تاریخ دانسته بود و گفته بود این زبان هم خانواده و نشأت گرفته از زبان فنیقى هاست. همین مسأله ثابت مى کند که او اشراف کاملى به تاریخ نداشت. به هر حال جویس در دانشگاه فلسفه، انگلیسى، فرانسه و منطق خوانده بود؛ نه تاریخ قرون وسطى. گرچه نظرات جویس درباره پیشینه ایرلند چندان دقیق نیست، اما او به قصد دستیابى به زبان تازه اى به کندوکاو در این زبان هاى باستانى مى پرداخت. من مطمئن ام که جویس حتى کتاب کلز را هم مطالعه کرده بود، اثرى که به قول «سر ادوارد سالیوان» با 24 تصویر رنگى جزو عجیب ترین کتاب ها  است. من یقین دارم که جویس تحت تأثیر این اثر قرار گرفته بود.
 
چندى پیش در یک بعدازظهر براى نخستین بار در زندگى ام پا به محله قدیمى در دوبلین گذاشتم با خودم گفتم هیچ کس نمى تواند در این محله ها قدم بزند و (حتى اگر کتاب کلز را نخوانده باشد) صداى اعصار را از میان لابه لاى سنگفرش این کوچه نشنود. تاریخ باستان، قبل از 1000 میلادى، ثابت مى کند که (hesperic aesthetic) در این فرهنگ وجود داشته است. جویس آنقدر تحت تأثیر این آثار بود که بارها اعلام کرده بود هر یک از فصل هاى اولیس حرف اول اش را از کتاب کلز گرفته است. این تأثیر آنقدر مشهود است که مى توان به صفحه 124 اشاره کرد. این تأثیر به تو این احساس را القا مى کند که تو با پیشینه اى از تاریخ مواجه هستى. همه اینها دلایلى است که باعث مى شود کتاب کلز در ذهن جویس تبدیل به یک اسطوره شود. جیمز جویس از ابتدا مى دانست که مى خواهد چه کار بکند، حتى آن روزهایى که یک Bachlor بود و او در جست وجوى کمال بود. اما نقطه پرش جویس از Bachlor بودن با کتاب کلز شروع شد. او به این روشنایى در دوبلین دست پیدا کرد. درست در روزهایى که چشم اش به 24 تصویر کتاب کلز افتاد و همه آنها تبدیل به مشغله ذهنى "مرد هنرمند در جوانى" شد. همه این دلایلى است که از جویس یک اسطوره فراموش نشدنى مى سازد و شاید با گذشت اعصار دوباره نویسنده اى پیدا شود و از طریق اولیس به همان حسى دست پیدا کند که جویس بعد از خواندن کلز به آن رسیده بود. حالا اولیس در عین سادگى، در عین اینکه تنها روایتى ساده از یک برهه زمانى کوتاه است مى تواند ساعت ها همه زبان شناسان را سرگرم کند و شاید این حس به کنجکاوى جویس بازگردد و اینکه او در کتابخانه دوبلین است به کتاب هایى مى رسید که مى توانست هر ذهن جوان و کنجکاوى را دگرگون کند. شاید این حرف ها همگى جوابى بود به نقدى که سال ها پیش در مجله sun Stephan نوشته شده بود.
ایران . شماره 3477
۱۳۸۵/۰۲/۳۰
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
شصت ‌‌سال ‌ترجمه / رضا سیدحسینی
آن موقع خیابان فروردین هنوز آسفالت نشده بود و بالاتر از آن هم فقط دانشگاه تهران قرار داشت و بعد هم جز بیابان چیزی دیگری دیده نمی‌شد... مادرم گفت این کتاب را تمام نکن چون می‌گویند اگر کسی امیر ارسلان را تمام کند سرگردان می‌شود. من هم تمامش نکردم ولی سرگردان شدم...
۱۳۸۸/۰۳/۰۴
ابوالمشاغل بازنشسته نمی‌شود/نادر‌ابراهیمی
مملکتی که 5‌هزار سال ادبیات داستانی دارد و پرقدمت‌ترین سرزمین ادبیات داستانی است؛ نباید امروز به خاطر دو تا خط و مرز غلط در جا بزند... بعد از انقلاب، داستان‌نویسی ما به دست همین مردم سپرده شده و داستان‌نویسان ما هم که وارد شده‌اند همه از میان همین مردمند.
۱۳۸۸/۰۱/۳۰
با کتاب ‌خبرنگار نمی‌شوید‌/احمد توکلی
فاصله‌ی بین مطالعه و عمل در روزنامه‌نگاری که یک کار ذوقی، ‌هنری و علمی است، زیاد است... برخی از همکاران ما احتمالاً در اثر یک اشتباه تاریخی به این وادی کشیده شده‌اند... الان شما نمی‌توانی به خبرنگارت بگویی "بالای چشمت ابروست!" اگر خبرش را کار نکنی، گریه می‌کند! قهر می‌کند... ساختار رسانه‌ای در ایران صدمه دیده است. برخی از مطبوعات در جایگاه حزب نشسته‌اند...
۱۳۸۷/۱۲/۲۹
قیمت‌های واقعی / فرهاد جعفری
"جومانجی" اگر زیر خروارها خاک هم باشد؛ عاقبت صدایش درخواهد آمد و شما را به خودش دعوت خواهد کرد... کار نویسنده‌ی خوب «تاب دادنِ خواننده» است. البته طوری که ازش لذت ببرد... سرزنش‌ها و ملامت‌ها را می شنوم و گوشم بدهکار این حرف‌ها نیست؛ چون: مگر «کافه‌پیانو» فقط کارکرد ادبی دارد؟! ... اگر رقابتی هم هست، بر سر بخش بزرگ‌تر و بیشتری از کیک‌ِ شیرین یارانه‌هاست...
۱۳۸۷/۱۱/۱۸
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
۱۳۸۷/۱۰/۲۱
فلسفه به روایت کربن/ انشاءلله رحمتی
او مسیحیت را به خوبی می‌شناسد و شناخت خوبی از فلسفه‌ی غرب دارد... کربن خود را مورخ فلسفه‌ی ابن‌سینا نمی‌داند، بلکه تلاش می‌کند تا به تعبیر خود ارتباطی وجودی با ابن‌سینا برقرار کند، یعنی می‌خواهد ببیند ابن سینا برای انسان امروزی چه حرفی دارد.
۱۳۸۷/۱۰/۰۲
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
۱۳۸۷/۰۹/۰۲
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری
وقتی کسی به عنوان فرزند خانواده‌ای مهاجر در سرزمینی بیگانه بزرگ می‌شود، همواره معنای پدیده‌ای را که می‌توان بی‌ریشگی یا بی‌ریشه‌کردن خود نام گذاشت به‌خوبی درک می‌کند... من خود می‌دانستم که والدین‌ام چه کشیده‌اند و احساس بی‌ریشگی کاملا برایم ملموس و آشنا بود.
۱۳۸۷/۰۷/۱۷
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
پژوهشکده فرهنگ و معارف
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام