محمدهاشم اکبریانی گفت، در اعتراض به سیاستهای چاپ و نشر کتاب، خوستار کنار گذاشتن مجموعهی داستانش از نامزدی جایزهی کتاب فصل است.
این داستاننویس و شاعر با اعلام این مطلب به خبرنگار ایسنا، گفت: اعتراض من نسبت به وجود چنین جوایزی نیست و نسبت به برگزارکنندگان آنها انتقادی ندارم؛ بلکه اعتراضم نسبت به نفس و اصل ممیزی و سیاستهای کلان در حوزهی کتاب است؛ زیرا این نوع برخوردها با کتاب، نویسنده و ناشر به گسترش فرهنگ و فعالیتهای فرهنگی هیچ کمکی نمیکند؛ از اینرو ترجیح میدهم در این رقابت نباشم.
او در ادامه یادآور شد: با انتشار یک کتاب، حق هر مخاطبی است که آن اثر را مورد داوری و ارزیابی قرار دهد و از این منظر به برگزارکنندگان جایزهی کتاب فصل و داوران آنها ایرادی وارد نیست؛ اما نمیتوانم در شرایطی که دریافت مجوز برای نویسنده و مؤلف به کابوس تبدیل شده است، به مسألهی داوری آثار و برگزاری جوایز ادبی دلخوش باشم.
اکبریانی متذکر شد: مجموعهی داستان «کاش به کوچه نمیرسیدم» بعد از هشت ماه از ادارهی کتاب و کتابخوانی مرخص میشود، که به اعتقاد من، تا حدودی خوششانس بوده است. آثار فراوانی در این اداره هست که سالهاست در انتظار دریافت مجوز خاک میخورد و آب از آب تکان نمیخورد.
این روزنامهنگار و دبیر مجموعهی «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر» خاطرنشان کرد: هماکنون کتاب دیگری از من در انتظار دریافت مجوز، سه فصل را از سر گذرانده است و کتابی از مجموعهی «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر» که به جواد مجابی اختصاص دارد، بیش از دو و نیم سال است که قرار است از وزارت ارشاد پاسخ بگیرد. طبیعی است که این رفتارها با نویسندگان، شاعران، ناشران و کتاب به نفع فرهنگ نیست و نمیتوان از رهگذر این اتفاقها به تحقق ادبیاتی خلاق امیدوار بود و همهی اینها به سیاستهای کلان در حوزهی کتاب و نگاه مسؤولان به این مسأله برمیگردد.
او در پایان تأکید کرد: کاش به جای اهدای جوایز، ممیزی حذف میشد و وضعیت کتاب در ایران بهتر میشد. به اعتقاد من، این بهترین هدیه به اهل قلم است.
در نهمین دورهی جایزهی کتاب فصل که مراسم پایانی آن سیزدهم مهرماه از سوی مؤسسهی خانهی کتاب برگزار میشود، هشت اثر داستانی به مرحلهی نهایی راه یافتهاند که عباتاند از: «کاش یادش بماند» (رضوان نیلیپور)، «عاشقی در خیال» (حسن اصغری)، «ببینیم نبضتان میزند» (امین فقیری)، «کاش به کوچه نمیرسیدم» (محمدهاشم اکبریانی)، «نقره، دختر دریای کابل» (حمیرا قادری)، «دریا خواهر است» (عباس عبدی)، «قفس» (محمد حنیف) و «من گنجشک نیستم» (مصطفی مستور).
«کاش به کوچه نمیرسیدم» نخستین مجموعهی داستان محمدهاشم اکبریانی دربرگیرندهی 14 داستان است و به گفتهی نویسنده، از بین 30 داستان کوتاه انتخاب شده که در همین سالهای دههی 80 نوشته شدهاند.