مطالبی که در ذیل میخوانید، بخشهایی از سخنان رهبر انقلاب _ 16/1/1381، 26/1/1383و 1383/02/27 _ است؛ که بیتردید میتواند بیانگر راهبردهایی در مواجهه با اتفاقات پس از انتخابات باشد:

قبل از اینها هم در طول تاریخ در دنیا و حتّی در زمان خود ما کسانی بودند که خیال میکردند با زور و سرنیزه میشود بر ملتهای خودشان یا ملتهای دیگر سوار شد و حکمرانی کرد. دنیا هیتلرها را دیده است، رهبرانِ اوایل کارِ شوروی را دیده است؛ دنیا بعضی از قدرتهای دیگر را هم این زمان و قبل از این زمان دیده است؛ اینها شکست خوردند.
***
دولت جعلی صهیونیست ... مرد و زنی را که دم تیغشان بیاید، میکشند و هیچ ملاحظه نمیکنند. شنیدهام جوانان و مردان را - از سنین سیزده سال تا پنجاه سال - دستگیر میکنند و ... به مناطقی بردهاند که معلوم نیست کجاست! خبرهایی که از داخل بازداشتگاهها بعضاً به بیرون درز کرده و در مطبوعات دنیا منعکس شده است، خبر میدهد که اینها را شکنجه و آزار میکنند ... حتّی بیمارستانها و داروخانهها را مورد تهاجم قرار میدهند. ... خلاصه وضع عجیبی بهوجود آورده و صدای دنیا را در آوردهاند!
***
ماجراى زندان «ابو غریب» ... داغ ننگى بر پیشانى امریکاییها شد؛ و این داغ به این آسانیها پاک نخواهد شد. آن وقت رؤساى امریکایى... مىگویند ما خبر نداشتیم؛ عذرخواهىشان این است! مىگویند ما اطلاع نداشتیم؛ ... مگر فرق مىکند که چه کسى مردم را شکنجه کند؛ صدام یا شما؟! شکنجه، شکنجه است... معلوم مىشود که از مدتها قبل این کار اتفاق افتاده و حالا آشکار شده است؛ بنابراین باید خبر به اینها رسیده باشد و اگر نرسیده، این موضوع، خودش جرم دیگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مىآمد و شکنجه مىکرد؟ صدام هم مأمورینش مىکردند، شما هم مأمورینتان دارند مىکنند.
***
من وجدان جهانی را به داوری و قضاوت دعوت میکنم. همه حرفهایی که به عنوان تحلیل سیاسی، راهحل، توصیه میزنند، در مقابل این واقعیت، افسانه و موهوم است. واقعیت این است که ملتی در خانه خود تحقیر میشود، دستگیر میشود، کشته میشود، جوانش از او گرفته میشود، امنیتِ جان و مال و مسکنش بهوسیله غاصبان همان سرزمین تهدید میشود. حال وجدان جهانی قضاوت کند؛ این جا حق با کیست و وظیفه انسانها چیست؟ ما به هیچ چیز دیگری احتیاج نداریم؛ همین واقعیت را مقابل خودشان بگذارند ببینند چه اتّفاقی در حال وقوع است؟
***
در اوّلِ کار ... نگذاشتند دنیا بفهمد که اینها چه فجایعی انجام میدهند؛ اما امروز دنیا میبیند. البته تلویزیونها و دوربینها قادر نیستند حقیقت را نشان دهند. فقط بخشی از حقیقت؛ یک تصویر و شبحی از حقیقت را نشان میدهند؛ حقیقت خیلی بیشتر از اینها و خیلی تلختر از اینهاست. واقعیت را از روی همین فیلمهای تلویزیونی که در دنیا پخش میشود - آنجاهایی که پخش میشود - قضاوت کنند.
***
کی حاضر است جوانش برود در یک واقعه خونین و یک ساعت دیگر به قتل برسد! این است که یک مادر، جوان خودش را در آغوش میگیرد، میبوسد اما گریه نمیکند. میگوید من این را میفرستم. ببینید شما بر سر این مادر چه آوردهاید؟! شما ببینید بر سر این ملت چه آوردهاید که حاضر است به این نحو جوانش را به میدان بفرستد و میگوید اگر صد جوان هم داشته باشم میفرستم که این گونه کشته شوند. ... شما همه راهها را جلوِ اینها بستهاید.
***
کشورى با آن فرهنگ عریق و عمیق و داراى سابقه، و یک ملت تاریخى و غیور و داراى هویت را مقهور کردند و در پنجهى خود گرفتند و انواع اهانتها را به او مىکنند؛ توقع دارند این ملت علیه آنها برنگردد و وضعى که امروز مشاهده مىکنید، پیش نیاید.
***
اگر شما مىبینید امروز جوان عراقى ... اگر دستش برسد، بىتردید ضربه وارد مىکند، این کارى است که خود امریکایىها کردهاند؛ تقصیر کسى نیست. مثل دیوانهیى که هى به این و آن مىپرد، بىجهت این و آن را متهم مىکنند؛ «از فلانجا تحریک شدند، از فلانجا دخالت کردند»؛ نه، تحریک کسى نیست؛ این هویت ملت عراق است که دارد بروز مىکند. وطن یک ملت را بگیرید، سربازتان را در کوچه و خیابانِ او راه بیندازید، به زن او بىحرمتى کنید، جوان او را جلوى چشم همه روى زمین دمرو بخوابانید و کف پوتینتان را روى سر او بگذارید؛ من که اینجا نشستهام، طاقت نمىآورم این وضعیت را ببینم؛ چطور یک انسان با ایمان و با غیرت عراقى این وضعیت را تحمل مىکند؟ لازم نیست کسى تحریک کند؛ خود شما بزرگترین و پلیدترین تحریککنندهى ملت عراق هستید. چرا وارد خانهى او شدید؟ چرا دروغ گفتید؟
***
کارشان به جایى رسیده است که تحمل وجود یک پیرمرد روحانىِ فلج را هم که باید روى چرخ راهش ببرند، ندارند. کسى مثل شیخ احمد یاسین را نمىتوانند تحمل کنند... خیال مىکنند این سیاست به جایى خواهد رسید. روزنامه مىبندند، مطبوعات را توقیف مىکنند؛ از اینجا بگیرید تا کشتار مردم.