
حوزه هنری در ماههاى اول سال 1357، با برگزارى نمایشگاه آثار دانشجویان جوان انقلابى در حسینیه ارشاد تهران، پا به عرصه وجود گذاشت. این مرکز بعدها به نام «حوزه اندیشه و هنر اسلامى» مشهور شد و به دنبال آن عدهاى از فیلمسازان، کارگردانان، بازیگران، شاعران و نویسندگان علاقمند به انقلاب به آن پیوستند تا این که در سال 1361 این نهاد به «حوزه هنرى» تغییر نام پیدا کرد.
در سال 1370 محمدعلى زم، مدیر وقت حوزه هنری، تصمیم گرفت براى کسب درآمد و استقلال بیشتر ، از سازمان تبلیغات اسلامى ــ برای تولیدات متفاوتتر ــ معاونت خودکفایى ایجاد کند. از کسب درآمد در زمینه فیلمسازى ــ حوزه هنری در 16 استان سینما دارد که بر اساس آمار و اطلاعات ارائه شده بیش از نیمی از سینماها در حال تعطیلی و یا به صورت مخروبه درآمدهاند ــ هنرهاى دیگر و دانشگاه سوره، تا ساختن پاساژ در پامنار تهران و همچنین معاملات در زمینه دستگاههاى فتوکپى و چاپ، خرید و فروش کالاهاى دیگر ابتدای راهی بود که زم برای درآمدزایی انتخاب کرده بود.
راهی که با مبادله پایاپاى نفتى و انتقال نفت ترکمنستان به بنادر جنوبى کشور و صادرات آن تا فروش فرآوردههاى نفتى از قبیل نفت کوره و از سال 1375 با ترانزیت کانتینرهاى سیگار از بندرعباس به مرز عراق، سپس برگشت آن به داخل و با دخالت در تولید و پخش سیگار در کارخانجات «سیگارتسازى رشت» و انحصار توزیع سراسرى سیگار در داخل کشور پی گرفته شد.
خریدارى قسمتی از سهام باشگاه پرسپولیس ـ از دیگر اقدامات مدیریت وقت حوزه هنری بود.
پس از رفتن محمد علی زم، حسن بنیانیان - مدیریت جدید حوزه هنری - ضمن تعطیل کردن این فعالیتها (اقتصادى)، معاونت خودکفایى حوزه را نیز از وارد شدن به این اقدامات برحذر داشت . در حال حاضر حوزه هنری از فعالیتهای دخانیات کنار رفته و در زمینه چاى (چای نمونه) فعالیت میکند و مجوز پخش آن را دارد. حوزه هنری در حال حاضر با شرکتهای هواپیمایى سوره در ارتباط است و نمایندگی برخی از تجهیزات لوازمالتحریر را داراست. هر چند مدیران این نهاد اعلام کردهاند که دیگر سهامی در باشگاه پرسپولیس ندارند، اما معلوم نیست که 650 میلیون تومانی که از امیر عابدینی مدیر عامل سابق باشگاه پرسپولیس بابت سهام دریافت کردند چه شده است؟!
اینکه این فعالیتهای اقتصادی، چه دخلی به فرهنگ و هنر دارد، سئوال خوبی است اما متن حاضر بیشتر به مجموع عملکرد مدیریت جدید حوزه اشاره دارد.
خبرگزاری فارس در گفتگوهای جداگانهای که با برخی از هنرمندان حوزه هنری، چه آنها که در دوران جدید رانده شدند و چه آنها که ماندهاند به نقدی کوتاه از عملکرد 5 سالهی "حسن بنیانیان" و یارانش پرداخته است؛ آنچه میآید گزیدهای است از این گفتگوها:
همان سیاستهای قبلی
حسین خسروجردی، نقاش؛ مجسمهساز و استاد دانشگاه، با اشاره به این که مشکل اصلی در حوزه هنری، عدم توجه کلان به فرهنگ است، گفته است:
این روزها خود آقای بنیانیان به این موضوع اعتقاد پیدا کردهاند که اگر آقای «زم» در این مدیریت میماند، خیلی کارهای بهتری انجام میشد. ایشان شاید در ابتدای حضور خود این موضوع را باور نداشتند. البته اگرچه این نظریه را از مدیریت حوزه هنری نشنیدهام، اما با توجه به بافت جدید حوزه هنری، به راحتی میتوان دریافت که مدتی است همان سیاستهای آقای زم در اولویت قرار گرفتهاند. معتقدم که حوزه هنری هیچ مسیری را طی نمیکند و به آن معنا کاری انجام نداده است.
کارمند سازی
ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنزپرداز و مدیر سابق دفتر طنز حوزه هنری هم در این باره گفته است:
هزینههای گزاف حاشیهای، هزینههای کار هنری را بالا میبرد و بنابراین هنرمند را محکوم میکنند که آثار هنری با قیمت بالا تولید میشوند؛ در صورتیکه اثر هنری را از هنرمند بسیار ارزان میخرند. وقتی از نویسنده سئوال میشود که از کتاب چه هزینهای دریافت کردهاید، میگویند تنها 10 درصد پشت جلد کتاب را گرفتهاند. هزینههای حاشیهای کتاب بالاست.
زرویی ادامه داده است: نگاهی که سازمان تبلیغات بر حوزه هنری دارد در حد یک روابط عمومی و معاونت هنری است. فراموش نکینم که چندین هنرمند توانا در حوزه هستند که شاید رویشان نمیشود بگویند کارمند حوزه هنری هستند و حتی کارمند سازی باعث شده که نگاهشان به گونهای دیگر شود و کم کار شوند. باید منظر و نگاه سیاستگذاران حوزه هنری تغییر کند و بدانند هنوز یک اثر هنری "میتواند" در حوزه هنری خلق شود.
کدام حوزه هنری؟!
سیدعلی میرفتاح، منتقد و روزنامهنگار و سردبیر دوران طلایی هفتهنامهی مهر هم درباره عملکرد حوزه هنری حرفهای جالبی دارد:
حوزه هنری از نظر بنده وجود ندارد و حوزه هنری تقریبا یک اداره پرکارمند و شلوغ است که کاری خاصی انجام نداده و تنها حقوقبگیر هستند. به دلیل مدیریت نابجا، غلط و ناکارآمد حوزه هنری و عدم وقوف مدیران بخشهای مختلف به کارهای هنری و ناآشنایی به فرهنگ و هنر انقلاب، تمام استعدادها و کارهایی که در حوزه هنری آغاز شده بود، به طور کلی دچار افت شد و تقریبا رخوت، سردی و تنبلی در حوزه هنری دیده شد. این رخوت به حدی رسیده که دیگر یادمان رفته جایی به نام حوزه وجود دارد.
حوزه هنری یک قطب برزگ هنری کشور بود اما امروزه به یک اداره تبدیل شده که تولید بیرونی و ماحصل اصولی ندارد. مدیران حوزه هنری حتی فکر و ذهن اقتصادی ندارند و نمیتوانند کاری کنند. حوزه دارای بودجه دولتی است که آن را خرج کارهای روزمره میکند. از حوزه هنری دیگر شاهد کار به لحاظ فکری و شاهد رونق ایده هنری به خصوص هنر انقلابی نیستیم.
حتی یک رمان یا یک شعر
علی شاهحاتمی کارگردان "خوش رکاب" و "اوی مثبت" هم دربارهشورای سیاستگذاری گفته است: افرادی عضو شورای سیاستگذاری هستند که یک یا دو سال در حوزه بودهاند. این افراد برای کسانی که تمام لحظات عمر هنریشان را در حوزه گذراندهاند، سیاستگذاری میکنند. یک فرد کاملا بیاطلاع از حوزه فرهنگ و هنر، که در عمرش حتی یک رمان یا یک شعر نخوانده و فیلم ندیده است، این فرد چطور میتواند مدیر فرهنگی شود. حضور مدیریت فعلی در حوزه هنری یعنی کشتن هنرمندان و خشک شدن ذوق و ابتکار هنرمندان است.
چای یا نفت، مهم نیست
حرفهای علیرضا قزوه، شاعر "مولا ویلا نداشت" هم خواندنی است:
بودجه کار فرهنگی میخواهد از فروش چای به دست بیاید یا از فروش نفت، برای منِ هنرمند مهم نیست. مهم این است که صرف انجام کارهای فرهنگی شود. باید اقتصاد و فرهنگ هم کمکم به هم گره بخورند. مهم این است که شخصی که در راس حوزه هنری مینشیند، دیدگاهش فرهنگی باشد و نه اقتصادی. به نظر من در این خصوص، دوره آقای زم خوب بود. البته این بدان معنا نیست که آن کارها انجام شود، چون سقف انتظارات ما دیگر به اندازه دهه 60 و 70 نیست و باید بهتر از آقای زم کار کرد، برای این که توقع ما بالا رفته است. در اندازه نام «حوزه هنری» نیست که با آن بودجه کلانش، سالهای اخیر را با سیر نزولی بگذراند و هیچ هنرمندی را به جامعه معرفی نکند. (اصل مصاحبهی قزوه)
شواری بی شورا
محمد رضا سرشار ـ رهگذرـ هم که مدتی پیش خود را از حوزه هنری بازخرید کرد گفته است:
حوزه هنری در درون خود چندین شواری سیاستگذاری داشت. یکی شواری سیاستگذاری کلان بود و مابقی در بخشهای مختلف و با حضور صاحبنظران برپا میشد. به این ترتیب که هر واحد شورایی جداگانه داشت و من هم عضو شواری سیاستگذاری واحد ادبیات بودم. بعد از یک جلسه به ما گفتند که اینجا فقط شواری مشورتی است. البته شورای مشورتی هم مصوباتش لازمالاجرا نیست. بعد از سه - چهار جلسه بود که دیگر به طور کلی از هیچ کدام از ما دعوت به عمل نیامد و جلسات هم دیگر تشکیل نشد. شورای سیاستگذاری کلی حوزه هم که تا به حال تعطیل نشده است، به این خاطر است که رئیس سازمان تبلیغات اسلامی یکی از اعضای آن است.