کتاب نیوز  شناسنامه

مرغ ِ آمین

نیما یوشیج / 21آبان صد و چهاردهمین سالروز تولد پدر شعر نوی پارسی. 

 

 

 

مرغ ِ آمین، درد‌آلودی‌ست کاواره بمانده

رفته تا آن‌سوی ِ این بیدادخانه

بازگشته، رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی ِ آب و دانه.

نوبت ِ روز ِ گشایش را

در پی ِ چاره بمانده.

 

می‌شناسد آن نهان‌بین ِ نهانان (گوش ِ پنهان ِ جهان ِ دردمند ِ ما)

جور دیده مردمان را.

با صدای ِ هردم آمین‌گفتنش، آن آشناپرورد، (1)

می‌دهد پیوندشان در هم

می‌کند از یأس ِ خسران‌بار ِ آنان کم

می‌نهد نزدیک با هم، آرزوهای ِ نهان را.

 

بسته در راه ِ گلویش او

داستان ِ مردمش را.

رشته در رشته کشیده (فارغ از هر عیب کاو را بر زبان گیرند)

بر سر ِ منقار دارد رشته‌ی ِ سر در گمش را.

 

او نشان از روز ِ بیدار ِ ظفرمندی‌ست

با نهان ِ تنگنای ِ زندگانی دست دارد.

از عروق زخمدار این غبارآلوده ره تصویر بگرفته

از درون ِ استغاثه‌های ِ رنجوران

در شبانگاهی چنین دلتنگ، می‌آید نمایان

وندر آشوب ِ نگاهش خیره بر این زندگانی

که ندارد لحظه‌ای از آن رهایی

می‌دهد پوشیده، خود را بر فراز ِ بام ِ مردم آشنایی.

 

رنگ می‌بندد

شکل می‌گیرد

گرم می‌خندد

بال‌های ِ پهن ِ خود را بر سر ِ دیوارشان می‌گستراند.

چون نشان از آتشی در دود خاکستر (2)

می‌دهد از روی ِ فهم ِ رمز ِ درد ِ خلق

با زبان ِ رمز ِ درد ِ خود تکان در سر.

وز پی ِ آنکه بگیرد ناله‌های ِ ناله‌پردازان ِ ره در گوش

از کسان احوال می‌جوید.

چه گذشته‌ست و چه نگذشته‌ست

سرگذشته‌های ِ خود را هرکه با آن محرم ِ هشیار می‌گوید.

 

داستان از درد می‌رانند مردم

در خیال ِ استجابت‌های ِ روزانی

مرغ ِ آمین را بدان نامی که او را هست می‌خوانند مردم

زیر باران ِ نواهایی که می‌گویند:

 

- «باد رنج ِ ناروای ِ خلق را پایان.»

 

(و به رنج ِ ناروای ِ خلق هرلحظه می‌افزاید.)

مرغ ِ آمین را زبان با درد ِ مردم می‌گشاید

بانگ برمی‌دارد:

 

- «آمین! (3)

باد پایان رنج‌های ِ خلق را با جانشان در کین

و ز جا بگسیخته شالوده‌های ِ خلق افسای

و به نام ِ رستگاری دست اندر کار

و جهان سرگرم از حرفش در افسون ِ فریبش.»

 

خلق می‌گویند:

- «آمین! (4)

در شبی اینگونه با بیدادش آیین، (5)

رستگاری بخش – ای مرغ ِ شباهنگام – ما را!

و به ما بنمای راه ما به سوی ِ عافیتگاهی

هرکه را – ای آشناپرور – ببخشا بهره از روزی که می‌جوید.»

 

- «رستگاری روی خواهد کرد

و شب ِ تیره، بدل با صبح ِ روشن گشت خواهد.» مرغ می‌گوید.

 

خلق می‌گویند:

- «امّا آن جهانخواره

(آدمی را دشمن ِ دیرین)جهان را خورد یکسر.»

 

مرغ می‌گوید:

- «در دل ِ او آرزوی ِ او محالش باد.»

خلق می‌گویند:

- «امّا کینه‌های ِ جنگ ِ ایشان در پی ِ مقصود

همچنان هر لحظه می‌کوبد به طبلش.»

مرغ می‌گوید:

- «زوالش باد!

باد با مرگش پسین درمان

ناخوشی ِ آدمی‌خواری.

وز پس ِ روزان ِ عزّت‌بارشان

باد با ننگ ِ همین روزان نگونساری!»

 

خلق می‌گویند:

- «امّا نادرستی گر گذارد

ایمنی گر جز خیال ِ زندگی‌کردن

موجبی از ما نخواهد و دلیلی برندارد.

ور نیاید ریخته‌های ِ کج ِ دیوارشان

بر سر ِ ما باز زندانی

و اسیری را بود پایان

و رسد مخلوق ِ بی‌سامان به سامانی.»

 

مرغ می‌گوید:

- «جدا شد نادرستی.»

 

خلق می‌گویند:

- «باشد تا جدا گردد.»

 

مرغ می‌گوید:

- «رها شد بندش از هر بند، زنجیری که بر پا بود.»

 

خلق می‌گویند:

- «باشد تا رها گردد.»

 

نیما یوشیج به همراه پسرش شراگیم و استاد شهریار به همراه دخترش.

 

مرغ می‌گوید:

- «به سامان باز آمد خلق ِ بی‌سامان.

و بیابان ِ شب ِ هولی

که خیال ِ روشنی می‌برد با غارت

و ره ِ مقصود در آن بود گم، آمد سوی ِ پایان

و درون ِ تیرگی‌ها، تنگنای ِ خانه‌های ِ ما در آن ویلان،

این زمان با چشمه‌های ِ روشنایی در گشوده است

و گریزانند گمراهان، کج‌اندازان،

در رهی کامد خود آنان را کنون پی‌گیر.

و خراب و جوع، آنان را ز جا برده‌ست

و بلای ِ جوع آنان را، جا به جا خورده‌ست. (6)

این زمان مانند ِ زندان‌هایشان ویران

باغشان را در شکسته.

و چو شمعی در تک ِ گوری

کور موذی چشمشان در کاسه‌ی ِ سر از پریشانی.

هر تنی زانان

از تحیّر بر سکوی ِ در نشسته.

و سرود ِ مرگ آنان را تکاپوهایشان (بی‌سود)اینک می‌کشد در گوش.»

 

خلق می‌گویند:

- «بادا باغشان را، در شکسته‌تر

هر تنی زانان، جدا از خانمانش، بر سکوی ِ در، نشسته‌تر.

وز سرود ِ مرگ ِ آنان، باد

بیشتر بر طاق ِ ایوان‌هایشان قندیل‌ها خاموش.»

 

- «بادا!» یک صدا از دور می‌گوید.

 

و صدایی از ره ِ نزدیک

اندر انبوه ِ صداهای ِ به سوی ِ ره دویده:

- «این، سزای ِ سازگاراشان

باد، در پایان ِ دوران‌های ِ شادی

از پس ِ دوران ِ عشرت‌بار ِ ایشان.»

 

مرغ می‌گوید:

- «این چنین ویرانگیشان، باد همخانه

با چنان آبادشان از روی ِ بیدادی.»

- «بادشان!» (سر می‌دهد شوریده‌خاطر، خلق آوا)

- «باد آمین!

و زبان ِ آنکه با درد ِ کسان پیوند دارد باد گویا!»

- «باد آمین!

و هرآن اندیشه، در ما مردگی‌آموز، ویران!».

- «آمین! آمین!»

و خراب آید در آوار ِ غریو ِ لعنت ِ بیدار ِ محرومان

هر خیال ِ کج که خلق ِ خسته را با آن نخواهانیست. (7)

و در زندان و زخم ِ تازیانه‌های ِ آنان می‌کشد فریاد:

«اینک درد و اینک زخم» (8)

(گر نه محرومی کجیشان را ستاید

ور نه محرومی بخواه از بیم ِ زجر و حبس ِ آنان آید)

- «آمین!»

در حساب ِ دستمزد ِ آن زمانی که بحق‌گویان (9)

بسته‌لب بودند

و بدان مقبول

و نکویان در تعب بودند.» (10)

- «آمین!»

 

در حساب ِ روزگارانی

کز بر ِ ره، زیرکان و پیش‌بینان را به لبخند ِ تمسخر دور می‌کردند

و به پاس ِ خدمت و سودایشان تاریک

چشمه‌های ِ روشنایی کور می‌کردند.» (11)

- «آمین!»

- «با کجی‌آورده‌های ِ آن بد اندیشان

که نه جز خواب ِ جهانگیری از آن می‌زاد

این به کیفر باد!»

- «آمین!»

 

- «با کجی‌آورده‌هاشان شوم

که از آن با مرگ ِ ماشان زندگی آغاز می‌گردید

و از آن خاموش می‌آمد چراغ ِ خلق.»

- «آمین!»

 

- «با کجی‌آورده‌هاشان زشت

که از آن پرهیزگاری بود مرده

و از آن رحم‌آوری واخورده.»

- «آمین!»

 

- «این به کیفر باد

با کجی‌آورده‌هاشان ننگ

که از آن ایمان به حق سوداگران را بود راهی نو، گشاده در پی ِ سودا (12)

و ازآن، چون بر سریر ِ سینه‌ی ِ مرداب، از ما نقش برجا.» (13)

- «آمین! آمین!»

 

و به واریز ِ طنین ِ هردم آمین‌گفتن ِ مردم

(چون صدای ِ رودی از جا کنده، اندر صفحه‌ی ِ مرداب آنگه گم.)

مرغ ِ آمین‌گوی

دور می‌گردد

از فراز ِ بام

در بسیط ِ خطه‌ی ِ آرام، می‌خواند خروس از دور

می‌شکافد جرم ِ دیوار ِ سحرگاهان

وز بر ِ آن سرد ِ دود اندود ِ خاموش

هرچه، با رنگ ِ تجلّی، رنگ در پیکر می‌افزاید

می‌گریزد شب

صبح می‌آید.

 

تجریش. زمستان 1330  

 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] جنّتی: وآن آشنا‌پرورد. (از نظر ِ من، کاملاً نادرست است، و ربط ِ پاره‌های ِ بیان را به‌هم‌می‌ریزد.)

[2] چگونه خوانده می‌شود: دود، خاکستر؛ یا: دود ِ خاکستر؟

[3] در «شعر ِ من» و چاپ ِ جنّتی، در این موضع، گیومه‌ی ِ بسته (»)آمده؛ در حالی که پایان ِ قول، آخر ِ بند است: «... در افسون ِ فریبش.»؛ و این‌جا، به آن نیازی نیست؛ بلکه آوردن ِ آن، خوانش ِ شعر را دچار ِ اشکال می‌کند...

[4] در «شعر ِ من» و چاپ ِ جنّتی، این دو مصرع (خلق می‌گویند: - «آمین)بدون ِ فاصله با سطر ِ پیشین، و در منتهی‌الیه ِ سمت ِ چپ آمده؛ و در مجموعه‌ی ِ کامل... (چاپ ِ طاهباز)، با یک سطر فاصله، و در آغاز ِ سطر. و شکل ِ درست - یا مناسب – همین است.

[5] در مجموعه‌ی ِ کامل (طاهباز)، به جای ِ «بیدادش»، «بیداش» آمده، که قطعاً نادرستی ِ چاپی است. ضمناً، در هرسه منبع، این مصرع با نقطه تمام شده؛ که به نظر ِ من درست نبود ؛ و ویرگول گذاشتم!

[6] در کتاب ِ «پُر درد ِ کوهستان» (ص 322)، " ز جا خورده است " آمده؛ که قطعاً نادرست است.

[7] گُمان می‌کنم که «نخواهانیست»، عبارت از «نخواهانی است» باشد. در چند سطر ِ بعد، «بخواه» آمده. مقایسه‌ی ِ این دو، و تأمّل در شعر، به گُمانم مؤیّد ِ نظر ِ من باشد: نخواه = نادل‌خواه، برخلاف ِ میل، مورد ِ تنفّر،... نخواهانی = نادل‌خواهی، برخلاف ِ میل‌بودن،...؛ بخواه = موافق، دل‌خواه، باب ِ میل،...

[8] متن [ اینک درد و اینک زخم ]، از چاپ ِ جنّتی است. در «شعر ِ من»، " اینک درد، اینک زخم " آمده ؛ بدون ِ " و " – که البتّه ایرادی ندارد - ؛ و در «مجموعه‌ی ِ کامل...» (طاهباز): " اینک در و اینک زخم "، که آشکارا مخدوش می‌نماید. نهایةً، باید اصل ِ دست‌نویس ِ نیما دیده شود.

جالب است که در کتاب ِ «پر درد ِ کوهستان» (تألیف ِ طاهباز)نیز، همین " اینک در و اینک زخم " آمده. اگرچه، سیروس ِ طاهباز آدم ِ دقیقی نبوده، این تردید پیدا می‌شود که: نکند " در " درست است؛ و در سطر ِ قبل هم " در ِ زندان " باید خواند ؛ یعنی " در " اسم است، نه حرف ِ اضافه!

[9] طاهباز: بحق گویا.

[10] گیومه‌ی ِ اوّل در کجا قرار می‌گیرد؟ ابتدای ِ قول کجاست؟

[11] گیومه‌ی ِ اوّل در کجا قرار می‌گیرد؟ ابتدای ِ قول کجاست؟

[12] در «شعر من» (ص 28)، «سود» آمده، که قطعاً نادرست است.

[13] ضبط ِ حاضر، از «مجموعه‌ی ِ کامل...» (طاهباز ؛ ص 497). در دو مأخذ ِ دیگر، " وزآنان " آمده ؛ که وزن ِ مصرع را مختل می‌سازد. [ شعر ِ من - ص 28 -: وزآنان ؛ جنّتی - ص 238 -: وز آنان (منظورم به وضع ِ دقیق ِ نگارشی است، در فاصله‌ی ِ حروف و کلمات)].

 

* از دفتر ِ «شعر ِ من»

۱۳۸۸/۰۸/۲۲
 مطالب مرتبط 
سایت رسمی "نیما یوشیج" راه‌اندازی شد
یادداشت‌های اسماعیلی درباره‌ی نیما
نگاهی به "جامعه‌شناسی شعر نیما"
دیدار با همسایه‌ی نیما / سیمین دانشور
صد و چهاردهمین زادروز پدر شعر نو ایران
"رباعی محبوب من" گزیده‌ی بهترین رباعیات
سهیل محمودی: مشیری پیرو واقعی نیما بود
نقد آثار 13 چهره‌ی شاخص شعر
مراسم اهدای جایزه نیما لغو شد
شعر نو پیش از نیما ابداع شده بود!
"روشن تر از خاموشی" به چاپ دهم رسید
یادداشت‌های روزانه‌ی نیما یوشیج
"پادشاه فتح" با نگاهی به آثار نیما یوشیج
جایزه‌ی شعر و نقد شعر نیما یوشیج
جایزه‌ی شعر و نقد شعر "نیما"
ری را...
جسمم بهمنی است، اما روحم همه نیمایی
عکس‌هایی از 85 سال پیش نیما یوشیج
نیما یوشیج آنگونه که بود
نیما یوشیج به آمریکا می‌رود
شیراز هشتم منتشر شد
نقد آثار پدران شعر نو ایران و عرب در کانون ادبیات ایران
سه شنبه، فیلم سینمایی "نیما یوشیج"
ارزش احساسات
تاثیرات نیما پوشیج در رادیو گفتگو
بزرگداشت جمع و جور برای نیما یوشیج
فیلم سینمایی "نیما یوشیج " در حال تدوین

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

امروز زندگی را آغاز کن!
پابلو نرودا
گل خورشید برآورده سر از خاور گل
احد ده‌بزرگی
عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه
عبدالجبار کاکایی
به تمنا به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم
ناصر مکارم شیرازی
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
فروغ فرخزاد
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی
شعر، گم کرد دست و پایش را
محمد مجتبی احمدی
من از سطح سیمانی ‌قرن می‌ترسم
سهراب سپهری
خورشید‌من برآی که وقت دمیدن‌است
سید علی خامنه‌ای
سر زلفت به کناری‌ زن و رخسارگشا
روح الله الموسوی الخمینی(ره)
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
لسان‌الغیب حافظ
باید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفت
نجمه زارع
قرآن دوباره جز به‌سر نیزه جانداشت
محمد رفیعی
تو را دوست دارم چون...
ناظم حکمت
توفان وزید، قافله را برد با خودش
مریم سقلاطونی
غم من لیک غمی غمناک است
سهراب سپهری
پیش از تو محرم شد...
عبدالجبار کاکایی
پر می‌زند دلم به هوای غزل
قیصر امین‌پور
ببین من چه کشیدم تو چه کردی
فاضل نظری
امروز پریشانترم از دوش مکن
مهدی اخوان ثالث

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام