از لوازم طنز ایجاز است و آن که درازه گویی می کند از ظرافت به دور است. البته طنز سیاسی از این قاعده مستثناست چرا که طنز پرداز در مقوله سیاست ناگزیر به پرداختن به حواشی است زیرا سیاست بر مبنای مثل معروف «کلوخ انداز را پاداش سنگ است» جای سنگ اندازی است و نه طنزپردازی.
به گزارش ستاد خبری چهارمین جشنواره سراسری طنز مکتوب، «یوسفعلی میرشکاک» در نشست «ظرافت و رندی در طنز» با بیان این مطلب گفت: در ادب قدیم ظرافت حاضر جوابی بوده است که بدون ارتباط با سواد، نیازمند ذوق است و یک ویژگی درونی به شمار می رود. همچنین ظرافت در کنار حدت ذهن، نوعی ابهام گویی نیز می خواهد.
او با تاکید بر بی ذوقی در دهه های اخیر و غلبه نوعی ژورنالیسم به جای طنز گفت: ظرافت شرط لازم برای طنز پردازی است و تمام طنزپردازان موفق، ظریف نیز هستند. اما رندی شرط کافی است. رندی به تفکر بر می گردد. خواجه جهان، حافظ رند است و طنز او نیز رندانه است. این طنز در برخورد اول خنده آور نیست و در موانست با شعر حافظ است که در می یابیم تمام ستون های شعر حافظ را طنز رندانه شکل داده است.
او ادامه داد: عبید طنزپردازی ظریف است و این ویژگی را در هجو و هزل هم دارد. اما اگر کسی کنترل خود را از دست دهد به اثرش به سرنوشت آثار سوزنی سمرقندی و بعضی آثار انوری و ایرج میرزا دچار می شود.. این در حالی است که طنز رندانه همواره پنهان می ماند.
میرشکاک با اشاره به سابقه تاریخی کلمه «رند» به عنوان انسانی که جایگاه اجتماعی ندارد خاطر نشان کرد: خواجه شیراز انسان کامل را در قالب این کلمه معرفی می کند و بر این اساس طنز رندانه مبنای تفکر است و به تفکر فرا می خواند و این تفکر رندانه است که حافظ را بزرگترین و برجسته ترین شاعر زبان فارسی کرده است. تفکر رندانه حافظ زبده اندیشه قوم ایرانی و برترین نشانه های هویت دینی و ملی ماست.
نویسنده «دیپلمات نامه» همچنین گفت: حافظ قرآن را با جان فهمیده است و به قول خود فیض روح القدس هم به مددش آمده است. اگر با حافظ به خوبی انس بگیریم در می یابیم که او هستی را کمیک می بیند چرا که انسان ها غالبا اهل تراژدی نیستند.
او در پایان گفت: اگر بتوان ظرافت و رندی را با هم جمع کنیم، کاری کارستان کرده ایم اما غالبا این تکاپو به جایی نمیرسد و باید تلاش کرد از هر کدام بهرهای بگیریم که شرط آن نیز پرنوشتن است و همنشینی با اهل طنز و ظرافت چه کتابها و چه انسانها.