
سید علی موسوی/ ali@ketabnews.com
"با زنبیلی پر از سوال میروی، از همه جورش: طلبهها چی گوش میکنند؟ چی میخوانند؟ بازیگر مورد علاقهشان کیست؟ قلیان میکشند؟ با چه طعمی و .... "
چند خط افاضهای که مطالعه فرمودید، قسمتی از مقدمهی مطلبی است تحت عنوان " ما فرشته نیستیم" که در شماره ( 72) همشهری جوان آمده و به زعم نویسنده سعی در معرفی اجمالی از زندگی طلبگی دارد.
اجازه بدهید همین اول کلام، جدای از مطالب پرمحتوایی که به نکاتی از آن اشارهای خواهم داشت نخست از تلاش مخلصانه! و هنرنمائی بیبدیل و منحصر به فرد عکاس مجموعه همشهری جوان که تمام تلاش خود را جهت عدم استفاده از هنر و سلیقه در انتخاب سوژه و زاویه و کادربندی عکسها به کار گرفته، تشکر و تقدیر کرده باشم.
بدون شک بدتر از این نمیشده و این خود یک توانمندی فوقالعاده! برای یک عکاس حرفهای است و صد البته وجود اینچنین هنرمندی موجب افتخار مجموعهی "همشهری جوان" خواهد بود.
اما اصل مطلب، برای آنهایی که مثل آقای مظفری نژاد یک زنبیل پر از سوال از همه جورش از زندگی طلبگی دارند. اینکه طلبهها چه گوش میکنند؟ چه میخوانند؟ بازیگر مورد علاقهشان کیست؟ قلیان میکشند؟ با چه طعمی و ...؟ عرض کنم که؛ در دنیای طلبگی هم مثل باقی دنیاها اینطور نیست که همه چیز سلیقهای باشد. البته اولش که میخواهید طلبه شوید به انتخاب و سلیقهی خود "طلبه" میشوید اما بعد از این انتخاب برای طلبه ماندن خیلی اوقات میبایست سلایق و علایق خود را فدای مهمترین انتخاب عمرتان کنید تا بتوانید پای بزرگترین و با ارزشترین گزینهی زندگیتان بمانید.
خیلی چیزها هست که مربوط به "طلبه" است ولی مربوط به جوانهای دیگر نیست و آنکه خود، طلبه است خود را متعهد و ملترم به آن میداند، مگر آنکه اساسا طلبه نباشد.
طلبه هر چیزی گوش نمیکند. هر چیزی نمیخواند، هر چیزی نمیبیند. هر فیلمی را نگاه نمیکند. هر جایی دعوتش کردند نمیرود. دعوت هر میزبانی را لبیک نمیگوید.
"طلبه" قلیان نمیکشد، چون حرام است و حتی اگر هم حرام نباشد چون خلاف شان "طلبه" است بر خودش حرام میداند. در کل، خیلی چیزها که برای مردم عادی حلال و طیب است برای طلبه حرام است، چون خلاف شان طلبگی و توهین به لباس مقدس روحانیت و نام آسمانی "طلبه" است. خیلی چیزها هم ممکن است برای مردم عادی مستحب باشد که برای طلبه واجب است، مثل نماز شب. و اگر نخواند طلبه نیست.
اینکه بگوییم طلبه چت میکند و یا اینترنت باز است، آخر جفا است. همه میدانیم که در حال حاضر در کشور ما بیمفهومترین استفادهی ممکن از شبکهی اینترنت چت کردن است و طلبه از زندگی بیمفهوم گریزان است. و اگر نباشد طلبه نیست.
علی رغم تمام اصراری که همشهری جوان در بیان قیمت بالای لباس طلبگی دارد. طلبه میبایست ساده زیست باشد، وقتی میگوییم طلبه باید ساده زیست باشد؛ بی شک پوشیدن عبای 300 هزار تومانی و عرق چین 10 هزار تومانی و نعلین 30 هزار تومانی خلاف شان طلبگی است چون او یک طلبه است و باید ساده زیست باشد. و اگر نباشد طلبه نیست.
برخلاف تصاویری که در مصائب شیرین میبینید، طلبه طوری راه میرود، طوری مینشیند، طوری میخورد، طوری نگاه میکند، طوری لباس میپوشد که از چند هزار متری هم تابلو باشد که او یک طلبه است.
نظافت از ایمان است و طلبه منادی ایمان. بنابراین نشان دادن بی ریخت ترین آشپزخانهی یک از مدارس تهران که زیاد هم مورد استفاده قرار نمیگیرد؛ با امکانات ابتدایی به عنوان سمبل و نمونهای از سبک زندگی طلبگی فقط به ذوق سرشار نویسنده و عکاس محترم مربوط است.
اگر در طلب علم و دانش برای غیر طلبه اصطلاحی به نام " دو دره بازی" وجود دارد برای طلبه، تعلم عبادت است و در عبادت واژهای به این نام وضع نشده است که برای جلوگیری از آن حضور و غیاب لازم باشد و حضور و غیاب صرفا برا ی ثبت آمار و حفظ حالت کلاسیک دورههای تحصیلی است و این طور نیست که وقتی استاد به طلبه اطمینان نداشته باشد حضور و غیابش را رسیدگی کند.
در حوزه نسبت استاد و طلبه نسبت پدر و فرزند است. احترام به استاد واجب و بوسیدن دستش فضیلتی بسیار برای طلبه خواهد داشت. خوب است بدانید که در سنت حوزه هر وقت طلبه استادش را در مسیری همراهی میکند اگر در روز باشند میبایست پشت سر استاد حرکت کند و در شب میبایست یک قدم جلوتر از استاد، که اگر چالهای بود اول شاگرد در چاله بیفتد و به استاد آسیبی نرسد.
طلبه شدن، فقط پر کردن یک فرم ساده و گذراندن یک مصاحبهی فرمالیته با چند هفته نماز جمعه گوش کردن نیست! چه بسا کسی سالها و سالها در حوزه بماند اما طلبه نباشد.
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
این پاسخی گذرا بود به آنچه در زنبیل داشتید. اما برویم سراغ اصطلاحات و افاضات و توضیحات گوشه و کنار مصائب شیرین که میبایست برخی از آنها را پاسخی دوباره داد.
چی میپوشند؟
نباید گران قیمت باشد. مهم آن است که همیشه تمیز باشد و اتو کرده. شلوار هم که گفتهاند "سنتی است که تازگیها طلبههای به قول ایشان خوش لباس وارد کردهاند" بیشتر یک شوخی است. جنس قبا هم از پارچه کت و شلوار نیست. پارچه کت و شلوار جنسش از جنس قباست!
محتوای دروس؟
اولا دورهی طلبگی ده سال طول نمیکشد، تا آخر عمر طول میکشد؛ چون طلبه میآموزد که هر وقت به این نتیجه رسید که دیگر همه چیز را میداند تازه هیچ نمیداند!
در ضمن جهت اطلاع نویسنده؛ کتابی به عنوان "مطالب" در حوزه وجود خارجی ندارد. آن کتاب جانکاهی که در سطح دو میخوانند "مکاسب" است یا شما اشتباه شنیدهاید یا سرکارتان گذاشتهاند.( البته این طور مواقع بهترین راه این است که از دیوار تایپیست بالا بروید) همچنین همیشه طلبه بعد از اینکه "اجتهاد" ( به معنی تلاش و کوشش) کرد به جایی میرسد که میتواند، "استنباط" کند. ( مسیر از این طرف است نه آن طرف!).
در مورد عکس برادری که جلوی در حجره نشسته و به نقطهای نگاه میکند:

خیره شدن و نشستن زیادی مربوط به یوگا است! به نظرم برادر خیره شونده، نگاهش به عکاس حرفهای شماست که در حال شکار یک جای به هم ریخته در حوزه است که به عنوان آنچه در حوزه میگذرد بچسباند به همشهری!
در مورد مدرک معادل:
طلبه برای مدرک درس نمیخواند. اگر میخواست مدرک بگیرد بی شک راههای بهتر و آسانتری برای گرفتن مدرک وجود دارد.( به خاطر پارهای مسائل "وحدت زا" از ریز شدن در این مورد معذورم!) این معادلی هم که وزارت علوم قرار داده خیلیها اصلا نمیروند دنبالش. هر چند برای اینکه مردم بدانند روحانی طرف مقابلش چقدر درس خوانده لازم است. در مورد این جملهی همشهری جوان که مدرک "دانشگاهی ما" معادل چه میزان تحصیلات طلبگی هست؟ باز هم همان مسائل "وحدت زا" که عرض کردم دست و پای نگارنده را بسته!
کلاس درس یا مکتبخانه؟
مهم نیست سبک نشستن سر کلاس آدم را یاد چی میاندازد! مهم علم آموزی است.
مکافات همیشگی:
در این مورد در ابتدای مطلب، مطالبی عرض شد.
یک تکه کلام( اصطلاحات نسل سوم طلبهها!)
نکته : اینکه یک عدهی خاصی در حوزه یا هر جای دیگری کلمه یا جملهای را به عنوان تکه کلام کار ببرند نمیتواند دلیلی باشد بر اینکه آن مطلب تکه کلام کل آن گروه است.
اما در مورد کلماتی که گفته شده:
شب خواب و روزخواب: فرمولش این طوری است: اگر رفتن به خانه موجب اتلاف وقت طلبه شود ترجیح میدهد در حجره بماند. این طور نیست که بچهمایهدارهای مجرد بروند خانه و بچه بیمایه دارها! بمانند.
کلم پیچ و دوزیست: معتقدم مجموعهی همشهری جوان در مورد چاپ این دو مطلب اشتباه کرده است! و میبایست بفهمد که اشتباه کرده است!
حاج آقا انواری: این را بعضیها بکار میبرند. اما نه به این صورت، غالبا به استادی که درسش روی نوار ضبط شده استاد انواری میگویند!
الهی قلبی محجوب: این اصطلاح بیشتر در جبهه به کار میرفته است. البته حوزه هم یک جور جبهه است. جبهه فرهنگی.
بطله: این یکی را کاملا پایهام. نمونهاش هم ، همانهایی که معتقدند طلبه هیچ فرقی با بقیه نمیکند و همه چیز برایش سلیقهای است.
کتاب فرمانی: استفاده از این کتابها در حوزه منسوخ شده. مگر اینکه به عنوان نسخهی قدیمی در حوزه نگهداری شود.
غذا پرچمی: هیچ ربطی به پرچم مملکت ندارد. پرچم ممکلت آنقدر قداست دارد که کسی پا توی کفشش نکند!
حجره: اگر کلمهی "خوابگاه" را رویش نگذاریم بهتر است چون بیشتر به عنوان مکانی دنج برای درس خواندن استفاده میشود.
هم حجرهای: این یکی را هم پایهام! هم حجرهای صفر کیلومتر یک چیزی شبیه عکاس مصائب شیرین است که فقط میخواسته عکس بیاندازد.
گعده: "عرب پیشرفتهتر" یعنی چه؟! از قدیم محتوای گعده مطالب علمی بوده. اگر علمی نباشد گعدهی طلبگی نیست، نوعی وقت گذرانی است.
در مورد عکس کنار " سور و سات عارفانه":
عکس هیچ ربطی به مطلب کنارش ندارد اگر چه عکاسش همان حرفهای خودمان است!
چه جوری عمامه دار میشوند؟
طلبه از همان روزی که فرم ثبت نام را پر میکند زیر بار تعهد میرود؛ هر چند لباس، تعهدش را بیشتر میکند.
راهی برای رهایی:
بهترین راه برای اینکه بدانید یک نفر روحانی یا طلبه است اخلاق و منش و رفتارش است و البته علمش! زیاد در بند لباس نباشید.
کامپیوتر و اینترنت:
قطعا اینطور نیست که در همهی حوزهها داشتن کامپیوتر ممنوع باشد. در بعضی حوزهها به صورت محدود این قانون هست که آنهم علتش چت بازها و اینترنت بازها هستند که موجبات سلب آسایش طلبههای همحجرهایشان را فراهم میکنند.
سربازی:
طلبه تا زمانی که طلبه است سرباز است. سرباز امام زمان.
شهریهی طلاب:
چند خصوصیت دارد:
1) مبلغش خیلی کم است.
2) برکت زیادی دارد.
3) برای کسی که درسش را نمیخواند(بطله) حرام است.
برو عمله خوب خدا باش:
طلبهشدن از دانشجو شدن به مراتب سخت تر است. البته متوجهید که گفتم: " طلبه" شدن. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.