دورنمات، فریدریش Durrenmatt, Friedrich نمایشنامهنویس و رماننویس سوئیسی ولی آلمانی زبان (1921- ) دورنمات در حومه شهر برن Bern زاده شد، فرزند کشیش بود و تحصیلات خود را در رشته ادبیات و فلسفه در زوریخ و برن انجام داد. چندی به کار طراحی و نقد ادبی پرداخت، سپس به نمایشنامهنویسی روی آورد. دورنمات در آغاز به سبب خلق آثار عجیب و غریب، چه از نظر بیان، چه از نظر موضوع و آزادی از هرنوع قید و سنت ادبی، سر و صدای فراوان برپا کرد. نمایشنامه "نابینا" Blinde در 1948 برصحنه آمد که شهر ویران شدهای را بر اثر جنگهای سیساله نشان میداد، و "رومولوس کبیر" Romulus der Grosse در 1949. دورنمات در این دو اثر، زمان و مکان گذشته را از نو ساخته و عناصر تاریخی را در سبک خاص خود به کار گرفته است. نمایشنامه "فرشتهای به بابل میآید"Ein Engel kommt nach Babylon که در 1957 برصحنه آمد، بیش از آنکه وصف تمدنی نابودشده باشد، بیان زیبا و شاعرانهای است از پیامبران و شاهان و مقدمهای بر بناگذاردن برج بابل که از رؤیاهای دیرینه دورنمات به شمار میآمد. "ازدواج آقای میسیسیپی" Die Ehe des Herrn Mississipi در 1952 اجرا شد و در 1957 در آن تجدیدنظر به عمل آمد. این اثر عمیقترین اثر دورنمات در نوع تراژدی-کمیک است و نمایشی معجزهآمیز و هجوی تند و نیرومند از طبقه کاسب پولدار که همهی معیارها و ارزشهای جامعه را دگرگون ساخته است. در این نمایشنامه کسانی برصحنه آورده شدهاند که برخلاف همه موازین اخلاقی و نداهای وجدان، در کشتن همنوعان خود تردید به خود راه نمیدهند، قاضی میسیسیپی زن خود را به قتل میرساند. خود نیز به دست همسر دومش مسموم میگردد. اشخاص نمایشنامه همه مظهر خشونت و سختدلیاند، بیآنکه از هیچگونه ارزشی برخوردار باشند. مردم یک روستا از پزشک و افراد انتظامی، از کشیش و کدخدا و آموزگار همه آمادهاند که در راه به دست آوردن پول به آدمکشی مبادرت کنند، اما نبوغآمیزترین نمایشنامهای که تا آن زمان نویسندهای سوئیسی نوشته و دورنمات را جز بزرگترین نمایشنامه نویسان معاصر در سراسر جهان معرفی کرده است، نمایشنامه "ملاقات بانوی سالخورده" De Besuch der alten Dame (1956) است که به زبانهای مختلف ترجمه شده و در تئاتر برادوی Broadway امریکا با موفقیت برصحنه آمده است. این اثر نمایش مسخرهآمیز جدیدی است همانند تراژدیهای کلاسیک. بانوی ثروتمندی به شهر زادگاهش میرود و به ظاهر برای همشهریانش نیکبختی و ثروت به همراه میبرد ولی در واقع حس کینهتوزی و انتقامجویی را میان آنان رواج میدهد، بر آتش سودجوییها و سادهلوحیها تا حد جنایت دامن میزند. بانوی سالخورده در ازای پولی که به مردم زادگاه خود ارزانی میدارد، چه انتظار دارد؟ انتظار قتل مردی که روزی او را فریب داده و ترک کرده است. نمایشنامه "فیزیکدان" Die Physider (1962)، نمونه جدیدی است از «تئاتر عینی» که قصد ندارد چیزی را به اثبات برساند، بلکه کشمکشهایی را پیش چشم میگذارد که از مسائل پیچیده و گوناگون پدید آمده است. دورنمات به تلویزیون و سینما علاقه بسیار داشت، فیلمنامههای متعدد نوشت و چندی نیز کارگردان تئاتر و اپرا گردید. وی نهتنها نمایشنامهنویس بزرگ، بلکه رماننویس و نثرنویس دقیقی نیز به شمار میآید. رمانهای کارآگاهی او را از ترسی که بر وجود بشر چیرگی دارد، مایه گرفته است. از جمله رمانهای او می توان به: "قاضی و جلادش" Der Richter und sein Henker (1952)، "سوءظن" Der Verdacht (1953)، "قول" Das Versprechen (1958) و مانند آن اشاره کرد. مقاله معروفی نیز درباره تئاتر دارد با عنوان "مسائل تئاتر" Theaterprobleme (1955)، که در آن مسائل مربوط به تئاتر و موضوعهای تئاتر جدید را مطرح کرده است. دورنمات خاصه به سبب توجه به چیزهای عجیب و غریب و به سبب طنز عمیقی که به وسیله آن دنیای جدید و به طور کلی غلبه ناتوانی و درماندگی را بر عالم بشری وصف میکند، شناخته شده است. دورنمات به مسائل انسانی ابعاد گستردهای میبخشد و تا حد وهم و خیالانگیزی پیش میرود. به گفته خود او «انسانها را مجسم کرده است، نه عروسکهای خیمه شب بازی را، حرکت و فعل و عمل را پیش چشم گذارده، نه اینکه فقط به داستانپردازی اکتفا کند. دنیایی را ساخته و نه اینکه خصیصهای را.» وی به تمثالسازی توجه خاص دارد. از دانشمندان، افراد ساکن تیمارستان میسازد، از امپراتور بانکداری فاسد تصویر میکند، از دربان خانه، مردی سیاسی و از هنرپیشه، مؤمنی ریاکار.
دورنمات به دریافت چندین جایزه ادبی نایل آمده است، از آن جمله: جایزه ایتالیا در 1958 برای نمایشنامههای رادیوئی، جایزه منتقدان نیویورک در 1959، جایزه شیلر در 1959 و مانند آن.
زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی.