چاپ نخست کتاب «درآمدی بر الزامات تحول در حوزه علمیه؛ روحانیت؛ تهدیدها و فرصتها» تالیف رضا عیسینیا از سوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر و روانه بازار نشر شد.
به گزارش ایبنا، اثر حاضر، محصول تلاش فکری مولف است که با هدف بازشناسی روحانیت و نمایاندن تهدیدها و فرصتهای فراروی آن در جمهوری اسلامی ایران و نیز راههای تبدیل تهدیدها به فرصتها برای متولیان نهاد روحانیت است.
روحانیت، نهادی است که دارای ساختار و کارکردهایی مختص به خود است. این کارکردها را میتوان به دو دسته کلی(سنتی و موقعیتی) تقسیم کرد. کارکردهای موقعیتی روحانیت، به آن دسته از وظایف و کارکردها اشاره دارد که بر حسب موقعیتهای تاریخی آفریده میشوند. همکاری یا مخالفت با قدرت حاکم، مصانعه یا تصدیگری روحانیت در عرصه سیاستورزی، گونههایی از کارکردهای موقعیتی او به شمار میروند که بنا به شرایط تغییر مییابند. بدون تردید، روحانیت در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به چنین موقعیتی دست یافته است. این اثر میکوشد فرصتها و تهدیدهای برآمده در چنین شرایطی را بازخوانی کند تا از رهگذر آن بتواند ضریب کارآمدی را بالا ببرد.
برای تحلیل رفتار و ماهیت روحانیت تلاش کردیم کتب و منابع دست اول را درباره روحانیت مطالعه کنیم و با استفاده از روش جامعهشناسی ساختیابی گیدنز به این مهم دست یابیم.
محورهای اساسی این نظریه عبارتاند از:
1- مردم جهان اجتماع خود را میآفرینند؛
2- مساله اصلی در مقابل نظریه اجتماعی، ارائه پیوند مناسب میان کنشگران و ساختارهای اجتماعی است؛
3- این نظریه ساختاربندی کوششی برای چیره شدن بر دوگانهانگاری است (دوگانهانگاری که یا به کنشگران اولویت میدهد یا به ساختارهای اجتماعی)؛
4- ساختارها هم بهدست کنشگران انسانی به وجود میآیند و هم وسیلهای است که چنین کنشی به کمک آن صورت میگیرد؛ انسانها ساختارها را ایجاد میکنند، اما آنها هم کنش انسانی را محدود و هم ممکن میسازند؛
5- هر چیزی در زندگی اجتماعی، از آنچه سیستمهای جهانی در برمیگیرند تا آنچه در وضعیت فکری یک فرد محسوب میشود در یک کردار (راه و رسم) اجتماعی به وجود میآید؛
6- رفتار، اغلب به صورتهای کاملا یک نواخت باز تولید میشود؛
7- هر رسم و روال اجتماعی دربرگیرنده فرصتهایی است که امکان نوآوری را فراهم میکند. کردار در هر موقعیتی دارای امکاناتی است که میتواند نتایج تعجب برانگیزی به بار آورد. بنابراین کردار قابلیت تحریکپذیری و تغییرپذیری دارد؛
8- گروههای اجتماعی به سبب رویههای باز تولیدشده دارای ساختار میشوند؛
9- بازیگر یا کنشگر صحنه اجتماع میداند که چگونه باید بازی کند؛
10- بازیگران عرصه اجتماع غالبا رفتار خود را با اتکا به خودآگاهی عملی، برای مدتی طولانی هدایت میکنند؛ اگر چه آگاهی استدلالی و ناخودآگاهی را در برخی از رفتارهای آنها نمیتوان نادیده گرفت؛
11- عناصر بنیادین از کنش متقابل سه متغیر نشست میگیرد: معناداری، اخلاق و قدرت.
12- اساسیترین نکته در باب روابط قدرت در نظریه ساختیابی گیدنز مفهوم دیالکتیک کنترل است.»
«گیدنز» جامعه شناسی است که از منوفاکتوریزم (تک عامل محوری) بیرون رفته است. از این رو مساله اصلی او، بررسی ماهیت نسبت میان ساختار و کارگزار است که آیا باید واحدی از یگانگی یا نایگانگی باشد. در نگاه گیدنز، هیچ کدام از ابژه و سوبژه وجود مستقلی ندارد.
با عنایت به مباحث گیدنز میتوان گفت دیدگاه او با نظریه ارادهگرایان و ساختارگرایان همخوانی ندارد، زیرا ارادهگرایان معتقدند کنش افراد ساختارهای اجتماعی را ایجاد میکند و کارگزاران عامل اصلی پدیدهها و پیامدهای آن است و بر اساس نظریه ساختارگرایان، ساختارها تعیینکننده رفتارکارگزارانند، اما گیدنز معتقد است هیچ اولویتی بین فاعلیت و ساختار نیست. البته نباید مفهوم منطقی فاعلیت را با مفهوم جامعهشناسی اجتماعی شدن اشتباه گرفت. اصلا دوگانگی بین این دو وجود ندارد. در نگاه او سوژه و ابژه از دوگانگی برداشته میشود و یکی میگردد(حذف دو آلیسم)؛ بنابراین ساخت یک نوع شکل از پیشداده شده نیست، بلکه ساخت تنها تا آنجا وجود دارد که مردم کارها را با معرفت و آگاهی و در شرایط معین و با پیامدهای خاص انجام دهند. این پیامدها نتیجه و باز تولید کار خود آنهاست و آن افعال را ساختاری میکند و به ما اجازه میدهد تا درباره چیزی به نام «تاثیرات ساختاری» صحبت کنیم.
این کتاب، درباره چارچوب نظری پژوهش، سه محور را مورد بحث قرار داده است. محورهای اول و دوم به این سوالها پاسخ میدهند که ارکان نظریه ساختیابی و نظریه ساختیابی در کجا کاربرد دارد یا درصدد حل چه مشکلی است. در ادامه نوشتار به محور سوم میپردازد که بیان میکند نظریه ساختیابی، چگونه موضوع کتاب (روحانیت؛ تهدیدها و فرصتها) را تبیین میکند.
هدف پژوهش حاضر این است که روحانیت به مفهوم عام آن، یکی از کنشگران جامعه ایران یا جامعه جهانی، به ویژه در عصر جمهوری اسلامی است که کنش اجتماعی او در بردارنده ارتباطات معنادار، قواعد اخلاقی و قدرت بوده است. این بازیگر بعضی از ساختها را شکسته و برخی را ایجاد و باز تولید کرده است یا خواهد کرد که بر اساس این کنشگری پیامدهایی را -خواسته یا ناخواسته- ایجاد کرده که ممکن است فرصت یا تهدیدهایی را بیافریند. ما میخواهیم روشن کنیم چه میزان از کنشهای روحانیت بر اساس آگاهی گفتمانی، چه مقدار بر اساس آگاهی عملی و چه اندازه بر اساس ناخودآگاهی، صورت گرفته و میگیرد و تهدیدها و فرصتهای هریک از سه سطح از آگاهی که کنش متقابل بر آن اساس تحلیل میشود، چیست؟
بر اساس مطالب کتاب، گیدنز در این باره معتقد است آنها از آنرو چنین عمل میکنند که درباره روحانیت و سایر زمینههایی که در آن زندگی میکنند، آگاهی کامل دارند و این آگاهی ممکن است اساسا در فعالیتهای عملی آنان یا در گفتمان به غایب زمینهمندشان مستتر باشد.
بر اساس مطالب کتاب، باید اذغان کرد هم روحانیت -در مثال بالا روحانی کاروان حج- و هم مردم، متخصصان نظریه و عمل اقتدارند. روحانیان تشخیص میدهند که به حمایت مردم نیازمندند تا چیزهایی که در اختیار دارند را عملی سازند و همچنین میدانند که اگر ابزار تنبیه را به وفور به کار برند، دیگر نمیتوانند قدرتشان را به شیوه موثری اعمال کنند . آنان باید بدانند که تنها به مثابه آخرین دستاویز میتوانند از تنبه استفاده کنند، زیرا نشانه ناکامی در کنترل موثر است (نمیتوانند مرتبا با اخطار و هشدار بگویند که مردم بیدین شدهاند یا به روحانیت بیاعتماد و کماعتماد شدهاند)؛ ولی متاسفانه روحانیان زیادی به این توجه نکرده و در قبال چنین افرادی خیلی زود واکنش نشان داده و آنها را از جامعه اخراج کردهاند یا اینکه از هر اتفاقی چشم میپوشند و حوصله شنیدن چنین حرفهایی را ندارند. هردو گروه، چه روحانیت و چه مردم، از نوع تفکر دیگری درباره خود آگاهاند. بدین ترتیب مردم قادرند به نفع خود از این وضع بهرهبرداری کنند. آنها برای برانداختن قدرت انظباطی که روحانیت در جامعه تعریف کرده طالب خود مختاری کنشهایشان میشوند. این شروع داستان جدایی از یک گروه مرجع و ایجاد گروه مرجع جدیدی است و همه این قضایا به این سبب رخ داده که فعالیتهای اجتماعی کنشگر (بر اساس سلسله مراتب آگاهی) پیامدهایی ایجاد نموده و آن پیامدها افعالی را باز تولید کرده است؛ در نتیجه آن پیامدها آن افعال را ساختمند کرده است؛ ساختی که علیه ساخت اول تشکیل شده است.
کتاب حاضر، در دو فصل سامان یافته است. فصل اول؛ ویژگیهای ساختاری و کارگزاری روحانیت و فصل دوم؛ روحانیت، تهدیدها و فرصتها نام دارند.
در انتهای این اثر، علاوه بر نتیجهگیری، فهرست منابع، اصطلاحات، اماکن، کتب، امامان و اعلام نیز درج شده است.
چاپ اول کتاب «درآمدی بر الزامات تحول در حوزه علیمه؛ روحانیت؛ تهدیدها و فرصتها» در شمارگان 1400 نسخه، 240 صفحه و بهای 29000 ریال راهی بازار نشر شد.