کتاب نیوز  شناسنامه

نسلی که سودایی بود نه سوداگر/عبدالله شهبازی

عبدالله شهبازی

رسول جعفریان مورخی پرکار است و در مواردی نوآور و باسلیقه. کارنامه او سیر اعتلایی را نشان می‌دهد؛ یعنی با گذشت زمان غنا و پختگی بیش‌تری در آثارش دیده می‌شود. برخی از آثار اخیر جعفریان بسیار ارزشمند است؛ از جمله "صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست " [رساله‌های منتشرنشده‌ای از دوره صفوی] (قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379، سه جلد، 1457 صفحه)، و "رسائل حجابیه" [ده‌ها رساله‌ از علمای مخالف و چند رساله از موافقان «کشف حجاب»] (قم: دلیل ما، 1380، دو جلد، 1456 صفحه).

آخرین، و جنجالی‌ترین، کتاب جعفریان "جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی- سیاسی ایران، 1320- 1357" نام دارد که در فاصله کوتاهی به چاپ ششم رسید. (چاپ ششم، ناشر: مؤلف، بهار 1385، 832 صفحه) علت این استقبال انتخاب موضوعی بااهمیت و بکر بود که برای نخستین بار بدان پرداخته می‌شد. چاپ اوّل کتاب کم‌حجم بود و در موارد فراوان غیردقیق؛ ولی در چاپ‌ها، و در واقع بازنویسی‌ها و ویرایش‌های بعد، بر حجم آن افزوده شد، نواقص و اشتباهات اندک اندک مرتفع شد و سرانجام وضع کنونی را یافت؛ یعنی به اثری جدّی و ماندگار بدل شد.

ظاهراً، مؤلف قصد دارد این رویه را ادامه دهد و با دریافت نظرات فعالین سیاسی سال‌های چهل و پنجاه کتاب را در هر چاپ با اصلاحاتی افزون‌تر عرضه کند.

این روش خوب است برای پژوهش در عرصه‌ای که تا حدود زیاد باید بر دانسته‌های دست‌اندرکاران و بازیگران هنوز زنده آن متکی باشد. «بازیگران» وسوسه می‌شوند، گاه به شور می‌آیند و گاه عصبانی می‌شوند. بهرحال، نتیجه یکی است: دانسته‌های تکمیلی خود را می‌نویسند و به مؤلف می‌دهند. بدون این «وسوسه» تبدیل کتاب به اثری جامع، دقیق و ماندگار ممکن نیست.

ولی این روش بد است برای کسانی چون من که مجبورند ویرایش‌های جدید کتاب را هر بار خریداری کنند!

بازیگرانی که حوادث این کتاب بخشی از زندگی و کارنامه سیاسی‌شان به‌شمار می‌رود، گاه کاستی‌های فراوانی را «کشف» می‌کنند؛ کاستی‌هایی که بعضاً تنها خود یا معدود کسان دیگر از آن مطلع‌اند و ممکن است جعفریان را به بی‌دقتی متهم کنند. ولی این گناه مورخ نیست. حوادثی است که در هیچ سندی منعکس نشده. اسناد ساواک، به دلیل رازداری‌ها و ترفندهایی که مبارزان سیاسی برای حفظ اسرار خود به کار می‌بردند، در مواردی نارسا و گمراه‌کننده است. افراد و گروه‌هایی هستند که ساواک هیچگاه ابعاد فعالیت‌شان را نشناخت، به کنه کردارشان پی نبرد، یا به تصویری نارسا و مغلوط از کارنامه‌شان دست یافت. گرچه جعفریان به پرونده‌های ساواک نیز دسترسی نداشته و بر اسناد منتشر شده ساواک (در کتاب‌های مرکز بررسی‌های تاریخی وزارت اطلاعات)، خاطرات و منابع منتشر شده و مصاحبه‌های خود متکی بوده است.

چاپ ششم کتاب جعفریان در بسیاری موارد حاوی اطلاعات ارزشمندی است. جعفریان کوشیده تا بی‌طرفانه و منصفانه سخن بگوید و این حسن کار اوست. ولی در مواردی شتاب‌زدگی و بی‌دقتی واقعی به چشم می‌خورد. نثر کتاب نیز در مواردی عجولانه و پالایش نیافته است. مثلاً، در بررسی زندگی شیخ حسین لنکرانی به شایعات خصمانه‌ای که علیه او رواج داشت، و لنکرانی را «توده‌ای» و «کمونیست» معرفی می‌کرد، پرداخته و سپس چنین نوشته است: «بهرحال درباره این مسائل باید تحقیق بیش‌تری صورت بگیرد. آن‌چه مسلم است باید محققان با دقت و بی‌طرفی در این باره بنویسند و پنبه آن موضوع را بزنند.» «تحقیق بیش‌تر» و «دقت و بی‌طرفی» کجا و «زدن پنبه آن موضوع» [اتهامات علیه لنکرانی] کجا؟!

موارد مهمی هم هست که در کتاب بازتاب نیافته‌اند. یکی از مهم‌ترین این موارد گروه بهمن حجت کاشانی است که در خاندان پهلوی نفوذ کرد و حتی علی (پاتریک) پهلوی (برادرزاده محمدرضا شاه) را به خود جلب کرد. اسناد این ماجرا در دوره جدید فصلنامه پانزده خرداد منتشر شده است.

در صفحات 531- 532 مطالبی درباره «گروه مجاهدین اسلام» در شیراز آمده است. مندرجات این دو صفحه بخشی از خاطرات سال‌های دور من است و از زیر و بم آن مطلعم. در این بخش جعفریان از منابع معتبربهره نبرده است. احتمالاً، در چاپ‌های بعد تکمیل و اصلاح خواهد شد. چنان‌که گفتم، روش جعفریان این است. مورخ «اصفهانی» ما حتی مرا نیز «وسوسه» کرد. چنان تحریک شدم که نامه‌ای نوشتم و دانسته‌هایم را تقدیمش کردم.

***

من نیز، به عنوان فردی از نسلی که در دهه چهل به فعالیت‌های سیاسی ضد حکومت پهلوی جلب شد، با خواندن این کتاب به یاد گذشته افتادم و خاطرات آن روزهای دور، برایم زنده شد. روزهایی بسیار متفاوت با امروز. روزهایی که افرادی نه چندان اندک و نه چندان زیاد، از نسل ما در جستجوی گمشده‌ای بودند و گاه چنان شیدا که ارزشمندترین گوهر مادی هر انسان، جان خود را نثار می‌کردند. بسیاری از این سودائیان راه‌های گوناگون را تجربه کردند، گاه در مسلخ «ایدئولوژی»، به موجوداتی متصلب و سنگدل بدل شدند، هر گونه روزنه مهر و عطوفت را بر خود و دیگران بستند و بهائی بس سنگین برای آزمون و خطای خود ‌پرداختند. امروز، در داوری «تاریخ»، داور هر که باشد، برخی مغضوب‌اند و برخی محبوب. ولی تنها کسانی که آن تجربه تلخ را با تمامی وجود خود آزموده‌اند می‌دانند که گمشدگان نیز قربانی بودند. گناه از شیدایی و گمشدگی بود. سودا بود و هوس پرواز در راه‌ها و بیراهه‌ها. و همین شیدایی و گمشدگی بود که بعضی را اهرمن کرد و بعضی را فرشته. می‌توان درباره پیامدهای منفی کردار این و آن نوشت ولی باید آن نسل را در کلیت خود، محترم شمرد و «آرمان‌گرایی»‌اش را؛ نسلی که فرزند زمان خود بود و «آرمان» را، درست یا غلط، بیش از هر چیز گرامی می‌داشت. نسلی که «سودایی» بود نه «سوداگر».

۱۳۸۵/۰۴/۰۷
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ
 آثار 

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام