|
|
پیش از تو محرم شد...
|
|
|
عبدالجبار کاکایی
یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال
ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است دلواپس تو عالم و آدم نشد امسال
پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال
جایی ننشستیم که یادی نشد از درد شعری نسرودیم که ماتم نشد امسال
صد خیمهی خاموش به تاراج جنون رفت یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال
در گریه نهفتیم عزای شب خود را تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال |
| ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
|
|
مطالب مرتبط
|
|
|
|
|
|
|
|
| | | | | | | |
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
|
|