کتاب نیوز  شناسنامه

کمک‌های بین المللی به فلسطین بعد از اسلو / آنا لی مور

اختصاصی / محمد حسنلو
 
در سال 1991 یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی در واشنگتن، پایتخت ایالات‌متحده توافقنامه‌ای تحت عنوان اسلو امضا کردند که در آن زمان نخستین رابطه مستقیم فلسطینیان با مقامات رژیم صهیونیستی محسوب می‌شد که هرچند مذاکرات در خصوص توافقنامه در اسلو پایتخت نروژ انجام شد اما در واشنگتن و با حضور بیل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق آمریکا به امضا رسید. صهیونیستها و برخی فلسطینی‌ها به این نتیجه رسیدند که زمان پایان دادن به درگیری‌ها و مناقشات میان دو طرف فرا رسیده است و باید حقوق متقابل سیاسی و قانونی دو طرف به رسمیت شناخته شود و طرفین نوعی زندگی مسالمت‌آمیز را در امنیت متقابل و دستیابی به صلح عادلانه و فراگیر آغاز کنند. توافقنامه اسلو نتیجه مساوی برای دو طرف نداشت. آنچه که عاید فلسطینی‌ها شد دستیابی به دولتی با خودمختاری در کمتر از 80 درصد مساحت کرانه باختری و کمتر از 2درصد مساحت اراضی فلسطینی بود.

اراضی فلسطینی به گونه‌ای تقسیم ‌شد که تبدیل به تکه پاره‌هایی در میان شهرک‌های اسرائیلی و مناطق نظامی اسرائیل به اضافه‌ افزایش شهرک‌ها و مصادره اراضی و تداوم تسلط اشغالگران بر اراضی، ثروت‌های طبیعی، گذرگاه‌ها و مرزها می‌شد. از سه سال بعد یعنی در سال 1994 بعد از اینکه مفاد قرارداد امضاء شد تا سال 2006 که حماس در سرزمین های اشغالی در روند یک انتخابات مردمی در غزه و کرانه باختری رود اردن دولت را در دست گرفت، حدود 8 میلیارد دلار کمک های بین المللی به سرزمین های اشغالی ارسال شده است. این کمک ها در اصل سه هدف اصلی حمایت از مذاکرات صلح، تسریع توسعه اقتصادی اجتماعی در سرزمین های اشغالی و کمک به بازسازی زیرساختارها و موسسات فلسطینی را دنبال می کردند که تاکنون هرچند بخشی از این 8 میلیارد دلار کشورها تخت نظارت سازمان ملل به دولت های فلسطینی تعلق گرفته ولی نه تنها تغییری در وضعیت معیشت مردم فلسطین نداشته است بلکه باعث شده آنها به بدهکارترین مردم جهان تبدیل شوند و در حقیقت وضعیت اقتصادی مردم غزه و کرانه باختری در سالهای قبل از امضای این قرارداد بهتر از شرایط کنونی بود.



"آنا لی مور" متخصص روابط بین الملل در دانشگاه کالیفرنیا در اولین کتاب مستند و تقریباً متفاوت از سایر کتابهایش سعی می کند به این سوال پاسخ دهد که باید از کارشناسان، فعالان و سیاستمداران پرسید که چگونه چنین اتفاقی در جهان امروزی می افتد که کشوری با وجود دریافت این همه کمک های میلیاردی نتواند وضعیت اقتصادی خود را سرو سامان بخشد. وی در کتابی با عنوان "کمک های بین المللی به فلسطین بعد از اسلو" علاوه بر اینکه به خود همین کمک ها و مشکلات و پیش شرطهای دولت های کمک کننده در سالهای اخیر انتقادات جدی وارد می کند؛ این مسئله را زیر سوال می برد که در اصل باور اینکه کمک های مالی برای زیر ساختارهای اقتصادی، توسعه و بهبود معیشت مردم منطقه ای نمی تواند موجب تشکیل هیئت ها و ائتلاف های سیاسی از سوی کشورهای کمک کننده برای مشارکت در حل و فصل مناقشه منطقه شود و به عبارت دیگر کشورهایی که در طول این سالها با میل و اراده خود کمک های نقدی و غیر نقدی خود را تحت نظارت سازمان های بین المللی به فلسطین ارسال کرده اند حق دخالت در امور داخلی فلسطینیان را ندارند.

"لی مور" البته موضوع کتابش را تنها روی مشکلات و کمک های بین المللی در فلسطین اشغالی معطوف کرده است ولی در جمله ای به صورت کلی می نویسد که در سالهای اخیر سازمان ها و دولت های غربی در اصل کمک های مالی خود را همراه بسته ادوات و تجهیزات نظامی به کشورهایی شرقی مثل کوزوو، عراق و افغانستان ارسال کرده اند تا آنجا را اشغال کرده و نیازهای مادی مردم آنجا را از نزدیک(!) تامین کنند.

در مورد فلسطین نویسنده با توجه به مطالعات و حضور چند ساله خود در سرزمین های اشغالی به عنوان نماینده سازمان های حقوق بشر به صراحت خطاب به سازمان های بین المللی می‌نویسد تمام کمک هایی که تا کنون از سوی دولت های غربی برای بهبود وضعیت مردم فلسطین صورت گرفته است بیشتر به عنوان تضمین کننده اجرای سیاست های این دولت ها در منطقه محسوب می شود و حتی در مواردی سیاست دولت های اهداءکننده این کمک های نقدی و غیر نقدی به صورتی وضع می شد که نیاز فلسطینی ها به این کمک ها با توجه به مصالح کشورهای غربی و در بسیاری از مواقع اسرائیل تامین شود.

بنابراین بر اساس نوشته های لی مور و گزارش هایی وی که از روند اعطای کمک های مالی به فلسطینی ها درکتاب خود ارائه کرده است، می توان گفت که کمک های مالی بیشتر به عنوان حاشیه ای بر متن سیاست های آمریکا و اسرائیل در منطقه محسوب می شود که در حقیقت با هدف منحرف کردن توجه اذهان عموم مردم جهان از مسئله و مشکلات اصلی فلسطین اختصاص یافته است. نویسنده در کتاب خود به این مسئله اشاره می کند که وقتی در سال 2000 میلادی اسرائیل اقدامات نظامی خود را عیله انتفاضه مردم فلسطین دوچندان می کند و شروع به تجزیه و تقسیم بندی اراضی اشغالی می کند؛ در اصل همان نقطه اوج شکست سیاست های توسعه طلبانه دولت های غربی برای بهبود وضعیت مردم فلسطین است. به جای آن، در حمایت از مذاکرات و روند صلح بین اسرائیل و اعراب بیشتر اقدامات صورت گرفته به صورت یکجانبه و مغرضانه صورت می گیرد و وقتی کمک ها به صورت منقطع و در فواصل کوتاه مدت تحت فشار خبرها و گزارش خبرنگاران آزاد رسانه ها به مردم فلسطین می رسد، نباید انتظار داشت آمریکا و اتحادیه اروپا که به عنوان بزرگترین کمک کننده ها خود را شناسانده اند؛ روی کار آمدن دولت های برآمده از انتفاضه مردم فلسطین را تحمل کنند و با تحمیل پیش شرطهای خود برای رساندن کمک های فلسطین از این راه برای تحت فشار قرار دادن مردم این سرزمین استفاده می کنند.

لی مور سیاست های اعطای کمک های نقدی و غیر نقدی سالهای اخیر دولت ها و سازمان های بین المللی به مردم فلسطین را نوعی آرایش برای پوشاندن چهره زشت اقدامات و اشغال گری های اسرائیل در سرزمین فلسطین عنوان می کند که در این میان آمریکا به عنوان داور و قاضی دادگاه در حقیقت درصدد جلب رضایت اسرائیلی ها است و حتی می توان گفت همین کمک ها نیز با پشتیبانی مالی صهیونیستها تامین می شود و در بسیاری از موارد کمک ها بیشتر به دولت خودگردان فلسطین و گروههایی که وابسته به غرب بوده اند اختصاص می یابد؛ و وقتی گروهی مخالف غرب مثل حماس در سرزمین های فلسطینی در روند یک انتخابات مشروع و قانونی روی کار می آید با کمبود منابع مالی از سوی سازمان های بین المللی به بهانه های مختلف مواجه می شود.

به گزارش لی مور ریشه بسیاری از شکاف ها و اختلافات گروههای فلسطینی را می توان در اعطای کمک های مالی بین المللی در حمایت از گروه فتح و مقامات آن جستجو کرد که باعث شده انتفاضه پرشور مردم فلسطین در سالهای قبل که با هدف آزادی سرزمین فلسطین شکل گرفته بود در سالهای اخیر به حرکتی تبدیل شود که با همکاری دولت خودگردان فلسطین با صیونیستها به مسئله ای امنیتی تبدیل شود. در این میان صهیونیستها به جای دشمن اشغال کننده سرزمین فلسطین با تامین مالی دولت های فلسطینی نزدیک به غرب در سالهای اخیر بیشتر به عنوان پیمانکاری! تعریف شده است که سعی در برقراری امنیت در منطقه دارد.

رسانه ها ادعا می کنند آمریکا یک واسطه و میانجیگر راستگو است که در ارسال کمک های نظامی و اقتصادی خود به اسرائیل پنهان کاری در سیاست های خود ندارد و همین کمک ها را برای مردم فلسطین نیز ارسال کرده است که البته حماس در این میان نقشی نداشته است. البته در سالهای اخیر بیشتر کمک های مالی از سوی کشورهای اتحادیه اروپا، نروژ و کانادا برای مردم فلسطین آمده است ولی اگر بخواهیم یک نتیجه کلی از مطالعات لی مور درباره این کمک های مالی بگیریم این است که نباید از کمک های نظامی آمریکا به اسرائیل و نقش آن در تخریب زیرساختارهای فلسطینی چشم پوشی کرد. که علاوه بر خراب کردن خانه های فلسطینی عاملی حاشیه ای برای افزایش شهرک های یهودی نشین در سرزمین های فلسطینی شده است.

لی مور در گزارش خود می نویسد موضوعی که بسیاری از رسانه های آمریکایی در سالهای اخیر آن را در بین ذهن مردم جهان اشاعه داده اند این است که هرچند تاحدودی اسرائیل می تواند عاملی مهمی در عدم پیشرفت مذاکرات صلح باشد؛ ولی این خود فلسطینی ها هستند که نمی توانند یک دولت مستقل بسازند و برای این منظور باید اختلافات درون گروهی خود را کنار گذارند و به عبارتی در بازسازی مجدد فلسطین در صورت وجود این اختلافات، دولت های خارجی تنها به دید تماشاگر دیده می شوند و همین امر باعث عدم تاثیر کمک های مالی در بهبود وضعیت مردم فلسطین شده است...
 
 مطلب اصلی را در اینجا بخوانید

۱۳۸۸/۰۹/۳۰
 مطالب مرتبط 
نقشه‌ای برای حذف مردم / رجا شهاده
داستان اسلام آمریکایی

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام