|
|
تنبیهی برای شرق و غرب/ عبدالله جوادی آملی
|
|
|
به مناسبت 13 دی سالروز صدور پیام تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف
پیرامون پیام تاریخی امام راحل (رض) معارف فراوانی قابل طرح و ارائه است. یکی از ره آوردهای برجسته این پیام الهی آن است که همانطوری که انبیای الهی بالأصاله دفائن عقول را اظهار کردهاند، این پیام بِالتَّبع دفائن عقول را شکوفا کرده است.
وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) بهره های فراوانی که جوامع بشری از وحی الهی دریافت میکردند، بر شمرد. یکی از آن منافع بیشمار این است که فرمود: وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ العُقُولْ (1). یعنی انبیای الهی آمدند تا دفینهها و گنجینههای عقلی و فطری جوامع بشری را آشکار کنند. هم اندیشههای آنها را پویا کنند، هم عزم و تصمیمشان را استوار. این پیام هم توانست اندیشه اندیشوران اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی سابق را شکوفا کند، و هم عزم و اراده آنها را استوار کند.
آنها سه مرحله را باید پشت سر میگذاشتند تا راه انبیاء را طی میکردند؛ اوّل تخریب و فروپاشی نظام اِلحاد و شرک و کفر و بطلان، دوّم دوران انتخاب راه، سوّم طی راه احسن. اوّلین کاری که این پیام کرد، توانست هم دفینههای عقل نظری مردم شوروی سابق را شکوفا کند، هم گنجینههای عقل عملی آنها را اظهار کند؛ تا این نظام فاسد و باطل را مانند "آب برد و زَبد" از بین ببرند، این قدم اوّل بود. سرنگونی و تخریب یک نظام مستحکم کار آسانی نبود!
مرحله دوم، مرحله انتقالی است. امام راحل (رضوان الله علیه) هم آنها را راهنمائی کرد که چگونه این نظام بطلان و الحاد را در هم بکوبند، و هم آنها را راهنمائی کرد در انتخاب راه به سمت غرب نروند؛ زیرا کج راهه غرب نظیر کج راهه شرق، هر دو به دوزخ منتهی میشود. به جناب گورباچف چنین فرمودند: مبادا راه غرب را انتخاب بکنید، زرق و برق غرب چون زرق و برق شرق راه باطلی را طی میکند. بعد از گذراندن مرحله دوم، وارد به مرحله سوم میشوند، و آن انتخاب احسن است.
الآن نشانههای انتخاب احسن در شوروی سابق و روسیه کنونی و یا سایر جمهوری نشین شوروی سابق ظهور کرده است. مساجد آنها مَعمور شد، کتابهای مذهبی و دینی، قرآن کریم و تفسیر قرآن کریم و سخنان اهل بیت (ع) کم کم خودش را نشان میدهد. کسانی که مسجد را به عنوان انبار تلقّی میکردند، هم اکنون او را معبد میبینند. انتقال از انبار به معبد کار آسانی نیست! انتقال از الحاد به توحید کار آسانی نیست!
این امام راحل بود که خوب درک کرد، و درکش حرمت نهاد، و با شهامت به این درک حرمت نهاده جامه عمل پوشید، و غرب را هم مانند شرق نصیحت کرد. زیرا این هشدار امام به شوروی سابق یک تذکره و تنبیه هم نسبت به غرب هست. وقتی به شوروی سابق دستور داد و پیام داد که به غرب گرایش پیدا نکنید، زیرا زرق و برق غرب هم متلاشی خواهد شد؛ این یک هشدار ضمنی به غرب هم بود.
 آیت الله جوادی آملی؛ سفیر و حامل پیام امام(ره)
پیامی که دیپلماتیک نبوداین پیام، یک پیام دیپلماسی و نظائر آن نبود که فقط تسلیم آن کافی باشد. یک پیامی بود که تفسیر میطلبید، شرح و تحریر میطلبید؛ در حقیقت این تعلیم پیام بود، نه تسلیم پیام! لذا کلمه به کلمه، جمله به جمله، صفحه به صفحه برای جناب گورباچف خوانده شد، معنا شد، تحلیل شد، تَعلیل شد، مبرهن شد، تا او فهمید. چون فکر آلوده الحاد، توان درک فروغ توحید را به این آسانی نداند. تا غبار راه نشاندن، و چشم را بیدار کردن که بتواند جمال یار را ببیند؛ کار آسانی نبود!
ذات أقدس إله هر گونه فکر غیر الهی و الحادی را بازی و بازیگری میداند. متفکران مکتبهای گوناگون را بازیگر میداند، و مکاتب غیر الهی را بازیچه میداند. گاهی انسان با توپ و گوی و چوگان و سُولَجان بازی میکند، گاهی با اندیشههای غیر عقلی و مخالف وحی بازی میکند. در قرآن کریم سخن از خُوض و لَعب کم نیست؛ امّا گاهی خُوض و فرو رفتن در بازیچه و بازیگری درباره تکاثر و زر اندوزی و مالهای دنیا و فسق و فُجور است، گاهی دربارهی گرایش به مکتبهای باطل. آنکه موحد نیست، بازیگر است؛ آنکه وحی و نبوّت را نمیپذیرد، بازیگر است. آنکه روز قیامت را باور ندارد، بازیگر است. فکر غیر توحیدی بازیچه است، فکر انکار وحی و نبوّت بازیچه است، فکر انکار قیامت هم بازیچه.
لذا ذات أقدس إله در سوره مبارکه انعام می فرماید: وَ مَا قَدَرُوا اللهِ حَقَّ قَدرِهِ إذْ قالُوا مَا اَنزَلَ اللهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیء قُلْ مَنْ اَنزَلَ الکِتابْ وَ الَّذِی جَآءَ بِهِ مُوسی نُوراً وَ هُدیً لِلنّاسِ تَجعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبدُونَهُ وَ تُخفُونَ کَثیراً وَ عُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعلَمُوا اَنتُمْ وَ آباؤُکُمْ قُلِ اللهْ ثُمَّ ذَرهُمْ فِی خُوضِهِمْ یَلعَبُونْ (2). یعنی آنها که مشرکند، وَثنی و صَنمیاند، برای خدا شریکی قائل شدهاند؛ آنها حق تعظیم و معرفت ذات أقدس إله را اداء نکردهاند، آنطوری که لازم بود نشناختهاند؛ آنطوری که باید گرامی داشته باشند، تعظیم نکردند؛ آنطوری که باید پیروی بکنند، اطاعت نکردند. برای اینکه هم برای الله شریک قائل شدند، هم نبوّت عام را منکر شدند، و هم نبوّت خاص را نپذیرفتهاند، و گفتند: خدا برای هدایت بشر کتابی نفرستاده!
ذات أقدس إله میفرماید: تورات نور است و هدایت، چه اینکه بعد میفرماید: قرآن هم نور است و هم هدایت، و تصدیق کننده رهاورد انبیاء پیشین است. آنگاه میفرماید: این کتابهای الهی که در بین مردم هست، نظیر تورات موسی (ع)، انجیل عیسی (ع)، قرآن رسول گرامی (ص)؛ اینها سخنان خداست، وحی خداست و معارف عقلی و فکری که در بین بشر مطرح است؛ حمایت از عدل و ظلم ستیزی و معرفتهائی که در بین بشر هست، اینها هم ره توشه انبیای الهی است. فرمود: وَ عُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعلَمُوا اَنتُمْ وَ آباؤُکُمْ؛ یعنی بخشی از معارف در بین بشر هست که خود بشر به این معارف بار نمییافت و اگر وحی نبود، نه مشرکین حجاز به این معارف راه می یافتند، نه نیاکانشان! در این آیه به این دو حجت اشاره کرد؛ یکی وجود کتابهای الهی و دیگری وجود معارف فراوانی که در بین بشر هست.
آنگاه به پیغمبر (ص) می فرماید: قُلِ اللهْ ثُمَّ ذَرهُمْ فِی خُوضِهِمْ یَلعَبُونْ. یعنی آنکه وحی و نبوّت را تنظیم میکند «الله» است؛ آنکه کتابهای آسمانی را نازل میکند، «الله» است؛ آنکه معلّم جوامع بشری است و چیزهائی را به بشر یاد میدهد که بشر توان فراگیری آن را ندارد، «الله» است.
بعد فرمود: ثُمَّ ذَرهُمْ فِی خُوضِهِمْ یَلعَبُونْ. آنها را در میدان بازی و در فرو رفتگی میدان بازیشان رها کن! معلوم میشود غیر حق هر چه هست، بازیچه است و غیر موحد هر که هست، بازیگر است؛ و غیر عالم ربانی هر که هست، بازیگر است. و «لَعب» را از آن جهت لَعب گفتند که ریشه لغویاش «لعاب» است و لُعاب همان آب دهان است که هیچ کس با آب دهان سیراب نخواهد شد. اگر تشنهای بخواهد با آب دهان سیراب بشود؛ تا آب دهان را جمع بکند، لبی تر بکند، این آب خشک میشود. و هرگز بازیچه پایدار نیست، همانطوری که لُعاب دهان پایدار نیست! گاهی می فرماید: وَ هُمْ فِی شَکٍّ یَلعَبُونْ (3)، گاهی می فرماید: فَذَرهُمْ فِی خُوضِهِمْ یَلعَبُونْ.
پرتوی از محبت و معرفت امام راحل مطلب دیگری را که مربوط به شکوفائی عقول و افکار و عواطف و احساسات مردم شوروی سابق است، این است که امام راحل توانسته است هم از راه «محبت» سخن بگوید، هم از راه «معرفت». هم اندیشوران را عارف کند، هم توده مردم را محب. این محبت یک قدر مشترکی است که هم برای عارفان و اُوحدی از انسانها سودمند است، هم برای تودهی مردم. إنَّمَا یَعمُرُو مَساجِدَ اللهْ (4)؛ بعد از پیام امام، سراسر شوروی سابق را فرا گرفته است و فراگیری علوم و معارف قرآن کریم و رهاورد عترت طاهرین (ع) در شوروی سابق رواج پیدا کرده، و هم اکنون اوج و عروج این معارف است.
امیدواریم مردم شوروی سابق همانطوری که در براندازی آن نظام موفق شدند، یعنی شاهد بودند که نظام کمونیستی رخت بر بست؛ در آن دالان انتقالی هم بیش از این متحیّر نمانند، و راه رسم صحیح را که امام راحل فراسوی آنها نصب کرده است و به آنها ارائه داده است، هم عارفانه درک کنند، هم مُحبّانه طی کنند؛ تا روح امام راحل از همه آنها راضی باشد. بالاتر از او و این، ارواح انبیاء و اولیاء راضی باشد، و بالاتر از همه که هدف نهائی است، ذات أقدس إله از همه آنها راضی باشد.
* پیام گفتاری آیتالله جوادی آملی ـ قم، 22 آذر 1375
............. (1) نهج البلاغه / خطبه یک (2) انعام / 91 (3) دخان / 9 (4) توبه / 18
همشهری |
| ۱۳۸۸/۱۰/۱۴
|
|
مطالب مرتبط
|
|
|
|
|
|
|
|
|

|
|
|
تنبیهی برای شرق و غرب/ عبدالله جوادی آملی
گاهی انسان با توپ و گوی و چوگان بازی میکند، گاهی با اندیشههای غیر عقلی و مخالف وحی بازی میکند... "لَعب" را از آن جهت لَعب گفتند که ریشه لغویاش لُعاب است ؛ لُعاب همان آب دهان است که هیچ کس با آب دهان سیراب نخواهد شد.
|
|
|
|
|
ارباب و رعیتفرهنگی / عبداللهجوادیآملی
بعد از اینکه کسی آدم شد، حرف او می شود "بیان"... «بَهیمه» را که بَهیمه گفتند، چون حرفش مبهم است؛ حرفی برای گفتن ندارد... اگر کسی بخواهد مردم را به خود دعوت کند، بگوید: رأی من این است، تابع رأی من باشید؛ این یک ارباب و رعیتی فرهنگی است که منحوس است... شما اگر عالم ربانی نشدید، با مردم کوی و بازار فرقی ندارید! فقه فروشی کردید، فلسفه فروشی کردید، تفسیر فروشی کردید... اگر کسی فخر کرد که من مقلّدم، خُب این چه فخری است عوامانه زندگی کردن؟!
|
|
|
|
|
مسأله مسألهی دل است
او ایمان دارد به اینکه خداوند ولیّ بندگان است و در عین حال جز در برابر خدا، در برابر همه خضوع و خشوع میکند... اگر دنیا برای اهل خود ماندگار و نعمتها و لذات آن زوال ناپذیر بود و دردها و رنجها از آن برچیده میشد، چیزی از رغبت این زاهد مجاهد کم نمیگشت و دنیا را ول نمیکرد... هر کجا باشید او با شماست... هیچ عذابی نزد محبان و مشتاقان مثل عذاب دوری و هجران از محبوب، نیست... نفس را در این مسأله مستقل نمیداند و برای آن توانایی آنچنانی قائل نیست و اعتماد به نفس ندارد بلکه اعتماد به خدا دارد...
|
|
|
|
|
مرجع تحقیق و نه تقلید / محمد اسفندیاری
مراجع تحقیق در همه رشتههای علوم دینی، جز فروع دین، تحقیق میکنند؛ قرآن، حدیث، تاریخ کلام، عرفان و ... مخاطب مراجع تقلید، مقلدان هستند و حاصل کارشان، رساله عملیه است اما مخاطب مراجع تحقیق، محققان هستند و ثمره کارشان، رساله علمیه است.
|
|
|
|
|
خدمات خواجهی طوس / نجمه کیخا
خواجه کوشیده است با جایگزین کردن برهان به جای جدل و فلسفه، علم کلام را تا آنجا که امکان پذیر بود فلسفی نماید و نه تنها در پیشرفت علم کلام موثر باشد، بلکه فلسفه را نیز از مهجوری و انزوا خارج کند.
|
|
|
|
|
نویسندهای که "کمی" شیطان است/رضا امیرخانی
پوشیدنِ ردای تحقیق متدلوژیک بر اندامِ لمپنیزم، بسی موهنتر از دشنامی است که از دهانِ یک لمپن خیابانگرد بیرون میآید... فتوای قتل رشدی به دلیل "سابالنبی" صادر شده بود، نه بر مبنای ارتداد... آنهم در روزگاری که هر سریالِ تلویزیونی در هر شبکهای جرات میکند به مقدساتِ مسیحیت و سایرِ ادیان توهین کند.
|
|
|
|
|
40سال ذلت / استاد شهید مرتضی مطهری
همین علی بن ابیطالب که ما اظهار تشیع او را میکنیم و نسبت به او حساسیتهای بیمعنی و دروغین نشان میدهیم فرمود: اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست... شمر 1300 سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس... الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک میکنند.
|
|
|
|
|
فلسفه به روایت کربن/ انشاءلله رحمتی
او مسیحیت را به خوبی میشناسد و شناخت خوبی از فلسفهی غرب دارد... کربن خود را مورخ فلسفهی ابنسینا نمیداند، بلکه تلاش میکند تا به تعبیر خود ارتباطی وجودی با ابنسینا برقرار کند، یعنی میخواهد ببیند ابن سینا برای انسان امروزی چه حرفی دارد.
|
|
|
|
|
کدام فرایند تکامل؟ / عبدالله ایماگر
«من که کتاب را کامل نخواندهام ولی میگویند وجود امام زمان را زیر سؤال میبرد و ...». سید حسینمدرسی مقدمهای کوتاه بر ترجمهی فارسی کتاب نوشته به نام «حکایت این کتاب». او آگاه از بلواهایی که به پا خواهد کرد، تلاش کرده تا از هرگونه آشوب غیر علمی جلوگیری کند که البته نتوانسته است.
|
|
|
|
|
فرزند ابراهیم خلیل / عبدالله جوادی آملی
در مکتب امام صادق آن مستضعفی میتواند پیروز بشود که فقط مستضعف در زمین باشد. اگر کسی هم مستضعف در زمین بود، هم مستضعف در آسمان، او پیروز نمیشود! تنها کسی پیروز میشود که استضعافش فقط در زمین باشد. مؤمن اگر مستضعف است، استضعافش در زمین است، وگرنه در ملکوت عالم او عظیم است.
|
|
|
|
|
اقتصاد اسلامی / سید محمد باقر صدر
به خطر کلی گوییها و تعمیمهای بیفائده در باب رابطهی اسلام با عدالت اجتماعی توجه داده؛ و به اجمال متذکر میشود که مفهوم عدالت اجتماعی به دو اصل فرعی "تکافل عمومی" و "توازن اجتماعی" منقسم میشود.
|
|
|
|
|
شیعه در اسرائیل / معتز احمد
رسانههای گروهی این پدیده را خطرناکترین تهدید علیه اسرائیل توصیف نمودند. شماری از گروه های "شیعی مذهب" در اسرائیل فعال هستند که به شکلی طبیعی در حال رشدند و با نهادها و گروههایی ارتباط برقرار کردهاند که از نظر رژیم صهیونیستی بسیار خطرناکاند.
|
|
|
|
|
تو هستی، تو نمیمیری / محمدعلی شاهآبادی
سؤال کردند چه هدیه و تحفهای برای ما آوردهای؟ عرض کردم: بحارالانوار. جوابی برای آن داده نشد. اما گفتند: پیش ما چیزی داری و آن سیبی است که به آن بچهی یهودی دادی برای رضای ما... دنیا دوباره تکرار نمیشود...
|
|
|
|
|
در مسیر انسانیّت / عبدالله جوادی آملی
مأموریت جوشش این است که این آب جوشیده را میگوید: تو که داغ شدی، نوبت تو تمام شد. تو باید بالا بروی، آنها که سردشان هست باید بیایند، گرم بشوند... حضرت فرمود: من حکومت را پذیرفتم برای اینکه همگان بجوشند. هیچگاه انجماد و یخ بستگی را ما امضاء نکردهایم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| | | | | | | |
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
|
|