کتاب نیوز  شناسنامه

لطیفه‌های آبادانی در برج های منهتن
فیروزه جزایری دوما توانسته است با کتابش خوانندگان بسیاری را بخنداند و فرهنگ ایران و ایرانی را تبلیغ کند؛ و این کار کمی نیست.

 
003936.jpg
 
عطر سنبل، عطر کاج در اصل ترجمه کتاب Funny in farsi (خنده دار به فارسی) است که توانسته جزو پرفروش های کتاب آمریکا در دو سال گذشته باشد و جوایز متعددی را کسب کند، از جمله یکی از سه کاندیدای نهایی جایزة تربر (معتبرترین جایزة کتاب های طنز آمریکا) و کاندیدای جایزة pen آمریکا در بخش آثار خلاقه غیرتخیلی در سال 2005. در ایران هم این کتاب تا امروز به چاپ پنجم رسیده است. در آمریکا خیلی از معلم های درس زبان انگلیسی، کتاب را به عنوان تکلیف به بچه ها، برای خواندن توصیه کرده اند. به سایت amazon.com هم که سر بزنی و اسم انگلیسی کتاب را جست وجو کنی، می بینی که از آن، انواع و اقسام طرح جلدها یعنی انواع چاپ ها هست، و خوانندگان این سایت، از 5 ستاره، 5/4 ستاره به کتاب داده اند.

گمشده در غربت
در عطر سنبل، عطر کاج بعد از جلد کتاب و یک دختر با لپ های گل انداخته، به یادداشت فیروزه جزایری می رسیم که برای ترجمة فارسی نوشته است: وقتی خردسال بودم، پدرم آن قدر از ماجرای دوران کودکی اش در اهواز و شوشتر برایم تعریف کرد که حس می کردم آن دوران را همراه او گذرانده ام. زمانی که خودم صاحب فرزندانی شدم، خواستم آن ها ماجراهای من را بدانند، به همین دلیل بود که این کتاب را نوشتم. ... و حالا 192صفحه کتاب پیش روی ماست، صفحاتی که بیوگرافی یک دختر ایرانی مهاجر، که سی سال پیش به آمریکا مهاجرت کرده را، مثل یک دفتر خاطرات که صفحاتش را پس و پیش کرده اند، روایت می کند. دختری که اساسا شوشتری است و تا هفت سالگی در آبادان بزرگ شده است و باوجود سی سال زندگی در آمریکا هنوز در متن فرهنگ ایرانی نفس می کشد: ... پدر من دارم زندگی نامه خودم را می نویسم. ـ عالیه، ولی اسم ما رو ننویس. (صفحه 69) در ابتدای مهاجرت خانواده جزایری، قرار بر این بوده که با تمام شدن مأموریت پدر به ایران برگردند، اما انقلاب و حوادثی که پس از آن پی درپی رخ می دهد، آن ها را بدون این که دلیل خاصی داشته باشد، در آن طرف آب ها پاگیر می کند و بعد پدر به تدریج تمام تیر و طایفه را به آن جا می کشاند. من کریستف کلمب فامیل هستم. (صفحه 73) و این دختر تا امروز که زنی میانسال است در آمریکا، ایرانی زندگی کرده است. بدون خویشانم من یک رشته نخ هستم، با همدیگر یک فرش رنگارنگ و پر نقش و نگار می سازیم. (صفحه 153)

خانه ای از شن و مه
عطر سنبل، عطر کاج البته شاهکار خارق العاده ای نیست، اما ساده است و بی آلایش، و بی نهایت صمیمی و سرشار از پویایی زندگی. کتاب که مثل تکه هایی به هم ریخته از خاطرات می ماند، می تواند به ما تصویر روشنی از زندگی ایرانیان مهاجر و روابط آمریکایی ها را با آن ها بدهد. در روایت این تصاویر، آن چه که اهمیت دارد این است که نویسنده با طنزی ظریف که گاهی در توصیف است و گاهی طنز موقعیت، یک خانوادة ایرانی را با ما صمیمی می کند و به ما نشان می دهد که چگونه می شود روی لبه تیز ایرانی ـ آمریکایی بودن سُر خورد و زخمی نشد. و همة این ها با زبانی شیرین، واژه به واژه، قطار می شوند بدون هیچ طعن یا تمسخر ویا گله و شکایت. ما با مادر، پدر و عمو نعمت الله همراه می شویم و می خندیم، درست مثل این که ما کنار هم نشسته باشیم و خاطره های شیرین دور و نزدیک را مرور کنیم. اما ته این خاطره ها، ته این فصل های به ظاهر مستقل و در هم تنیده کتاب، قرار نیست به نتیجه گیری خاصی برسیم و کسی سرش بالای دار برود، یا این که کلاغه به خانه اش برسد، نه! هیچ کس به خانه اش نمی رسد؛ چرا که در عطر سنبل، عطر کاج به غیر از لذت و سرخوشی، همه چیز حاشیه نشین است، حتی سیاست که می توانست یا توجه به بستر تاریخی کتاب، تم اصلی باشد و می بینیم که نیست: پدر اعلامیه [استقبال از شاه] را مچاله کرد و دور انداخت گفت برویم ببینیم بوفه شام کجاست. (صفحه 12) البته بعضی جاها هم هست که نگاه سرسری و گذرای فیروزه جزایری دوما مثلا از گروگانگیری کاملا غلط است و نشان از بی خبر بودن نویسنده از واقعیت های ایران دارد که زمانی همه پر از غرور بودند از تسخیر لانة جاسوسی و مرگ بر آمریکا، مثل توپ از دهان ها بیرون می آمد. با این حال در خود این روایت نادرست هم نکته هایی خواندنی هست که باید حتما به آن ها توجه کرد: فروشنده ها شروع کردند به عرضة تی شرت و برچسب ماشین هایی که رویشان نوشته بود: ایرانی به خانه تان برگردد... مورد نیاز: ایرانی ها به عنوان هدف تمرینی. (صفحه 117) عطر سنبل عطر کاج آیینه همین تقابل و تعامل بین فرهنگ ها است، اما نه با تصویرهای سیاه و سفید، یا حتی خاکستری: اسم فیروزه که مادرم برایم انتخاب کرده، در فارسی نوعی سنگ گران   بهاست، توی آمریکا، فیروزه یعنی غیرقابل تلفظ (صفحه 69) یا تعجبی ندارد که زبان فارسی نسبت به انگلیسی کلمات دقیق تر و بیشتری برای نسبت های فامیلی دارد، برادران پدر، عمو هستند، برادر مادر، دایی است، شوهرهای خاله و عمه، شوهرخاله و شوهرعمه هستند. توی انگلیسی تمام این مردها uncle نامیده می شوند. (صفحه 96) و این ها همه با چاشنی طنز همراه می شوند، طنزی که به هیچ عنوان به هجو تنه نمی زند، و پر از سرخوشی زنانه، قصة یک همزیستی گاه آرام و گاه متشنج را روایت می کند.

به نام پدر
در نگاه اول به نظر می رسد که عطر سنبل، عطر کاج کتاب راوی است و این، فیروزه جزایری است که سکاندار و قهرمان است. اما کم کم متوجه می شویم که این کاظم، پدر راوی است که در سطر سطر کتاب، هر چقدر جلو می رویم، به قوام می رسد و شکل و شمایل یک قهرمان نصفه و نیمه را به خودش می گیرد و عمو نعمت الله و مادر که زنی است سنتی، هر دو در سایه کاظم محو می شوند. کاظم، مثل همه ایرانی ها است، او که دوران کودکی اش را در تنگدستی گذرانده، ولع شدیدی برای پولدار شدن داشته، پس مهندس شرکت نفت آبادان می شود و برای تحصیل و کار به آمریکا مهاجرت می کند، اما بعد از انقلاب 57 کارش را در آمریکا از دست می دهد و تخصص اش زیر سوال می رود و دچار بحران اقتصادی می شود. پدر با این که در هنگام ورود، آمریکا را کشوری با توالت های تمیز و مردم بسیار مهربان توصیف می کند، اما هنوز بعد از سی سال آن را وطن خودش نمی داند و خوب انگلیسی حرف نمی زند، و هر جا که پایش بیفتد، می خواهد از صنعت نفت ایران و پیشرفت ایران در جهان بگوید، حتی اگر مخاطبش آلبرت اینشتین باشد... کمی خرافاتی است، عاشق دیزنی لند است، و دوست دارد همیشه فک و فامیل دورش باشند.

ای ایران، ایران ...
و در آخر این که بعضی ها می گویند عطر سنبل، عطر کاج به خاطر توجه ای که این روزها، آمریکایی و اروپایی ها به خاورمیانه دارند این همه صدا کرده و در لیست پرفروش ها جا گرفته است. اما نباید از یاد ببریم که برگ  برندة کتاب در دو نکته است. یکی این که راوی در عین مقایسه زندگی در ایران و آمریکا، و این همه اختلاف فرهنگی و مذهبی، بعد از این همه سال زندگی در غربت، هنوز سنت ها و روح یک ایرانی در رگ هایش جاری است. و دوم این که در برابر نمادهای فرهنگ غربی منفعل نیست و همه را مثل قراردادهایی در جامعة جدید، که گاهی باید به آن تن داد، می پذیرد و عطرکاج را که از کریسمس می آید در کنار عطر سنبل قرار می دهد که نماد نوروز است.
 
بخش‌هایی از کتاب:

یک سنجاب هیچ وقت یک راسو را با یک سنجاب اشتباه نمی گیرد، و من هیچ وقت یک غیرایرانی را با یک ایرانی اشتباه نمی گیرم ... انگار یک فرکانس رادیویی خاص داریم که فقط رادار ایرانی ها آن را می گیرد. (صفحه 26 و 27)

سر میز ناهارخوری کپه ای از نقره جات تلنبار شده بوده از زنگار سیاه شان معلوم بود آخرین باری که تمیز شده بودند، مردم هنوز با اسب و درشکه سفر می کردند (صفحه 127)

پسرهای بزرگ تر از من می خواستند چند حرف بد در زبان خودمان یادشان بدهم... مشکل این جور حل شد که چند عبارت از قبیل من خرم را یادشان دادم... نتیجه این که تمام زنگ تفریح می دویدند و داد می زدند: من خرم، من خرم،... (صفحه 40)

مراسم سفر همیشه یکسان اجرا می شد، پنج صبح بیدار می شدیم و پنج و ربع توی جاده بودیم... در مهم ترین بخش مراسم، مادر، قرآن را می گرفت بالای چارچوب در و یکی یکی از زیرش رد می شدیم... من همیشه از توسل به مذهب در رابطه با لاس وگاس معذب می شدم، مطمئن ام پیامبر(ص) هرگز چنین جایی را تأیید نمی  کند (صفحه 56)

زن صاحب زشت ترین بینی ای بود که تا آن وقت دیده بودم، به نظر می رسید بینی اش را با منقار یک پرنده عجیب تاخت زده. حدس می زدم جایی در اعماق جنگل های گرمسیری برزیل، بر فراز یک درخت انبه، یک توکان با یک بینی انسان زندگی می کند (صفحه 165)

تنها دستشویی های بازار از نوع ایرانی بود، که تشکیل شده از یک سوراخ کف زمین. اگر بو را می شد مثل صدا اندازه گرفت، این توالت ها معادل صندلی های ردیف جلو توی یک کنسرت شلوغ بودند. (صفحه 66)

اغلب مشتری های دائمی، ذرت بوداده خانواده سفارش می دادند. خوراکی هایی که از ظرفش می شد به جای وان حمام بچه استفاده کرد (صفحه 129)

رفت ادارة گذرنامه و شناسنامه اش را به کارمند آن جا ارائه کرد. کارمند، شناسنامه را ورق زد، به پدر پس داد و گفت: متأسفانه یک صفحه اش نیست صفحة آخر بخش مربوط به فوت، گم شده بود، پدر با التماس گفت من که زنده ام . (صفحه 91)

وقت پرتاب دسته گل رسید. این رسم را در ایران نداشتیم، اما هر رسمی که به یافتن شوهر مربوط شود به سرعت و سهولت در فرهنگ ما جا می افتد. (صفحه 155)

پدر رمانتیک من آیینه و شمعدان خودشان را بعد از ازدواج فروخته بود. کمی بعد تصمیم گرفته بود حلقه ازدواج مادر را بفروشد تا بتوانند یک هفته بیشتر کنار دریای خزر بمانند.
 
احسان اوسیوند . همشهری جوان75
۱۳۸۵/۰۴/۲۰
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
باید از زیر صفر شروع کرد
عمده این است که ما ذهن این جوان‏ها و حتى پیرها و روشنفکرنماها را آماده کنیم که ما خودمان "آدم" هستیم و اینطور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و حتى اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم...مدت‏ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان داراى یک فرهنگ بزرگ انسانى با ارزش‏هاى اسلامى هستیم..
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
ناصرالدین ‌شاه در کربلا / تحریفات مدرن
اگر فرض بگیریم که هرکدام از دشمنان حضرت در جنگ تن به تن با ایشان، دو زخم بر ایشان زده باشند، یعنی 42هزار نفر، و اگر هر ضربه یک ثانیه! طول کشیده باشد، یعنی 42هزار ثانیه یا حدود یازده ساعت و نیم!) به سر می‌برند... چون کشته شوم کسی را ندارم که خبر شهادت مرا به اهل حرم برساند؛ ای اسب [نعوذبالله] خبر شهادت مرا به خواهرم زینب و دخترم سکینه برسان...
بیت‌الغزل انسانیت / استاد جوادی آملی
حسین بن علی (ع) نه تنها از هر بندی آزاد و از هر رسم جاهلی و رسوب وَهمی رهاست، بلکه الگوی حریّت از جهل علمی و آزادگی از جهالت عملی است و چون آزادی کالایی گرانبهاست، هر چیزی نمی‌تواند هزینه‌ی آن گردد. تنها سَر است که در این مسیر باید قدم شود تا با پا نهادن بر آن بتوان لایق حریّت شد.
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
ادبیات یعنی مقاومت / محمد مددپور
در عالم اسلام اگر دقت کنید می‌بینید که عشق مجازی، عشق حقیقی، معنی ندارد. مثلا‌ً عشق علی(ع) به فاطمه(س)، عشق مجازی بوده، چی بوده؟ یعنی ما چطور می‌توانیم تقسیم بکنیم؟ عشق علی(ع) به فاطمه(س)، عین عشق او نسبت به خدایش بوده، منتها در یک سلسله طولی قرار می‌گیرد.
"امام" خلیفه‌ی خداست نه وکیل مردم / عبدالله جوادی آملی
اینچنین نیست که اگر کسی منتظر نبود، حیات معقول دارد و زنده است. انسان در عصر غیبت یا منتظر است، یا گرفتار جاهلیّت. ما در عصر غیبت شِقّ سوّم و قسم سوّم نداریم. یا مردم منتظران راستین ظهور ولی‌عصر (أرواحنا فداه)اند، یا اگر منتظر نشدند، در جاهلیّت به سر می‌برند.
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
مظلوم‌ترین پیامبر
در مقایسه‌ی میان کارنامه‌ی ادبی و هنری مسلمانان در معرفی پیامبر(ص) با تلاش پیروان ادیان دیگر به خصوص مسیحیت در معرفی پیامبرشان، می‌توان نتیجه گرفت که ما مسلمانان در این زمینه دچار تنبلی و کم‌کاری و سهل‌انگاری وحشتناکی بوده‌ایم.
حسینیان: ما تنبلیم!
مصدق آخرین نفری بود که به آیت‌الله کاشانی و یارانش اضافه شد. اگر شما مذاکرات کمیسیون نفت را که در سال 1329 ثبت شده؛ و نطق‌های مصدق را نگاه کنید می‌بینید که مصدق تا اواخر جزء مخالفین ملی شدن است! استدلال حقوقی هم می‌کرد که: «قرارداد دو جانبه است، نباید یک طرفه نقض شود»
صهیونیسم مسیحی
مسیحیان انجیل‌گرا گاهی اوقات متهم می‌شوند که به‌اندازه‌ی کافی نسبت به سیاست علاقمند نیستند. شاید این اتهام در بسیاری موارد صدق کند اما مطالعه‌ی چالش‌برانگیز استفان سایزر درباره‌ی صهیونیسمِ مسیحی نشان‌می‌دهد که دست‌ِ کم در زمینه‌ی سیاست‌های خاورمیانه‌ی معاصر، آنها قطعاً اینگونه نیستند.
اقبال ایرانیان
18 آبان ماه سال‌روز درگذشت علامه اقبال لاهوری است.آن شَرار درخشنده‌اى که در تاریکیهاى روزهاى سیاه اختناق یادش، شعرش، نصیحتش و درسش نومیدى را از دل مى‌زدود و آینده‌ى روشن را در برابر چشمهاى ما ترسیم مى‌کرد...
آیا تمام گزارشات ساواک مستند است؟/ احمد احمد
می گفتند در فلان شب یا فلان روز در فلان دیسکو، کافه تریا، کاباره و... بوده است آیا امروز می توان برگه های بازجویی را براساس این اعترافات منتشر کرد و سبب هتک این آدم شد؟
نامه سرگشاده علی مطهری به احمدی‌نژاد
اکثر سیاست‌های فرهنگی این دولت همان سیاست‌های گذشته است و این یک نقطه ضعف بزرگ است

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
بیش از 6 ساعت دیدار رهبر انقلاب با شاعران. 84 تا 86
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام