چاپ نخست کتاب «بخشهای بر جای مانده کتاب فضائل علیبن ابیطالب(ع) و کتابالولایة» تألیف محمدبن جریربن یزید طبری به کوشش رسول جعفریان از سوی انتشارات دلیلما منتشر و روانه بازار نشر شد.
به گزارش ایبنا، این اثر که اصل آن -بر حسب اطلاعات موجود- بر جای نمانده، کهنترین منبع از یک نسل پس از طبری تا قرن دهم به شمار میرود که با نصوص متقنی در اختیار محققان اسلامی قرار گرفته است.
محمدبن جریربن یزیدبن کثیربن غالب طبری آملی (224- 28 شوال 310) محدث، مفسر، فقیه و مورخ برجسته سنی مذهب قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری، شخصیت و عالمی شناخته شده است که درباره او تحقیقات و مطالعات فراوانی صورت گرفته است. در مقایسه او و نوشتههایش با آنچه که از عالمان بغداد این قرن میشناسیم، بدون تردید میتوان برتری وی را در بیشتر زمینههای علمی مانند فقه، حدیث، تفسیر، و بهویژه تاریخ بر معاصرانش تشخیص داد. به علاوه، در تاریخ تفکر سنی، به لحاظ کثرت تالیفات خوب و ماندنی، تنها میتوان او را در ردیف برخی از بزرگترین مؤلفان سنی مانند خطیب بغدادی، ابن جوزی، شمسالدین ذهبی و ابن حجر قرار داد. نفوذ چشمگیر نوشتههایش، بهویژه دو کتاب «تاریخ» و «تفسیر» او بر آثاری که پس از وی نگارش یافته، برای شناخت برجستگی ایشان کافی است.
براساس مطالب کتاب، حنابله بغداد که دشمنی با امام علی(ع) را از دوران اموی به ارث برده بودند، به صراحت به انکار فضائل امام(ع) میپرداختند. این انکار به حدی بود که خشم ابن قتیبه، عالم محدث سنی اهلِ حدیثی را برانگیخت. به علاوه، نگرش حدیثی و اخباری عثمانی مذهبها و اصرارشان بر برخی از احادیث مجعول اما منسوب به پیامبر(ص)، سبب شد تا آنان اجازه کوچکترین تخطی از ظواهر احادیث مزبور را به دیگر دانشمندان دنیای اسلام ندهند. در این میان طبری که خود را یک سر و گردن بالاتر از همه آنان و حتی احمدبن حنبل میدید، این فشار را بر نتافت و در زمینههای مختلف، به مخالفت با اهل حدیث پرداخت.
طبق معمول، کتاب طبری، مانند بسیاری از رسالهها و کتابهای کهن، دارای چندین نام مختلف شده است. دلیلش آن است که قدما در نقل از این قبیل کتابها، گاه به اقتضای موضوع کلی کتاب، نامی را که خود میخواستند و آن را مطابق با محتوای کتاب میدیدند، بر آن اطلاق میکردند. نکته دیگر آن که، آنچنان که از این نامها بر میآید، برخی از آنها نام مجموعهای از مطالب متنوع است که کنار هم قرار گرفته و برخی دیگر از این نامها، نام بخشی و فصلی از همان کتاب است که احیانا به صورت مستقل نیز تدوین شده است. برای نمونه، عنوان فضائل اهلالبیت یا مناقب اهلالبیت -که ابن طاوس برای کتاب طبری از آن یاد و استفاده کرده- نامی کلی است که حدیثالولایة میتوانسته بخشی از آن باشد؛ بخشی که خود به صورت کتابی مستقل نیز درآمده است.
عنوان کتابالولایة -افزون بر آن که مکرر توسط استفادهکنندگان از این اثر بکار رفته- توسط ابن شهر آشوب در اثری کتابشناسانه عنوان شده است. عنوان دیگر «الرد علیالحرقوصیه» در «رجالالنجاشی» آمده و تصریح شده است که کتابی است از طبری مورخ عامی مذهب درباره حدیث غدیر: «له کتابالرد علیالحرقوصیة، ذکر طرق خبر یومالغدیر». ابن طاوس نیز تصریح کرده است که طبری نام کتابش را «الرد علیالحرقوصیه» گذاشته است. عقیده ابن طاوس بر آن است که انتخاب این نام به این سبب بوده است که احمدبن حنبل از نسل حرقوصبن زهیر، رهبر خوارج بوده و به همین دلیل از سوی طبری این نام انتخاب شده است. «روزنتال» این احتمال را مطرح کرده است که حرقوص در لغت به معنای مگس یا پشه باشد و به احتمال، طبری این تعبیر را برای ابوبکربن ابیداود سجستانی، که کتابالولایة را در رد بر او نوشته است، به قصد تحقیر او، استفاده کرده است. شاید بتوان این احتمال را نیز افزود که این نام، اشاره به فلسفه نگارش این اثر دارد که طبری آن را در رد بر فردی ناصبی نگاشته است. از آنجا که خوارج، دشمن امام علی(ع) بودهاند و حرقوصبن زهیر رهبر آنان بوده، طبری چنین نامی را برای کتاب خود انتخاب کرده تا حنابله افراطی را خارجی و ناصبیمسلک نشان دهد؛ نه آن که بحث از نسب احمد در میان بوده باشد.
عنوان رساله فی طرق حدیث غدیر نیز، عنوانی است که با مضمون کتاب به راحتی سازگار است. در این میان، کالبرگ عنوان کتابالولایة و کتابالمناقب را در دو جا آورده است؛ در حالی که خود وی به این نکته اشاره دارد که ممکن است کتابالولایة بخشی از کتاب فضائل یا کتاب مناقب بوده باشد. آنچه در عمل رخ داده این است که استفادهکنندگان از این کتاب، گاه نام کتاب فضائل علی(ع) یا مناقب را آورده، اما حدیث غدیر را نقل کردهاند؛ درست همانطور که کسانی چون ابن شهر آشوب در مناقب، نام کتابالولایة را آورده و فضائل را از آن نقل کردهاند. پیداست که دقتی در این کار صورت نگرفته است.
«کتاب غدیر و مناقب طبری در اختیار چه کسانی بوده است؟» عنوان سوالی است که رسول جعفریان به آن چنین پاسخ میدهد: «تا آنجا که آگاهیم، این کتاب در اختیار چندین نفر از مؤلفان، مورخان و محدثان بزرگ اسلامی تا قرن نهم بوده است. فهرست اجمالی نام این افراد عبارت است از: قاضی نعمان اسماعیلی (متوفای 363) که بیشترین نقل را از این کتاب دارد. نجاشی (372-450) که نام کتاب را یاد کرده و طریق خود را به آن یادآور شده است. شیخ طوسی (متوفای 460) نیز همینطور. یاقوت حموی (متوفای 626) که گزارشی از چگونگی تألیف این اثر به دست داده است. ابن بطریق (متوفای 600) که به تعداد طرق نقل حدیث غدیر در این کتاب تصریح کرده است. ابن شهر آشوب (متوفای 588) که او نیز نام این کتاب را در شرح حال او آورده و در جای دیگر خبر شمار طرق نقل شده برای حدیث غدیر در این کتاب را ارائه کرده و در المناقب، در چندین مورد از آن نقل کرده است. ابن طاووس (متوفای 664) نیز که هم از آن یاد و هم نقل کرده است. شمسالدین ذهبی (748) که آن را دیده و چندین حدیث از آن نقل کرده است. ابن کثیر (متوفای 774) که کتاب را دیده و چندین روایت نقل کرده است و ابن حجر (متوفای 852) که او نیز کتاب را دیده است. در واقع این مطلب به قدری واضح و روشن است که نیازی به اثبات آن نیست».
چاپ اول کتاب «بخشهای بر جای مانده کتاب فضائل علیبن ابیطالب (ع) و کتابالولایة» در شمارگان 1000 نسخه، 100 صفحه و بهای 8000 ریال راهی بازار نشر شد.