
« عنایت سمیعی » ـ منتقد ادبی ـ درباره مجموعه داستان به زانو درنیا گفت: مجموعه داستان «به زانو درنیا » بازخوانی تجربیات روزانه و کاوش های ذهنی در دنیای حسی و عاطفی و تمثیل پردازی درباره واقعیتی است که درنده خویی خود را به زبان انسانی بیان می کند. داستان های این مجموعه از اتفاقات روزانه شروع می شود و به رویاها یا بهتر است بگویم به کابوس ها رو می آورد و نهایتا تمثیلی سوررئال و مضحک از واقعیتی هولناک به دست می دهد.
سمیعی گفت : عقب نشینی نویسنده از عرصه های عمومی به روابط محصور در چار دیواری نشان می دهد که راه بسته است. ولی به رغم آن می توان از کبوتری بی پناه به روابط و مناسباتی خشک و بی روح دست یافت که طی آن جای آزادی و قفس عوض شده است.
این منتقد با اشاره به اینکه داستان های این مجموعه عمدتا سیری در روابط بین فردی اشخاص است, گفت : تنوع مکانی داستان ها نشان می دهد نویسنده با محیط های مختلف آشناست و علاقه اش به حیوانات به خصوص کبوتر احتمالا ریشه در تجربه زیست شده او دارد. خیال پردازی شاعرانه در مجموعه حاضر اندک است. شاید داستان آن مرد در باران آمد نمونه ای از این داستان ها باشد. به این اعتبار می توان گفت نویسنده به واقعیت بیش از خیال علاقه مند است.
پس از سمیعی, بهناز علیپور گسکری ـ منقد و داستان نویس ـ با نقدی پدیدار شناسانه این اثر را بررسی کرد. او با اشاره به اینکه در نقد پدیدار شناسانه؛ روشن ترین ابزار منتقد, خود اثر است گفت که منتقد در جستجوی نشانه برای تشریح متن است و افزود : از آنجا که معنا فرآورده زبان است و زبان بر معنا مقدم است, ابتدا وجه زبانی این اثر را بررسی می کنم. وجه کلی زبان این مجموعه, زبان ساده داستانی برای عرضه مضمامین اجتماعی واقع گرا و به دور از ذهن پردازی است. طنزهای تلخ اجتماعی و گاهی تمسخر آمیز در اثر دیده می شود. به طور کلی خواننده یک راوی پنهان را پشت راوی داستان ها می بیند که از موضعی بدبینانه و با فاصله از سوژه ها حرف می زند.
علیپور با اشاره به طنز مضمونی در داستان « سومین نامه » گفت: در اینجا طنز در شخصیت راوی را می بینیم. در داستان « دل درد » دو گانگی ارزش ها در جامعه و خانواده و نوع روابط خانوادگی و فقر فرهنگی را می بینیم.
وی درباره داستان به زانو درنیا گفت : این داستان فضای داستانی ندارد و مضامین فلسفی دنیای امروز با زبانی خطابی و سرزنش کننده و محاکمه گر بیان می شود و راوی داستان ندای شرارت درونی انسان و در مرحله بالاتر شیطان است. این داستان به نوعی تمسخر خرد افراطی امروز است.
علیرضا محمودی ایرانمهر سومین منتقد این نشست با اشاره طنزی که در ساختار و پیرنگ داستان ها موجود است گفت : داستان بیان آن چیزهایی است که به زبان غیر داستانی قابل بیان نیست و آنچه اهمیت دارد زبان داستان و مفهومی است که در این شکل قابل عرضه است.
ایرانمهر گفت : یکی از برجسته ترین ویژگی های این مجموعه تنیدن معنا در لایه های ساختاری متن است که ذهن خواننده می تواند این معنا را بازسازی کند.
وی با اشاره به داستان سومین نامه که داستان مردی است که نامه های عاشقانه می نویسد و پول می گیرد گفت : راوی داستان یک دلال رابطه است. در لایه اول داستان با آدم هایی روبه رو می شویم که می آیند و سفارش نامه عاشقانه می دهند و در لایه زیرین که در تقابل با لایه اول است خود این دلال رابطه عاشق شده است. داستان درباره عشق و رابطه و عدم ارتباط یا مختل شدن آن است. آدم هایی که نمی توانند رابطه ای ساده و سالم برقرار کنند و درنهایت جامعه ای که؛ این آدم ها را تربیت کرده است که برای یک ارتباط ساده نیاز به یک واسطه داشته باشند. در اینجا خود واسطه هم دچار عدم ارتباط است و عشق خود را از طریق نامه ها بیان می کند. پس در اینجا هم یک واسطه وجود دارد. نشانه درخشانی که در این داستان وجود دارد اینکه یکی از معشوقه ها معلم کرو لال هاست. و انگار در جامعه ای زندگی می کنیم که همه کر و لال اند و از بیان احساسات خود عاجزند و نمی توانند رابطه ای انسانی با دیگری برقرار کنند.