کتاب نیوز  شناسنامه

3واقعه در 3زمان مختلف / مریم ادیبی

درباره‌ی "انجمن مخفی" نوشته‌ی احمد شاکری

رمان «انجمن مخفی» بررسی زندگی سه شخصیت در بستر سه زمان و ارتباط آنها از طریق واقعه عاشوراست. یکی از شخصیت‌ها بهاء‌الدین، پزشکی است که تازه از فرنگ برگشته و جامعه ایران، بحران پس از مشروطه را پشت سر می‌گذارد.

دومین شخصیت «یحیا مکی» عالمی است که به‌قول خود وقتی به کار عالمان نگریست دریافت که از صبح تا شب فقط به جدل نشسته‌اند و مردم از علم ایشان سودی نمی‌برند، پس مدرسه را رها کرد و به پالان‌دوزی مشغول شد. سخن‌چینان به سلطان خبر دادند که یحیا علم و دین را رها کرده و هر که از او در این مورد می‌پرسد، چنین می‌گوید: «در این ملک، ما را بِه از این کار نیاید، چه بدین صنعت، حاجت سه کس روا سازم: نخست آنکه مردمان را سودی رسانم که پیش از این نرسانده بودم و دو آنکه جمله چهارپایان را پشت محکم کنم تا بار گران، زخم بر آنان نرساند و دیگر اینکه خداوندگار را خشنود سازم و این یک، بِه از دو دیگر است، بل بِه از آنچه آفتاب بدان می‌تابد و اعوذ به من شر نفسی.»



روزی شخصی نزد یحیا آمد و از او سوال کرد به کجا می‌روی؟ گفت: (انی مهاجر الی ربی) من به سوی خدا می‌روم، شخص پالانی نزد او سپرد و رفت که وقتی آن را شکافت هزاران سکه زر درون آن بود، یحیا وقتی که از یافتن صاحب زر ناامید شد،‌ با آنها مدرسه‌ای ساخت و وقفنامه‌ای در مدرسه از خود به جای گذاشت که حکایت سفر خود به وادی طف است.

یحیا مکی در سفر درونی و بیرونی خود مسیری سخت را طی می‌کند، در بیابان راه را گم می‌کند، سراب می‌بیند، شب‌ها آتشی از دور می‌بیند که هر چه می‌رود به آن نمی‌رسد و در نهایت به کمک کنیزکی به نام «مستوره» مسیر را پیدا می‌کند و ظهر عاشورا در وادی طف کشته می‌شود؛ بهاء‌الدین از طریق میرزا عارف محله خود با وقفنامه یحیا مکی آشنا می‌شود و سخت به این وقفنامه و مسیر طی شده توسط یحیا مکی دل می‌بندد، به مدرسه یحیا مکی می‌رود و تصمیم به معالجه رایگان بیماران می‌گیرد؛ در این مسیر، «قدسی» دختر میرزا که با اسم مستعار «مستوره» برای روزنامه‌ها مطلب می‌نویسند او را یاری می‌کند.
بهاء‌الدین توسط شاگردان مدرسه تشویق می‌شود تا روز عاشورا لباس یحیا مکی را بپوشد و نقش‌خوان شود، مثل او و...

رمان «انجمن مخفی» برای بیان سه واقعه در سه زمان مختلف از سه زبان متفاوت استفاده می‌کند، زمانی که رمان شروع می‌شود از زبان بهاء‌الدین ادبیاتی روان و شاعرانه،‌ پیشبرد وقایع را به دوش می‌کشد؛ ولی زمانی که وقفنامه «یحیا مکی» و واقعه عاشورا بیان می‌شود به اقتضای زمان با ادبیاتی غامض و دشوار رو به رو هستیم. احمد شاکری، نویسنده کتاب به نیکی از عهده بیان وقایع در دل زمان برآمده و در مخاطب ولعی برای دانستن حقیقت ایجاد می‌کند که تا انتهای داستان او را به هر کجا می‌خواهد می‌برد چنان که «مستوره» داستانش نیز با «یحیا» و بهاء چنین می‌کند.

یحیا و بهاء آموخته‌اند که برای بودن باید رفت، پس سفری را شروع می‌کنند که انتهای آن درک بخشی از حقیقت است. در جایی از کتاب «یحیا مکی» به یکی از سرگردانان حقیقت می‌گوید: «اگر حق را شناختی به اقل زمان اهلش را هم می‌شناسی.»
استفاده تمثیلی از سفر بهانه‌ای برای یادآوری زندگی و مرگ انسان‌هاست، گویا کل زندگی ما سفری است که باید روزی به اتمام برسد.

تهران امروز

۱۳۸۸/۱۱/۱۵
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
نسخه نمی‌دهم؛ دغدغه می‌سازم / رضا امیرخانی
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم.
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام