کتاب نیوز  شناسنامه

حسن و دیوِ راه باریک پشت کوه!

نمایش موسیقایی «حسن و دیوِ راه باریک پشت کوه» به نویسندگی و کارگردان افشین هاشمی توسط موسسه ماهور منتشر شد.

به گزارش فارس، در این اثر که دی وی دی نمایش موسیقایی «حسن و دیوِ راه باریک پشت کوه» است ،بازیگران و خوانندگان و نوازندگانی چون هدایت هاشمی، علیرضا ناصحی، مثم یوسفی،افشین هاشمی و ستاره امینی به هنرنمایی پرداخته‌اند.

به گزارش فارس، در کارنامه این اثر افشین هاشمی کارگردان در یادداشتی آورده است: این نمایش پس از دو ماه تمرین، براى نخستین‏بار با همکارى دوستان سه شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شش، ساعت شش و هشت عصر در تالار چهارسوى تئاتر شهر در سیزدهمین جشنواره بین‏المللى نمایش‏هاى سنتى آیینى و براى دومین‏بار به عنوان نمایش برگزیده جشنواره نمایش‏هاى سنتى آیینى، نوزدهم بهمن‏ماه همان سال در تالار سایه‏ تئاترشهر به صحنه رفت.

نمایشنامه در ابتدا موزون نبود و گفت‏وگوهاى کَسانِ نمایش به محاوره بود اما حال و هواى نمایشنامه و سیر داستان، زبان دیگرى مى‏طلبید.

زبان عامیانه شاعرانه نمایش شکل اجرایى خود را مى‏طلبید و این شکل باید برگرفته از اشکال نمایشى ایرانى مى‏بود، بى‏تردید.

وی در ادامه آورده است: یادآورى امکان جابه‏جایى‏هاى طولانى به لحاظ جغرافیایى با امکان و قراردادى ساده و در عین حال نمایشى در تعزیه، و مشابهتش با سفر حسن در این نمایش، شکل اجراى تعزیه و آوازهایش را با خود آورد که با شعرگونگى متن هم غریبه نبود. پس بار دیگر به مرور دستگاه‏ها و آوازهاى ایرانى پرداختیم و گوشه‏ها و تصنیف‏هاى مناسب لحظات نمایشى خود را یافتیم و این بیشتر بر اساس مانده‏هاى این موسیقى در ردیف آوازى به روایت عبداللَّه دوامى بود و ردیف میرزا عبداللَّه در بخش سازى و البته تصنیف‏هایى مانده به یادگار از قجر به بعد. البته در این میان بودند تصنیف‏هایى که خود ساختیم.

«حسن و دیوِ راه باریک پشت کوه» هم اکنون توسط انتشارات ماهور در بازار موسیقی منتشر شده است.
۱۳۸۸/۱۱/۱۹
 مطالب مرتبط 
مارگارت آتوود در "هاکی موزیکال" بازی می‌کند
" پسر طلایی" اودتس در تهران متولد می‌شود
"بکت و تئاتر معناباختگی" پس از 7سال
"پیش خوانی در تعزیه" در فروردین 89
تصاویر شاهنامه به‌روایت میرزاعلی‌قلی خویی
فیلمنامه‌ی "درخشش ابدی ذهن بی‌آلایش"
حرکت خون در رگهای خشکیده"غربت انسان"
گوران و چاپ سه نمایشنامه اقتباسی
"وداع با خورشید" در دفتر تعزیه‌ی قم
تن‌تن در شوروی: 28هزار یورو فروخته شد
خاطرات "جودی دنچ" در "و افزون بر این"
"طلا و مس" نیستانی شد
رویاهای رام‌نشده آقای کارگردان
افتتاح کتابفروشی‌تخصصی هنرو ادبیات افراز
کره‌‌ای‌ها از کتاب‌های‌ایرانی انیمیشن ساختند
نوشته‌‌های میرکریمی کتاب می‌شوند
"کورس" کازانتزاکیس در صحنه
"سنجاب در جستجوی موش‌خرمایی" با شمارگان 6.5 میلیون نسخه
رازگشایی از "معمای لوییس کارول"
ماجرای مامور بیمه‌ای که دو زن داشت
3 جلد از مجموعه‌ی "ایران این روزها"
داستان‌های کوتاه در "کتاب شب" رادیو
"شاخ" از دو سرباز و یک مرغ و خروس
حضرت سلیمان با"خورشید از سمت غروب"
"صلح بزرگ" با "چاقوی بزرگ" وارد می‌شود
"سفر به جنون" بعد از شهادت آن مرحوم
جهان داستانی مسعود کیمیایی نقد شد
کتاب مصور سوپرمن: یک میلیون دلار
"آخارنی‌ها" یا کهن‌ترین کمدی آریستوفان
غم عشق: 14 نمایشنامه از نصرالله قادری
"مردی از جنس نور"به‌قلم سیدمهدی شجاعی
جیمز کامرون رمان "آواتار" را خواهد نوشت
بررسی آثار بکت در "بکت و آنتروپی"
"زنان در جنگ"همراه"بازگشت سرباز به خانه"
ترجمه‌ی این قفس شکستنی است
نادری نوشت: این قصه را ایرانیان نبشته‌اند
غریبه: نگاهی به مسلم بن عقیل و انقلاب
مجموعه طنز سینمایی "دو تخم مرغ در مه"
دیدار با "امینه" در "دبستان دوشیزگان"
ناشنوایی "تاکهای بلور" در قابهای تمام قد
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست...
روانشناسی قدرت در "آندروماک"
"آنتیگونه خشمگین" منتشر شد
"رویاهای رام نشده"‌ی ایوب آقاخانی
"عناصر جذابیت انیمیشن" عروس مرده
مینیاتور ایرانی در نسخه‌های خطی شاهنامه
اگر زن نباشد صلح در جامعه وجود ندارد
نمایشنامه‌های برگزیده 4فصل تئاتر ایران
"سال کبیسه عیسی" شب تا به روز
نمایشنامه‌ی "عین شین قاف" یا مسافران

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
نسخه نمی‌دهم؛ دغدغه می‌سازم / رضا امیرخانی
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم.
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام