
مردمان بسیاری از دلشکستگی میمیرند [More Die of Hearbreak]. رمانی از سال بلو (1) (1915- )، نویسنده امریکایی که در 1987 منتشر شد. این رمان سرگذشت بن کرادر (2) را بازگو میکند؛ گیاهشناسی که شهرت جهانی دارد و پس از پانزده سال بیوگی و ماجراهای عاشقانه قصد ازدواج کند. قهرمانان بلو، با پیروی از غریزهای که هرگز به خطا نمیرود، همواره زنی را برمیگزینند که دیر یا زود موجب رنج و اندوه آنان میشود. بن دل به ماتیلدا لایامون (3) بسته که دارای همه امتیازهاست و از جذابیت، جوانی و ثروت برخوردار است. این ازدواج خشم حسادتامیز برادرزادهاش، کنت (4) را برمیانگیزد که احساس میکند به او خیانت شده است و طردش کردهاند. تمامی رمان حاکی از تلاش کنت است برای آنکه عمویش را متقاعد کند انتخاب نابجایی کرده است. کنت همواره موفق شده است زنانی را که بر سر راه عمویش قرار میگیرند از او دور کند و هربار که خطر ازدواج قریبالوقوعی در پیش است، امکان فرار بن را فراهم آورد. روش او این است که زنان علاقهمند به ازدواج را نه مستقیماً، بلکه با سوءاستفاده از اعترافات بن و استناد به اظهارات وی و تغییر و تفسیر آن، بنا بر موقعیت، بیاعتبار میسازد. تصویری که از یکی از معشوقههای عمویش، کارولین بانج (5) «که از کاغذ توالت به جای محافظ بهداشتی استفاده میکند»، ارائه میدهد ظالمانه است. از کلمات یکی از اشعار پو –کلماتی که بن به کار میبرد تا زیبایی معشوقه را بستاید- استفاده میکند و آنها را به گونهای تفسیر میکند که نهتنها بیانگر عشق و احساس نباشد، بلکه دال بر سردی و خشکی همسر آینده باشند.
در واقع، نوعی همداستانی بین بن و کنت به چشم میخورد؛ نوعی تکمیل و تکامل متقابل. این دو نمیتوانند از هم بگذرند. وقتی بن به مأموریت میرود، کنت زندگی درستی ندارد. بن هم هیچ کاری را بدون نظر برادرزادهاش انجام نمیدهد. او نهتنها از دخالتهای پیاپی کنت در ماجراهای عشقیاش احتراز نمیجوید، بلکه از گفتن درددل با او و سهیم کردن وی در خصوصیترین توهماتش لذت هم میبرد. سخنان زنستیز کنت به آسانی عمو را متقاعد میکند، زیرا در برابر رابطه با جنس مؤنث دارای بیم و هراسی مشابه با کنت است و در ماجراهای عاشقانه، در جستجوی گواهی بر مردانگی خویش است تا بر تمایلاتی از نوع دیگر سرپوش گذارد. در خلال ماجرا، جذبه بن در برابر شانههای مردانه لایامون، تصور همسر آیندهاش در لباس مردانه، مانند آنتونی پرکینز (6)، در روح است؛ صحنهای در رستورانی که گویی بن پذیرفته است نقش زن را ایفا کند، نوع این تمایلات را آشکار میسازد.
از این پس، به دلیل حسادت بیحد کنت، نفی بیچون و چرای هر زنی که قصد ازدواج با بن را دارد و تلاشهای او برای نگاهداشتن عمو فقط برای خودش، تنها همدم بن بودن، و تنها مشاور و تنها دوست همراه او بودن، پی میبریم. در پایان رمان، راوی به هدف خود میرسد و هرگونه حضور مؤنثی را از عمویش دور می:ند، حتی به قیمت روانه کردن او به آن سر کره زمین. و کنت خود مانند پنلوپه (7) در منزل –در آپارتمان بن- میماند و متن خود را میبافد و چشم به راه اولیس میماند. مردمان بسیاری از دلشکستگی میمیرند گاه به مضحکه و حتی به صورت کاریکاتور، مضمونها و دلمشغولیهای راوی بلویی را بازگو میکند. کنت و بن آخرین نمونههای تباری هستند که با جوزف شروع میشود و با هرتسوگ (8) و سیترین (9) ادامه مییابد: آنها بازسازنده و تقلیدکننده الگوی اصلیاند و بدینسان، به خلق یک کهن الگو کمک میکنند. مردمان بسیاری از دلشکستگی میمیرند، از طریق پسنگری، به تمامی آثار نویسنده روشی تقلیدی القا میکند. اما، کتابهای قبلی نیز روشنگر همین موضوعاند. تمامی آثار به خود بازمیگردند. از این منظر، مردمان بسیاری از دلشکستگی میمیرند را میتوان آخرین تغییر شکل متنی دانست که همواره از سر گرفته میشود.
مریم مؤمنی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Saul Bellow 2.Ben Crader 3.Matilda Layamon 4.Kenneth
5.Caroline Bunge 6.Antony Perkins 7.Penelope 8.Herzog 9.Citrine.