کتاب نیوز  شناسنامه

من با او بودم / نفیسه مرشدزاده

 

شما از رابطه‌ی نزدیک من و پیامبر خبر دارید.
من دنبال او بودم چون بچه شتری که پی مادرش می‌رود.
هر روز گوشه‌ی تازه‌ای از اخلاقش را به من نشان می‌داد و می‌گفت که چنین باشم.‌


من با او بودم وقتی قریش گفتند: تو ساحر و دروغگویی. به او گفتند: تو ادعای بزرگی کرده‌ای، پس اگر می‌خواهی باورت کنیم باید آن چه می‌خواهیم انجام دهی.
فرمود: چه می خواهید؟
گفتند: این درخت را صدا کن و بگو که از ریشه هایش کنده شود، پیش بیاید و روبه روی تو راست بایستد.
فرمود: آن چه می خواهید به شما نشان می دهم، ولی می‌دانم شما به سوی خیر نمی‌آیید.
پس فرمود: ای درخت، من رسول خدایم. با ریشه‌هایت از خاک بیرون بیا و با اجازة خدا رو به روی من بایست.
قسم به خدا که من دیدم درخت پیش آمد، با صدایی شبیه وزش باد یا به هم خوردن بال پرنده. شاخة بالایش را روی سر پیامبر گسترد و بعضی شاخه هایش را گرفت بالای دوش من.
قریش گفتند: بگو نیمی از درخت بیاید و نیم دیگر بماند.
حضرتش چنین کرد.
نیمی از درخت، چنان شگفت انگیز و سریع پیش آمد که نزدیک بود به بدن پیامبر بپیچد.
من گفتم: لا اله الا الله من به تو ایمان دارم.
گفتم: من اولین کسی هستم که اعتراف می‌کند که درخت به فرمان تو بود.
همه‌ی آن قوم گفتند: ساحری تردست و شگفت انگیزی. کسی غیر از این پسر هست که تو را باور کند؟ و منظورشان به من بود. و من از آن دسته مردمان‌ام که سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای آن ها را از راه خدا باز نمی‌دارد.
من از آن دسته مردمان‌ام که دلشان در بهشت است و بدنشان مشغول کار.

ترجمه‌ی آزاد از بندهای پایانی خطبه 192 نهج البلاغه . همشهری جوان. شماره79


 

۱۳۸۵/۰۵/۱۴
 مطالب مرتبط 
واسطه‌ی نجوا
قلپ
چروک
قایق
روی خط صفر
رز
آن مرد، آسان بود
تماشاچی‌ها

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
موفق‌ترین شاعر فارسی / محمدکاظم ‌کاظمی
در هیچ جایی قیصر را شخصی بی‌تفاوت و سر در گریبان فرو برده ندیدیم‌، به‌ویژه در دهه‌های شصت و هفتاد... تنها جایی که قیصر در اوج نبود، مثنوی بلند و شعر سپید بود که اولی در آن سطح‌، در شعر علی معلّم خلاصه می‌شد و دومی البته شاعران متعددی داشت‌، همچون عبدالملکیان و حسن حسینی‌.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
۱۳۸۷/۰۸/۲۵

بایگانی  
اجرت
پرسیوال اورت / اسدالله امرایی
‌نامه‌ای‌ برای‌ بابانوئل‌
‌کارل‌ بردورف / پریسا رضایی
نفر چهارم
جان راسل / محسن حدادی
چند روایت معتبر درباره‌ی برزخ
مصطفی مستور
ساعت خواب
سید علی موسوی
مرغ ِ بخش
ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
کِرم شلیل
نادر ابراهیمی
این زنان
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان

بایگانی  
خویش را اول مداوا کن
حاج میرزا حبیب خراسانی
در میان خلق رسوایی خوش است
فخرالدین عراقی
چهل ستون آگهی‌های گمشده
امین جعفری
سفره‌اگرنمی‌نهی،در به‌چه بازمی‌کنی
شیخ اجل سعدی
هرکه توفیق پری یافته پروانه‌ی تست
محمدحسین شهریار

بایگانی  
خواجــــه پیشی
سعید سلیمانپور (بوالفضول ‌الشعرا)
شوهر کامپیوتری
ابوالفضل زرویی نصرآباد
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رویا صدر
قسمت آخر ترانه‌ مادری
محسن حدادی
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی

بایگانی  
شیخ بهایی در ملک
دفاع به روایت ارتش
بوی جوی مولیان
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا

بایگانی  
به خیال خودم کسی شدم
محسن حاجی کریمی ساری
بخشش یا انتقام؟!
مهران محرمیان
به سجده افتادن
هاجر قاسمی
واسطه‌ی نجوا
نفیسه مرشدزاده

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام