نظر به اینکه حدود یک سال از دوره ریاست شما میگذرد و سیاستهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت نهم به مرحلهای از ظهور رسیده که میتوان درباره آنها قضاوت نمود قطعا با ارزیابی و نقد این سیاستها موافقید گرچه نگارنده بیشتر به سیاستهای فرهنگی تأکید دارد.
بدون شک انتخاب جنابعالی به عنوان رئیس جمهور در سال گذشته از الطاف خفیه الهی بود و مردم با انتخاب خود انقلاب اسلامی را به مسیر اصلی آن بازگرداندند و خطر بزرگی یعنی غربزدگی و ایدئولوژیگریزی را که تشخیص آن برای توده مردم مشکل بود از این انقلاب الهی دفع کردند. اهداف و شعارهای اولیه انقلاب اسلامی یعنی عدالت اجتماعی استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، آزادی، معنویت و خلاصه همه هدفهای اسلامی بار دیگر به معنی صحیح خود مطرح شدند.

امیدهای زیادی در دلها زنده شد که یک گام به جامعه ایده آل اسلامی نزدیک می شویم. خوشبختانه در بسیاری از این زمینهها و آرزوها در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند. مثلا در باب عدالت اجتماعی، هیچ دولتی مانند دولت نهم آن را جدی نگرفته است. ظلمی که در طول سالها به شهرستان های کوچک و روستاها شده است و تمرکز عمران و آبادانی در چند شهر بزرگ در حال زایل شدن است که قطعا سیر مهاجرت به شهرهای بزرگ را کاهش خواهد داد. این دولت بیش از دولت های پیشین در مسیر عدالت علی (ع) حرکت کرده است و البته کسانی که مانند دوره عثمان به تبعیض عادت کردهاند مشکلاتی ایجاد کرده و خواهند کرد.
شعارهای دولتهای گذشته که اول توسعه بعد عدالت، یا توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است در این دولت جایی ندارد. در دولت نهم با تأسی به سیره علی (ع) عدالت حتی یک روز نیز نمیتواند به تأخیر بیفتد.
در باب استقلال سیاسی باید اذعان کرد که روح حماسه و صلابت بار دیگر به کالبد انقلاب اسلامی دمیده شده است. دیگر مقامات بلند پایه ما در سفر به کشورهای اروپایی به جای آنکه به مکتب خود افتخار کنند و اروپاییها را تحت تأثیر قرار دهند از دموکراسی غربی تعریف و تمجید نمیکنند. این روح در سایر ملتهای مسلما نیز دمیده شده است. اکنون مردم مصر و مراکش و سوریه و اردن و ترکیه و غیر اینها در حال خارج شدن از خودباختگی در مقابل غرب و بازیافتن شخیت اسلامی خود هستند و مخصوصا به شخص جنابعالی به خاطر مواضع قاطع و روشن در مسئله فلسطین علاقه ویژه پیدا کردهاند و خلاصه در این مدت کوتاه یک ساله چند گام به اتحاد اسلامی نزدیک شدهایم.
اما آنچه که خلاف انتظار از دولت شما بوده برخی سیاستهای فرهنگی است. همانطور که خود توجه دارید روح انقلاب اسلامی تحول فرهنگی و تحول روحها به سوی انسانیت است عمران و آبادانی وسیله و مقدمه برای این هدف و نتیجه است و چیزی است که هر دولتی لااقل برای بقای خود مجبور به انجام آن است. چنانکه اگر رژیم سابق نیز برقرار بود تاکنون عمران و آبادانی فراوانی انجام داده بود و در برخی موارد اصولی تر زیرا طرحها را در بست به غربیها میسپردند و البته با اختلاس و حیف و میل بسیار بیشتر. بی توجهی به مسائل فرهنگی به معنی گرفتن روح انقلاب اسلامی از کالبد آن است. به علاوه خود بهتر می دانید که عدالت اسلامی بدون پشتوانه معنویت و اخوت اسلامی قابل تحقق نیست و با عدالت سوسیالیستی فرسنگها فاصله دارد.
اکثر سیاستهای فرهنگی این دولت همان سیاستهای گذشته است و این یک نقطه ضعف بزرگ است. به عبارت دیگر دولت نهم ثقل کار خود را روی مسئله عدالت قرار داده و از برخی ارزش های دیگر غافل مانده است. همانطور که انسان کامل انسانی است که همه ارزشهای انسانی را در خود به طور هماهنگ و در حد اعلی شد داده باشد.
جامعه ایدهآل نیز جامعهای است که همه ارزشها را در خود به طور هماهنگ و در حد اعلی محقق کرده باشد و تک بعدی و تک ساحتی نباشد. به تعبیر شهیدآیت الله مطهری که جنابعالی از شیفتگان تفکر ایشان می باشید و قبل از انقلاب اسلامی در سخنرانیهای آن شهید شرکت میکردید غالبا جامعهها از راه گرایش صد در صد به باطل به گمراهی کشیده نمی شوند بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده میشوند.
سابق تنها بر یک ارزش تأکید داشت و آن مسئله آزادی بود و البته تا آنجا که شامل آزادی تفکر و آزادی بیان می شد بسیار خوب بود و از نقاط قوت آن دولت به شمار می رود اما از سایر ارزشها غافل ماند و در مسائل فرهنگی سیر قهقرایی و گرایش به غرب داشتیم همچنان که دولت سازندگی تنها بر توسعه و عمران و آبادانی تأکید داشت و از برخی ارزش های دیگر مانند عدالت غافل ماند.
دولت جنابعالی نیز میرود که دچار همان اشتباه شود زیرا تنها بر عدالت تأکید دارد و حساسیت لازم را در مسائل فرهنگی ندارد. این نقطه ضعف از همان زمان تبلیغات انتخابات بر صاحبنظران آشکار بود اما حمل به صحت میشد و این که به این مسائل باید در زمان خود پرداخت ولی موضعگیری جنابعالی در مسئله نظارت بر پوشش اسلامی در سطح جامعه آن شک و تردید را تقویت کرد و به ظن و گمان تبدیل نمود و امیدوارم که هیچگاه به یقین تبدیل نشود. در آنجا فرمودید در مسئله انحطاط پوشش اسلامی در کشورمان بزرگ نمایی شده است حال آنکه سخن معترضان واقع نمایی بود نه بزرگ نمایی و از سر سوز و غیرت اسلامی و انسانی و به حکم احساس تکلیف فریاد برآورده بودند. باز حمل به صحت شد و اینکه لابد طرح بهتری از سوی رئیس جمهور اصولگرا در راه است. لکن غیر از چند اقدام جزیی از جمله ایجاد تمهیدات برای تولید مانتوهای مناسب مشاهده نشد. خود بهتر میدانید که نظام خانوادگی اسلام بر دو اصل استوار است: ارضای غریزه جنسی در حد طبیعی و عدم تحریک در سطح جامعه.
اگر بنا باشد که راه تحریک در جامعه باز باشد و از آن سو راه ارضا بسته باشد موجب پدید آمدن عقده های روحی و روانی خصوصا در جوانان میشود و آنگاه باید بگوییم که روش غربی در این مسئله، یعنی آزادی تحریک و آزادی ارضا، بر راهی که ما از پیش خود ساختهایم و با اسلام فرسنگها فاصله دارد و در واقع ممزوجی است از اسلام و غرب، برتری دارد و لااقل از ایجاد عقدههای روانی جلوگیری میکند. دولت اسلامی شما دو راه بیشتر در پیش رو ندارد، یا را ارضاهای نامشروع را باز بگذارد - که اسلام چنین اجازهای به ما نمی دهد - و یا با عوامل تحریک مبارزه کند و البته در کنار آن میبایست زمینه ازدواج در سنین آغاز جوانی را برای مردم فراهم کرد از راه کاهش مشکلات اقتصادی آنها و از میان برداشتن آداب و رسوم غلط در امر ازدواج که متاسفانه از روش اسلامی و سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار بسیار دور شدهایم. بدیهی است که مبارزه با عوامل تحریک به معنی گرفتن و زدن و بستن و اهانت به بانوان محترم نیست، راههایی دارد که عنداللزوم به صورت یک طرح جامع ارائه خواهد شد.
مهم این است که دولت مظهر اجرای آن بخش از امر به معروف و نهی از امنکر باشد که مستلزم اعمال قانون است و کار مردم عادی نیست و متاسفانه دولتهای گذشته همواره از زیر بار آن شانه خالی کردند.
وی با اشاره پوشش اسلامی و حجاب تاکید کرده است: مهم این است که دولت اسلامی به بدحجابی و بیحجابی رسمیت نبخشد و مثلاً شلوار و بلوز یا شلوار و پیراهن کوتاه چسبان را مصداق پوشش اسلامی تلقی به قبول نکند. بسیاری از بانوانی که اطلاعات اسلامی آنها اندک است فکر میکنند که سکوت دولت در این زمینه، به معنی درستی نوع پوشش آنهاست، همچنان که بسیاری فکر میکنند هر موسیقی که از صدا و سیما پخش میشود خالی از اشکال شرعی است. اکثر این گونه افراد با یک تذکر یا اقدام دولت در وضع خود تجدیدنظر میکنند زیرا واقعاً مسلماناند. اما رودربایستیها باعث شده که نه دولت، نه روحانیت و نه هیچ کس دیگر با آنها سخن نگوید و آنها راه خود را درست بپندارند.
نگارنده گاه صبحها برای ورزش به برخی پارکهای تهران میرود. گاهی با مناظری از ورزش مختلط بانوان مواجه میشود که تاسفبار است. چه مانعی دارد که در همه پارکهای تهران محلهایی ویژه ورزش بانوان احداث شود که آنها بتوانند حتی بدون پوشش اسلامی به ورزش بپردازند. در این صورت بانوان متدین نیز به ورزش در پارکها روی خواهند آورد و حق آنها ضایع نخواهد شد اگر این کارها در زمان دولت شما که اصولگرا و اسلامی نام گرفته است انجام نشود دیگر چندان امیدی به تحقق آن نباید داشت.
البته مسائل فرهنگی منحصر به مسائل مربوط به عفاف جامعه نیست. انتظار این بود که با روی کارآمدن دولت اصولگرا مثلاً برنامهای برای تغییر تابلوهای اماکن مختلف که از اسامی و حروف انگلیسی استفاده کردهاند و انسان با دیدن آنها فکر میکند در لندن یا پاریس است و هیچ نشانهای از فرهنگ اسلامی و ملی در آنها دیده نمیشود ارائه و اجرا شود، ولی ظاهراً حساسیتی در این زمینهها وجود ندارد در حالی که مبارزه با خودباختگی فرهنگی و بازگشت به هویت اسلامی از پایهها و مقدمات اصولگرایی است.
مطهری در بخش دیگر از نامه خود به مسایل سینما پرداخته و آورده است: مسئله اکران برخی فیلمهای سینمایی که به فکر و اخلاق جامعه آسیب میرسانند مورد سؤال است اصلاح در خور را نیافته است.
همچنین گسترش بیحد و حصر و بدون قاعده تبلیغات بازرگانی و تجارتی در معابر عمومی، بزرگراه، فرودگاهها، خیابانها و مترو، آنهم بیشتر درباره اجناس خارجی، نوع تهاجم فرهنگی و تبلغاتی از داخل است و البته ریشه آن کسب درآمد و تأمین بودجه شهرداریها و غیره است و به هر حال باید چارهای اندیشید. باید تفاوتی میان فرودگاه و خیابان ما با فرودگاه و خیابان مثلاً دبی از این نظر وجود داشته باشد.
برخلاف نظر سکولارها دولت عهدهدار مراقبت از عقاید و اخلاق جامعه نیز هست. رهبر گرامی انقلاب اسلامی نیز اخیراً فرمودند دولت عهدهدار مراقبت ازایمان مردم است. مسائلی مانند اصلاح رفتار اجتماعی مردم مثل طرز رانندگی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی توسط راننده و عابر که متأسفانه در ایران وضع اسفباری دارد، در حیطه وظایف دولت قرار میگیرد.
حتی دولت وظیفه دارد با رد و بدل شدن دشنامها خصوصاً دشنامهای ناموسی در کوچه و خیابان - که باز متأسفانه کم نیست - مبارزه کند و برای عاملان آن مجازاتهای سنگین وضع کند. خلاصه یکی از مربیان جامعه دولت است. در گذشته دور در دنیای اسلام دایرهای وجود داشته به نام دایره حسبه یا امر به معروف و نهی از منکر، و نظارت بر اینگونه امور به عهده این دایره بوده است. البته مبارزه با این کژیها نیاز به از خودگذشتگی دارد، اما مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف جامعه مبارزه کند هرچند از محبوبیت اجتماعی او کاسته شود.
اینکه وظیفه دولت را تنها خدمت به خلق بدانیم و خدمت به خلق را نیز در سیر کردن شکم مردم خلاصه کنیم و از سایر ارزشها غفلت ورزیم یک خطای بزرگ است. باز به تعبیر استاد مطهری در این صورت حداکثر به جنبه حیوانی انسانها خدمت کردهایم نه به انسانها.
همینطور است مسئله تبدیل کلمات عربی رایج به الفاظ فارسی نامأنوس که زیرکانه در حال انجام شده است و نتیجه آن دور کردن نسل اینده از معارف اسلامی است. مثلاً چه لزومی دارد که کلمه «خروج» تبدیل به «برون رفت» شود؟ با این منوال،قطعاً بیست سال دیگر آثار امام (ره) و آثار شهید مطهری و دیگر اندیشمندان برای مردم مفهوم نخواهد بود این در حالی است که نسبت به کاربرد کلمات لاتین حساسیت لازم وجود ندارد و استفاده از این کلمات در صدا و سیما و مطبوعات و تابلوها و غیره سیر صعودی دارد.
مطهری در پایان یادآور شده است: البته مسائل فرهنگی فراوان است ولی در این نامه فرصت پرداختن به همه آنها نیست. غرض، تذکری بود تا دولت در مجموع موفق جنابعالی از نقص رهاسازی فرهنگی که متأسفانه از دولت گذشته آغاز شد مبرا باشد. شاید یک علت این نقص، تبلیغات رقبا در دوره انتخابات بوده است که جنابعالی را به افراط در مسائل فرهنگی متهم میکردند و دولت شما ناخودآگاه در این زمینه حالت انفعالی به خود گرفت. برای جنابعالی توفیق بیشتر از درگاه خدای متعال مسئلت میکنم.