کتاب نیوز  شناسنامه

دو عنوان دیگر از مجموعه "آرمنته‌ی جن‌زده"

دو عنوان دیگر از مجموعه کتا‌ب‌های «آرمنته‌ی جن‌زده» توسط انتشارات افق منتشر شد. به همین بهانه، به دنیای عجیب و غریب و پر از ارواح «انجی سیج»، خالق «آرمنته‌ی جن‌زده» و «سپتیموس هیپ» سرک می‌کشیم.

ایبنا: اگر پیش از این مجموعه‌ی «سپتیموس هیپ» را خوانده باشید، یا حتی کتاب‌هایی با عناوینی مثل «فیظیک» یا «جسط‌و‌جو» را دیده باشید، حتماً نام «انجی سیج»، نویسنده‌ی این کتاب‌ها را نیز شنیده‌اید.

«انجی سیج» سال 1952 در لندن متولد شد و دوران کودکی خود را در دره‌ی تامس، کُنت و شهر لندن گذراند.

پدر انجی، ناشر بود. او کتاب‌های خالی را به خانه می‌آورد تا انجی آن‌ها را با داستان و نقاشی پر کند.

با این‌که در مدرسه در درس‌هایی مثل تاریخ، هنر و زبان انگلیسی ماهر بود، برای تحصیل در دانشگاه ابتدا پزشکی را انتخاب کرد؛ اما آن را نصفه نیمه گذاشت و در 23 سالگی به دانشکده‌ی هنر رفت و در آن‌جا گرافیک و تصویرسازی خواند.

او چند سالی خودش را به تصویرگری کتاب‌های بچه‌ها سرگرم کرد؛ اما حالا همه‌ی وقتش را صرف نوشتن می‌کند و فقط گاهی نقاشی‌هایی می‌کشد.

نخستین مجموعه‌ی او برای بچه‌ها، مجموعه‌ی «سپتیموس
این خانم نویسنده، در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کند، جایی اسرارآمیز و جادویی که دور تا دورش پر از باتلاق، بنادر باستانی و قلعه‌های مخروبه است. محلی که هم برای زندگی و هم برای نوشتن فوق‌العاده است و خیلی هم بی‌شباهت به خانه‌ی و محله‌ی «آرمنته‌ی جن‌زده» نیست!
هیپ» است. «افصون»، «جسط‌و‌جو»، «فیظیک» و «پرواذ» از جمله‌ی عناوین این مجموعه هستند؛ البته مترجم این مجموعه هم به سیاق نویسنده، با اسامی این کتاب‌ها بازی کرده و این‌گونه است که «افسون» را «افصون»، «فیزیک» را «فیظیک» و «پرواز» را به «پرواز» تغییر داده است.

خانم نویسنده، در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کند. جایی اسرارآمیز و جادویی که دور تا دورش پر از باتلاق، بنادر باستانی و قلعه‌های مخروبه است. محلی که هم برای زندگی و هم برای نوشتن فوق‌العاده است و خیلی هم بی‌شباهت به خانه‌ی و محله‌ی «آرمنته‌ی جن‌زده» نیست!

انجی خانم آرزو دارد به سال 1480، یعنی وقتی که خانه‌شان در حال ساخت بوده برگردد!

در «آرمنته‌ی جن‌زده»، انجی، خانه‌اش را با سه روح شریک شده!  ارواحی که شما آرزوی دیدارشان را دارید، از بس که زیبا و دوست‌داشتنی‌اند!

«آرمنته» دختری است مثل همه‌ی دخترها. او عاشق ارواح و خون آشام‌هاست و آرزو دارد تا یکی از آن‌ها را ببیند. زندگی در خانه‌ی جن‌زده، با عمه و عمویش می‌تواند این شانس را به او بدهد تا به آرزویش برسد.

بعد از جدا شدن پدر و مادر آرمنته، او این شانس را به دست می‌آورد و به خانه‌ی جن‌زده وارد می‌شود.

یکی دیگر از شخصیت‌ها در «آرمنته‌ی جن‌زده»، دختری است که «وندا» نام دارد. او موهایی مثل موش دارد، صدایش زیر و نازک است و وقتی می‌خندد مثل این است که خرناس می‌کشد!   

او در انجام حرکات آکروباتیک
«آرمنته» دختری است مثل همه‌ی دخترها. او عاشق ارواح و خون آشام‌هاست و آرزو دارد تا یکی از آن‌ها را ببیند. زندگی در خانه‌ی جن‌زده، با عمه و عمویش می‌تواند این شانس را به او بدهد تا به آرزویش برسد
استعداد دارد به گونه‌ای که حتی آرمنته هم به آن اقرار می‌کند. در واقع وندا بهترین دوست آرمنته است.

و اما «ادموند». او یک روح است که چندان هم خوب نیست. او طوری خلق شده که انگار می‌درخشد و البته با لهجه‌ی بامزه‌ای هم حرف می‌زند.

علاوه بر این‌ها، «عمه تبی»، «عمو دراک» و روح پانصد ساله‌ای به نام «سر هوریس»، در آرمنته‌ی جن‌زده حضور دارند.

مجموعه‌ی «آرمنته‌ی جن‌زده» 5 عنوان دارد: «شمشیری در گروتو»، «قورباغه‌ربایی»، «توله دراکولا»، «ارواح پرستار» و «خانه‌ی تسخیرشده‌ی من».

«توله دراکولا»، داستان روزی را روایت می‌کند که آرمنته می‌فهمد یک گرگ انسان‌نما در راهروهای مخفی و تاریک خانه‌ی جن‌زده مخفی شده؛ اما هیچ‌کس باور نمی‌کند. در این میان مگس کوچولو از راه می‌رسد و با رفتار گول‌زننده‌اش همه را به خود مشغول می‌کند.

در «شمشیری در گروتو»، آرمنته و وندا می‌خواهند که برای تولد پانصد سالگی «سر هوریس» یک شمشیر به او هدیه بدهند؛ اما وقتی به زیرزمین می‌روند تا شمشیر را بیاورند، آب دریا بالا می‌آید و هر لحظه ممکن است که آن‌ها در زیرزمین آب گرفته گیر بیفتند.

در «قورباغه‌ربایی»، قورباغه‌های بری جادوگر گم شده‌اند. همیشه هر چیزی که در خانه‌ی جن‌زده گم می‌شود، همه‌ی تقصیرها می‌افتد گردن آرمنته.
مجموعه‌ی «آرمنته‌ی جن‌زده» 5 عنوان دارد. «شمشیری در گروتو»، «قورباغه‌ربایی»، «توله دراکولا»، «ارواح پرستار» و «خانه‌ی تسخیرشده‌ی من»
این بار هم همین‌طور شده و او چاره‌ای ندارد جز پیدا کردن قورباغه‌ها. البته حق بدهید که اصلاً کار ساده‌ای نیست؛ مخصوصاً اگر قرار باشد آدم با دیوانه‌ای به نام موریس پیر، کوسه‌ای خطرناک و تماشاگرانی پرتوقع سر و کار داشته باشد.

و اما «ارواح پرستار». در این جلد از مجموعه، چند روز مانده به تولد آرمنته، عمه تبی و عمو دراک قرار است با پدر و مادر وندا بروند مسافرت، عمه امیلین هم که با آن کلاه عجیبش از راه می‌رسد، اوضاع بدتر می‌شود. از طرفی دختر عمه ماتیلدا با خودش دو تا زلزله آورده: دو روح نوجوان آتش‌پاره. حالا آرمنته باید نقشه‌ای بکشد و همه را از شر این دو روح خلاص کند.

در «خانه‌ی تسخیر شده‌ی من» عمه تبی ِ بد اخلاق، اصرار دارد که این خانه‌ی عزیز را بفروشد. آرمنته برای جلوگیری از این کار، با روح تسخیر‌شده‌ای به نام سِر هوریس و روح پسر بچه‌ای به نام ادموند دست به یکی می‌کند و نقشه‌ای ترسناک می‌کشد...

این مجموعه را «مهرداد مهدویان» ترجمه ‌ و توسط انتشارات افق منتشر کرده ‌است.
۱۳۸۹/۱۰/۰۸
 مطالب مرتبط 
چاپ نامه‌های شخصی «تی. اس. الیوت»
فیلمنامه‌های سه‌گانه سیاه و سفید پولانسکی در ایران
غریبه برمی‌گردی؟
رازهای قصه‌گویی به روایت موسس شبکه قصه‌گویان
همسران اجنه شیخ محمود از عراق می‌آیند
آنقدر از تو سرودم از خودم افتادم!
من از گردنم بدم میاد!
از مرد خاردار تا فرشته سایه
تو اینجا نیستى و گم شده‌اى!
رونمایی از «وقت هرز»
«قزاق‌ها» به کتابفروشی‌های ایران رسیدند
«مائوی دوم»: زندگی خصوصی جی دی سلینجر
دست از این مسخره بازی بردار اوستا
مری، مری، محکم بگیر
گاردن پارتی در شهرکتاب کامرانیه!
رانندگی در شب؛ بی‌چراغ با سرعت 140
قاهره شبیه زنی وحشت‌زده است!
همه چیز عالی است؛ یه جورهایی!
دو داستان، قشنگ تر از تو
خالق بابا لنگ دراز از راز مزرعه چهارآبگیر می‌گوید
هیچ چیز واقعی نیست، جز عشق آن دو
شما مردم رو دوست ندارین، درسته؟
انزوا و پایان فارسی زبانی
انگار که معجزه ای رخ داده باشد
سخن بگو، صدای بیگانه!
توفان و تاریکی ترسناک
در برابر تخت با نجیب محفوظ
دیوید ممت: انواع مرغابی و سه نمایش‌نامه دیگر
یوسا با «قهرمان عصر ما» به ایران آمد
فانوس دریایی؛ برنده جایزه بوکر در ایران
حالا که مُرده‌ام، خوشحال‌ترم!
پرندگان هیچکاک آمدند
غول آهنی ملک‌الشعرای بریتانیا
از پیامک عوضی تا بازداشتگاه متروک
زنبق‌های دهه هشتاد
غول مدفون به ایران آمد
شلوغی: قهرمان‌هایی که همه‌ زن‌اند
آن‌ها چگونه صبح را شب می‌کنند؟
تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
داستانی که به هری‌پاتر تنه می‌زند!
سه خواهر و دیگران با پیتزا جهان آمدند!
تبصره 22 برای تجربه خلبانی
دزد برنده جایزه به ایران آمد!
همسر خاموش، با جنجال آمد
کلاف پرگره از آمازون تا ایران
راستش آدم خوبی نیستم!
مرد است و قتلش، آقا کمال!
انتشار "دنیای آشنا"ی برنده پولیتزر
کیشلوفسکی با "اتفاق" در ایران
"صداهای مراکش" به ایران رسید

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
نسخه نمی‌دهم؛ دغدغه می‌سازم / رضا امیرخانی
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم.
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
درب منزل تحویل بگیرید!
اولین فروشگاه قانونی کتاب الکترونیک
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام