کتاب نیوز  شناسنامه

من از طعم دوبیتی‌های باران‌خورده لبریزم / فرزاد جمشیدی

محسن حدادی mohsen@ketabnews.com

نزدیکی‌های خانه‌شان که رسیدیم، تماس گرفت و گفت: کمی ناخوش احوالم، تا سری به درمانگاه بزنم و برگردم، شما تشریف ببرید داخل. خانه کوچکی در شهرک شهران، آپارتمانی که پر است از کتاب های جور واجور. از ادبیات گرفته تا فلسفه. از شعر تا نجوم. از تاریخ تا ... خلاصه همه آنچه که او باید بداند تا اینچنین مردم را شادمان پای جعبه جادو بنشاند...زنگ در خانه به صدا درمی آید و دخترک کوچکی که با آمدن ما به تلویزیون تماشاکردنش ادامه می‌داد و انگار نه انگار ما آمده ایم، رفت تا در را بازکند. آقای دکتر بود. سلام و علیکی کردیم و همین جا 2ریالی افتاد که فرزاد جمشیدی جعبه جادو با فرزاد جمشیدی خانه هیچ تفاوتی ندارد؛ همان ادبیات، همان ادب اجتماعی والا، همان رفتار نجیبانه و دوست داشتنی و همان تواضع گفتاری... به هرحال قدم زدن میان افکار مردی که عاشقانه کارش را ستایش می کند و مردم را خردمندترین مخاطبان و مشتریان دانش و بینش رسانه‌ای می‌داند که باید برایشان حرف تازه داشت و پرمغز، خوش گذشت...

 

فرزاد جمشیدی، متولد خرداد 1349 در تهران است. دوران ابتدایی اولین روزهایی بوده که روزه می‌گرفته و رمضان را درک کرده. آپارتمان کوچکی در شهرک شهران دارد و خانه اش با دردانه دخترهای هفت و چهارساله‌اش پر از رحمت است؛ زهرا و مریم.
تا به حال سه کتاب "شرح بی نهایت"، "آبی به رنگ خاطره " و "هنرنامه مردان خدا" در حوزه دفاع مقدس منتشر کرده و 2 کتاب «پویه و پرواز» و «رهاورد» قطعاتی ادبی به قلم او به زودی منتشر می شود.

 

¤¤¤

 

-چرا تلویزیون ماه رمضان یاد خدا می افتد؟
فکر نمی کنم این طوری باشد. در واقع تلویزیون موظف است برای مخاطب جهت سازی کند. برنامه سازی یک خیابان دوطرفه است، هم مخاطب باید خودش را در این خیابان ببیند و هم برنامه ساز باید بگه که مخاطب چی ببیند. نباید بگیم که فقط تابلوها و تابلودارها را بین. باید آنقدر خوب کار کنیم که خودش خوب را انتخاب کند.

 

- منظورم این است که آیا ما در طول سال سریال مذهبی که دل را به یاد خدا بیاندازد، نیاز نداریم که ماه مبارک باید 40 تا سریال پشت سرهم ببینیم و دائم هم استغفرالله بگوییم و گریه کنیم و متحول بشویم!
من منکر برخورد مناسبتی در رسانه نیستم، مطمئناً در روزنامه‌ها همین اتفاق می‌افتد، ولیکن نکته اصلی این است که در ماه مبارک ذهن‌ها آماده ترند. فضای دوری از دنیا، اجازه می دهد که مردم کمی بیشتر به حرف هایی که مال زمین نیست، توجه کنن.

 

-اما نه اینکهmp3 کلی برنامه مذهبی به خوردشان بدهیم، فکر کنم تأثیر منفی داشته باشد!
قبول دارم که نباید بمباران برنامه ها باشه ولی در ماه های دیگه چقدر می تونیم درباره گناه، اثرات غیبت، تأثیر قرآن در زندگی و... حرف بزنیم، شاید بگین وظیفه رسانه است که این آمادگی رو ایجاد کنه، قبول دارم ولی ما در آموزه های دینی هم داریم که در این ماه بیشتر برای رسیدن به قرب الهی تلاش کنید. با این همه قبول دارم و معتقدم که ما الآن داریم جبران کم کاری های قبلی رو می کنیم.

 

-چرا برنامه های مذهبی ما اغلب ضعیف است؟

متأسفانه ما هنوز ابتدای راهیم و عرصه های بسیاری را امتحان نکرده ایم. من به عنوان یک بیننده پاسخ شمارو می دم که کلیشه ها باعث شده بین پخش فوتبال و یک برنامه مناسبتی، فوتبال انتخاب می شه. درواقع هنوز خیلی از کارهایی که می شه برای جذاب کردن برنامه های مذهبی کرد، انجام نمی شه. استفاده از موسیقی، نور مناسب، دکور خوب، تصویربرداری حساب شده و... در حقیقت ما هنوز طبق برنامه های 15-10 سال پیش داریم حرکت می کنیم. گرچه به تازگی حرکت های خوبی آغاز شده و مطمئن باشید 4-3 سال دیگه برنامه ای مثل سحر اون چیزی هست که انتظارشو دارین.

... من معتقدم که برنامه های مذهبی باید به قدری قوی باشه که بتونه روی پای خودش بایسته.شما اگر مسلمانان کشورهای دیگر رو در حج ببینید، اونها اینجوری فکر نمی کنن. برنامه‌های شبکه سحر و جام جم ما رو بهترین برنامه های رسانه‌ای تلقی می‌کنن. پخش اذان موذن‌زاده اردبیلی خیلی از اونها رو به ایران بازگردانده. برنامه سازی مذهبی در کشورهای دیگه هم از قوت بالایی برخوردار نیست، من می گم برنامه های مذهبی برای خودشون، حریف هایی دارن که الزاما دشمن هم نیستن، باید «این برنامه» خودش رو نشون بده.

 

- چه کسی مقصر است؟
سوال خوبیه، خیلی از این سوال ها و انتقادها به مدیران و ریاست سازمان بر نمی گردد، همه مدیران دنبال برنامه خوب هستن، خیلی از این مشکلات به «من» برنامه ساز برمی گردد، به رخوت و تنبلی و کم فروشی من. به من گفته می شه این حدیث رو بخوان می توانم بگم قال الصادق(ع) ... و می توانم یک زنهاری بدهم به خودم که از روی متن نخوانم چرا که این حق‌الناسه، باید مطالعه کنم، باید برای مخاطب ارزش قائل بشم. حضرت آقا به رئیس سازمان فرمایش کرده بودند «من به عنوان یک مبلغ دینی می گم که اگر در تمام سال فقط یک ماه مبارک رو آنتن داشتم، به عنوان مبلغ نه رهبر- کار خودم رو از جهت اینکه فکر مردم رو جهت بدم، انجام می دادم، چون هم فضا، فضای خوبیه و هم مخاطب آماده است.» این حساسیت برنامه سازی در ماه مبارکه! پس کم فروشی ها به برنامه‌سازها بر می گرده.

 

- یعنی مدیریت هیچ نقشی نداره؟
چرا ولی همون بحث همیشگی از طرح تا اجرا کار رو خراب می کنه و گرنه مدیران همواره از طرح‌های خوب استقبال می کنن. ولی قبول دارم که بعضی اوقات مدیران هم آدم ها رو خوب گزینش نمی کنن یا اصلا خودشون سفارش کار خوب نمی‌دهند و کار به شان تحمیل می شود. شما مطمئن باشید اشکال بیشتر از برنامه سازهاست.

 

- سیمای قرآن رو می بینید؟
نه زیاد.

 

- چرا؟
شاید تصور می کنم، جاذبه بصری زیادی نداره.

 

- شاید هم مخاطب نداره!
نه مخاطب خودش را دارد. ببینید یک آمار بین‌المللی می گوید برنامه موفق 32 درصد بیننده دارد، یعنی یک سوم مخاطب، شاید سیمای قرآن از این آمار هم کمتر بیننده داشته باشد، ولی طبق رسالت خودش، مخاطب خودش را دارد. هدف این است که شما در یک اغذیه فروشی هستید باید انتخاب کنید، شاید یک استاد حوزه، سیمای قرآن را انتخاب کنه و شما مثلا شبکه...

 

- یعنی ضعف از برنامه ها نیست؟
اینها ضعف نیست، اینها نارسایی است که با تقویت کردن می شه جبرانش کرد.

 

- اجرای خوب چه تعریفی برای شما داره؟ هر کی بیشتر قربون و صدقه مردم بره؟
ببینید مجری اولین سطح تماس با بیننده است. مجری فقط نماینده یک شبکه نیست، نماینده رسانه نیست، نماینده یک ملته. طرز نشستن، پوشش، صحبت کردن و... باید موید رفتاری باشد که نهایتا فرهنگ این مردم رو تشکیل می دهد.
اون چیزی که الان شما از اجرا می بینید، اصلا اسمش اجرا نیست؛ من مجموعه‌ای از مقالات مختلف در مورد اجرا رو جمع کردم و الان در شبکه یک به عنوان مشاور مدیر شبکه یک و مسئول مجری‌های این شبکه انتخاب شدم و سعی کردم که کار خودم را در این فضایی که گفتم ادامه بدهم. این ضعف در اجرا از نارسایی‌های اصلی سازمان است که همه مدیران قبول دارند. ما الان در تلویزیون چیزی به عنوان مجری کم داریم، قوال و گوینده- صدای خوب- داریم، اما سواد خوب، سیمای خوب، بیان خوب و... مجموعه ای است که اجرا رو دیدنی و دلنشین و تاثیرگذار می کند. شاید اگر الان به خیلی از مجری ها بگیم
Body langUage چیه؟، نتونن جواب بدن. میل و اشتهای خیلی از مجری‌ها برای مطالعه اصلا خوب نیست.

 

- در مورد این ضعف بزرگ چه کردید؟
الان یک حرکت‌های جدیدی آغاز شده و می توانم به شما اطمینان بدهم که در یک سال آینده خیلی از مجری‌هایی که الان دارید می بینید را نخواهید دید، مجری‌های بسیار خوبی در راهند و این را مخاطب از ما خواسته است.

 

- چقدر تلویزیون تماشا می کنید؟
خیلی کم. سریال ها رو که خیلی کم ولی برنامه های مجری محور رو بیشتر می بینم یا حتی ضبط می کنم بعدا می‌بینم.

 

- سریال های ماه رمضون؟
صاحبدلان رو می بینم و خیلی به اش علاقه دارم.

 

- چطوره؟
می تونم بگم شاید برای نخستین بار در تلویزیون یک سریالی پخش می شود که آدم مذهبی را به عنوان آدم قشری که راه می ره و گره مشکلاتش با معجزات باز می شه، نشون نمی ده. آدمی است که می پذیره بره مبارزه بکنه، حرف خودش رو بزنه. میرزای سالهای دور سریال سایه همسایه نیست که با گردش تسبیح همه مشکلات رو حل می کرد و همه به‌اش احترام می‌گذاشتن.

 

- از سیما خارج بشویم... به نظر شما دین جوان ما فانتزیه؟
نه. فکر می کنم دین نسل سوم دین فکوره. یک نگاه عارفانه عقلی نسبت به پذیرش دین داره. کسیکه در دین خود خانه تکانی فکری می کنه. یادتون باشه جوان های ما دین و حرف های دینی را خیلی قشنگ می فهمند و اصلا نیازی به این رنگ و لعاب ها و جنجال ها نیست که مثلا یه برنامه شاد بسازیم تا همه نماز اول وقت بخونن و...

 

- پس خیابان های شهر چی؟
اولا که این وضعیت فراگیر نیست، ثانیاً اگر الان شما این وضعیت رو می بینید، به خاطر کم کاری ماست که البته در این فضا هم باید به جوان ها امیدوار باشیم، جوان ها دارند نوعی برون ریخت خودشان را نشون می دهند، اگر بتونیم جوابشونو بدیم، جهت بدیم، سؤال هاشونو پاسخ بدیم، این نابسامانی ها دیگه وجود نخواهد داشت. ما برای جوون فقط سؤال و شبهه ایجاد کردیم، این از هم گسیختگی فقط به خاطر وفور سواله.

 

- سال پیامبر اعظم(ص)؟
سال به مرخصی رفتن آدم هایی که باید کار می‌کردند! ما که هنوز در این سال کار مهمی ندیدیم. قرار بود سمفونی ساخته بشه، فیلم زندگی پیامبر کلید بخوره و... حتی پایه گذاری هم نشد. شما ببینید برای سرود تیم ملی در جام جهانی چه کردیم... هنوز به نظر من پیغمبر(ص) خیلی غریبه.
سال بعد هم سربرگ‌ها یه عنوان دیگه به خودشون می گیرن، این همون سؤال‌هاست که برای جوون درست می کنیم، از ما می پرسن، پس چی شد پیامبر(ص)، از پیامبر(ص) قشنگ‌تر و مهم‌تر داشتیم که کاری نکردید؟!

 

- با شعر و شاعری هم میونه ای دارید؟
خیلی. خیلی ها من رو که می بینند، می پرسند تحصیلات شما در حوزه ادبیات بوده ولی من لیسانس حقوق گرفتم و دکترای قرآن. ما همه برنامه هامونو با حافظ شروع می کنیم و در برنامه از همه شاعران معاصر و متقدم شعر خواندیم.

 

- ایران 1404؟
برای رسیدن به چشم انداز خیلی فاصله داریم. یعنی آدم‌هایی که سند را ابزار قرار دادند، به سنگلاخ‌ها و سنگ‌راه‌های این مسیر آشنا نیستند، سند مشکل ندارد، مجریان را زیاد مصر و با برنامه نمی‌بینیم. مثل سال پیامبر اعظم(ص) می ماند!
باید فکر کنیم الان روی مدار ایران 1404 ایستاده‌ایم، در کجای دنیا هستیم و می خواهیم چه کار کنیم. بلکه اتفاقی بیفتد.

..................................

سری به اتاق فکر مرغ سحر سیمای جمهوری اسلامی ایران زدیم. پربود از کتاب های ریز و درشتی که صفحه صفحه اش باید در قلب و دل یک مجری متعهد که نه، یک کارشناس شکرشکن شیرین گفتار برای تسخیر دل های بیدار جاری شود.

¤ ¤

 

در یکی از صبح ها، بعد از پخش نماز صبح و خداحافظی مجری، سعید حدادیان با برنامه تماس گرفت، گفت: برادر! یه کم آهسته تر حرف بزن، تا بیاد هضم بشه این همه جمله و کلمه شیرین و شیوا، طول می کشه، نمی کشیم!

جواب داده بود: یا علی ولی که اگر توی گوشی شما هم ده نفر بگن بجنب سه دقیقه وقت داری، همین می شه دیگه.
¤ ¤


چند تا از مجری های تلویزیون با «آقای سحر» تماس گرفتند و گفتند، این قدر آدرس و نشانی حدیث می دی ما که دیگه یه حدیث هم نمی تونیم بخونیم، بی خیال آدرس، حدیثتو بخون! چرا نون مارو آجر می کنی!!
¤ ¤


یکی دوسال پیش وقتی برای اولین بار، مجری ازمان باقی مانده تا اذان صبح را خارج از قاعده بیان کرده و مثلا گفته: «پاشید لباس های عیدمون رو بپوشیم، سجاده هامون رو پهن کنیم، چه بوی خوبی می آد، عطر بخشایش پروردگاره، امروز روز نو شدنه... 10دقیقه تا آغاز نوروز باقی است، آماده شو. «تهیه کننده توی گوشی گفته؛ بی خیال عید و این صحبت ها، فقط ساعت رو اعلام کن. «آقای سحر» برای 5دقیقه و 2دقیقه هم کار خودش را کرده! فردای آن روز تهیه کننده گفته، مردم زنگ زدن، تشکر کردن، همینو ادامه بده!
جالب است بدانید، مدیر شبکه یک هرچند شب یکبار از جمله مهمانان حضوری برنامه تا سپیده است! مدیر گروه معارف شبکه هم همینطور.
¤ ¤


¤ ¤
«آقای سحر» از لحاظ بصری شیفته علی حاتمی است و از لحاظ ادب نوشتاری خود را شاگرد مکتب سیدمرتضی آوینی می‌داند و شاید بتوان گفت، تا حد زیادی حق شاگردی را ادا کرده است. قبل‌ترها، روزنامه نگار بوده و روزنامه نگاری می کرده، از جمهوری اسلامی، اطلاعات، کیهان، ایران گرفته تا مجلات تخصصی کتاب و سینما، چرا که دکتر ما نقد فیلم و نقد کتاب هم خوب می‌نویسد، این علاوه بر آنی است که شعر می گوید.

 

روزنامه کیهان. 16رمضان 1427

۱۳۸۵/۰۷/۲۲
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
شما در زباله‌دان تاریخ / عبدالله جوادی ‌آملی
این چنین نیست که اگر کسی خواست خدای ناکرده از راه خلاف به مقصد برسد، خدای غیور صبر کند، این چنین نیست... حتی بدهای شما را هم با «یا ایها الذین آمنوا» می‌گویم، پرده‌دری نمی‌کنم، اسرار را فاش نمی‌کنم... من دین خودم را به دست شماها حفظ نمی‌کنم. شما را می‌برم در زباله‌دان تاریخ، یک عده انسان مؤمن را می‌آورم.
۱۳۹۲/۰۳/۲۶
تقدیر رییس سازمان سینمایی از گونترگراس! / کیوان کثیریان
بار پیش که با نامه‌ی ناشیانه و حمایت بی‌جهت از "فون تریه" و واکنش تحقیرآمیز فیلمساز دانمارکی، حیثیت برای ما باقی نگذاشت، این بارهم با این موضع گیری در برابر شعر گونترگراس، همان آبروریزی تکرار شد. آخر وقتی مسوول بلندپایه فرهنگی یک مملکت تا این اندازه ناشی باشد، روی مردم آن کشور چه حسابی می کنند؟
۱۳۹۱/۰۱/۲۱
ماهیت سینما «دینی» است! / علیرضا پناهیان
دیدم کار ستادی زیاد پرفایده نیست و باید بروم در صف... در دانشگاه هنر به قصد تحول در آموزش عالی هنر حضور پیدا کردم، نه به قصد اقدامات فرهنگی سطحی... سینما ذاتاً ابزار تبلیغ دین است... با رعایت مقداری احکام شرعی که کل آنها 7-8مسئله بیشتر نیست، بحث حلال و حرام‌ها در سینما جمع می‌شود... بنده ادعایی هم ندارم و خود را کارشناس سینما نمی‌دانم... "طلا و مس" مبلغ یک روحانی خارج از نظام جمهوری اسلامی است... مقابله با محصولات فرهنگی غرب کار ساده‌ای است.
۱۳۹۰/۰۲/۰۱
خارجی‌ها بهتر از ما مراقب نسخ خطی‌ ما هستند/ اکبر ایرانی
حدود 500 هزار نسخه خطی فارسی در حوزه شبه قاره و حدود 50 هزار نسخه در قلمرو عثمانی سابق(ترکیه فعلی) و 200 هزار نسخه فارسی در ماوراء النهر موجود است که تعداد کمی از آنها فهرست شده است... قبل از انقلاب بنیاد فرهنگ ایران، انجمن آثار ملی، بنیاد نشر و ترجمه کتاب و دانشگاه تهران در حوزه نسخ خطی فعالیت می‌کردند...
۱۳۹۰/۰۱/۳۰
رهایی از دام کلیشه/ محمدکاظم مزینانی
طبیعی است که در رقابت سیاسی و فعالیت های اجتماعی و یا در نبرد با دشمن، می‌شود خیلی حرف‌ها زد و شعار داد و حتی رجز هم خواند، ولی عرصه رمان، قوانین خاص خودش را دارد... ما همه جور نگاهی به انقلاب را دیدیم. چپ، راست، مذهبی و... هر کدام روایت‌های خودشان را کرده‌اند. حالا بیاییم ماجرا را از دید شاه نگاه کنیم.
۱۳۸۹/۱۲/۰۳
از دین خشونت نمی‌آید / رضاداوری اردکانی
وقتی اصل بر "چیرگی و تصرف" باشد، چگونه توقع داریم که خشونت وجود نداشته باشد؟... هر دینی که به سیاست وارد شد، مرتکب خشونت شد و متأسفانه بسیاری از این خشونت‌ها انحراف از دین است... می‌توان تلاش کرد که "داعیه‌ی نجات حقیقت و معرفت" با توسل به خشونت، حق جلوه نکند که به این صورت حقیقت قربانی خشونت می‌شود...
۱۳۸۹/۱۰/۱۴
انتقاد یا عقلانی کردن احساسات
فقر منتقد در ایران محسوس است... وقتی منتقد با نگرشی اخلاقی با اثر روبه رو می‌شود با نقد اخلاقی اثر ادبی و هنری مواجه می‌شویم. یا در مواقعی که با رویکرد جامعه شناسی و روان شناختی و... متاسفانه امروز بعضی‌ها به بومی بودن صرف و بعضی دیگر به جهانی شدن صرف می‌اندیشند... اروپا هم شرق‌زده است، آنها هم از ما بسیار استفاده کرده‌اند و مباحث زندگی و تمدن ما را تدوین کرده‌اند.
۱۳۸۹/۰۷/۲۸
انسان برای پدر مهم بود / سیده حورا صدر
نیازی به تربیت مستقیم و کلامی نیست، رفتارم خودش تربیت کننده است... والدینم همواره به مدیران مدارس تاکید داشتند که فرزندانمان با دیگران تفاوتی ندارند... پدرم مرا در سن 14 سالگی به فرانسه فرستاد تا تحصیل کنم... بیشتر معتقد به دعوت رفتاری بودند... چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می دانستند.
۱۳۸۹/۰۶/۳۰
کسی برای کشتن آ‌دمها‌ به جنگ نمی‌رفت
سعی کردم در داستان هایم آدم هایی را بسازم که واقعی باشند... به جنگ می‌رفتند تا نفس خودشان را بکشند... قبل از عملیات کسی بود که به هر کس می‌رسید می‌گفت در این عملیات یک گونی سر برایتان می‌آورم... جنگ با آدم هایش تفسیر می‌شود، حوادث خیلی مهم نیست؛ اتفاقاتی که در جنگ ما افتاد در جنگ ویتنام هم افتاده است... درباره روح کلی جنگ، تحقیق کلی و تئوریک نکردیم...
۱۳۸۹/۰۴/۱۵
فضای هیجانی یا نقد عقلانی؟ / رضا امیرخانی
زمانی که فردی پشت میز مدیریت می‌نشیند؛ وارث نوعی از عقل و درایت و تدبیر می‌شود که آن طرف میزی آن را ندارد!... هنرمندی مثل حاتمی‌کیا هر روز در معرض انتقاد است چون سازنده است، اما آن مسوول ویرانگر هرگز مورد سوال قرار نمی‌گیرد... شهید مطهری خود را موظف می‌دید که به سوالات مردم پاسخ دهد... اگر روی تعمیق گسل‌هامان پافشاری کنیم؛ فاصله ما تا افغانستان شدن، چیزی زیر 10 سال است.
۱۳۸۹/۰۳/۲۴
راه شکست جمهوری اسلامی/ مرتضی‌ مطهری
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بی‌اعتقاد، اجازه‌ی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده‌ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.
۱۳۸۹/۰۳/۰۸
مردی در تبعید ابدی / نادر ابراهیمی
این طور کارها، با چرت‌زدن و ول گشتن و مجالس مهمانی و لطیفه گویی برپا کردن و هزار کار دیگر، جور در نمی‌آید... من هم مثل شما می‌دانم که ساختن فیلم درباره‌ی بزرگان یا نوشتن درباه‌ی آنها، تا چه حد لغزنده است، و انسان، چگونه روی مو راه می‌رود، و خطر سقوط و ابتذال، چقدر زیاد است.
۱۳۸۹/۰۳/۰۲
شما دلتان نسوزد / اوریانا فالاچی
اگر یک بدنى یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد براى اصلاح آن بدن. آیا باید این انگشت را گفت تو باش اینجا، فاسد کن این بدن را؟ ... مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى.
۱۳۸۹/۰۱/۱۲
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
سرّ نوشتن / محمدعلی اسلامی ندوشن
انسان هیچ نوشته‌ای را دوست ندارد، مگر آن که بتواند گوشه‌ای از گمشده‌ی خود را در آن پیدا کند... انسان باید وجدانش روشن باشد و از گذشته‌اش خجالت نکشد. کسانی که وجدان روشنی ندارند،‌حرف قابل گفتنی هم برایشان نیست... جلال آل احمد در "خسی در میقات" در جایی نگاهش به دختری می‌افتد و از زیبای‌هایش می‌گوید... همیشه دبیر فیزیک و شیمی محترم‌تر و ترس‌آورتر از دبیر ادبیات بود.
۱۳۸۸/۱۱/۱۱
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام/ یوسفعلی میرشکاک
پنج شاعر بزرگ اگر داشته باشیم، اخوان و شاملو و فروغ و آتشی و... همین‎هایی که از این مملکت رفتند و حالا فحش می‎دهند. نان‎خور این طرف بودند... من قایل به چیزی به عنوان شعر انقلاب نیستم... ما در این مملکت طبق معمول، باندبازی هم داریم... برای پذیرفتن «من او» باید بخش‎های زیادی را حذف کرد... شمس لنگرودی شاعر نیست...
۱۳۸۸/۰۹/۱۰
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
۱۳۸۸/۰۸/۲۸
دیدار با همسایه‌ی نیما / سیمین دانشور
نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید.
۱۳۸۸/۰۸/۲۵
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
جشنی که با جایزه 9میلیون تومانی یکی از گران‌ترین جوایز ادبی کشور محسوب می‌شود... تصور ما این است که همه نویسندگان و هنرمندان در تهران جمع شده اند؛ اصلا به فکر شناسایی و استعدادیابی نیستیم در حالی که استعدادهای خوبی در دوردست‌ها داریم...
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
این‎ها حرف‎هایی هستند برای جامعه‎ای که از این تلاطم‎های سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسش‌ها جدی می‌شوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذت‌های نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
مخالف را حذف نمی‌کرد / صادق طباطبایی
سعه‌ی صدر بسیار بالا و تحمل از ویژگی‌های ایشان بود. اصلا انگار ایشان بدگویی‌ها را نمی‌شنیدند... ما باید راه ناتمام سیدجمال را ادامه بدهیم. اما خطای سید جمال را تکرار نکنیم. سیدجمال می‌خواست با اصلاح سران مشکلات را حل کند. ما باید با مردم شروع کنیم.
۱۳۸۸/۰۷/۱۵
آیا فارابی منحل می‌شود؟ / اکبر نبوی
گاه دچار افراط و تفریط می‎شویم؛ یا فقط واقعیت را می‎بینیم یا آرمان را... نبود استراتژی فرهنگی، سبب غلبه‌ی روزمرگی بر رفتارهای مدیریت دولتی می‎شود... برای سیاستمداران در حوزه‌ی فرهنگ امکان آزمون و خطا مهیا ساختیم... مدیریت آقای شاه‎حسینی به‎گونه‎ای است که به نظر می‎آید قصد دارد فارابی را به تعطیلی بکشاند...
۱۳۸۸/۰۷/۰۴
فهم‌ناقص‌مدیریت‌فرهنگ / محمدمهدی عسگرپور
در وزارتخانه‌ای که حداقل، در لفظ بسیار مهم است... مدام تصور می‌شود که بزرگانی که نیروی محرکه‌ی ذهنشان مربوط به عرصه‌های دیگر است، در صورت مؤدب بودن! و داشتن تحلیلی (معمولاً جهت‌دار) از سابقه فرهنگی و هنری کشورمان، می‌توانند در مسندهای مهم فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شوند...
۱۳۸۸/۰۶/۲۲

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام