چاپ نخست کتاب «ولایت تکوینی و ولایت تشریعی» تالیف حضرت آیتالله العظمی لطفالله صافی گلپایگانی از سوی انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر و روانه بازار نشر شد.
به گزارش ایبنا، این اثر که سومین کتاب از مجموعه آثار «سلسله مباحث امامت و مهدویت» است، به اختصار توضیحی درباره دو موضوع ولایت تکوینی و ولایت تشریعی ارائه میدهد.
معنای ولایت تکوینی
بدیهی است بحث کتاب حاضر در این رساله، بحثی علمی، اعتقادی و دینی محسوب میشود و بحث لفظی نیست و فرقی نمیکند که خصوص این لفظ (ولایت تکوینی و تشریعی) در قرآن مجید و احادیث شریفه باشد یا نباشد؛ زیرا اگر لفظ و اصطلاحی در قرآن و حدیث نباشد، دلیل بر آن نیست که معنایی که از آن اراده میشود و برای آن اصطلاح کردهاند، به الفاظ و تعابیر دیگر در قرآن و حدیث بیان نشده و مورد نفی و اثبات قرار نگرفته باشد و نتوان حق یا باطل بودن آن معنی را از کتاب و سنت استفاده کرد.
مفهوم و مدلول لفظی ولایت تکوینی
در ولایت تکوینی، ممکن است تکوین صفت ولایت باشد و در مقابل ولایت ازلی قدیمی و غیر حادث و غیرتکوینی الهی اطلاق شود و به عبارت دیگر، از آن ولایت غیرتکوینی الهی اطلاق شود و به دیگر عبارت، از آن ولایت حادث و ایجاد شده اراده شود.
سخن نهایی و معقول
کسانی که در قبول ولایت تکوینی و تصرفات معصومین(علیهمالسلام) در امور تکوینی از بیم وقوع در شرک و تفویض و غلو (و در حقیقت به علت جهل به معنی ولایت ایشان) تامل دارند، نهایت چیزی را که در اینجا ـبا وجود وقایع عینی و مسلم خارجی که هر یک حکایت از ولایت آن بزرگواران داردـ میتوانند احتمال دهند و بیش از آن نمیتوانند. به این دلیل است که بگویند؛ آنچه به نظر ما تصرف و اختیار و ولایت بر کاینات است، تصرف و اختیار به نحوی که مردم برخود و افعال خود و آنچه مسخر آنهاست دارند، نیست؛ بلکه در این تصرفات فاعل بلاواسطه خداست؛ چنانکه اشاعره از اهل سنت، در مورد افعال عباد همین حرف را زدهاند و در مقام مبالغه در توحید افعالی، اثبات نقص کردهاند که در هنگام دعا و توجه یا اراده و خواست نبی یا وصی، فعل را انجام میدهد. به عنوان مثال، شقالقمر میکند، درخت را به سوی پیغمبر سیر میدهد، سوسمار را به نطق درمیآورد، بیمار را شفا میدهد، مرده را زنده میسازد، خود ولی یا کسی را که او خواسته است طیالارض میدهد، جمع کثیری را با طعام قلیلی اشباع و سیر میکند و امثال این کارها را انجام میدهد و نسبت این افعال به نبی یا وصی مجاز است.
تذکر یک مطلب مهم
مطلبی که تذکرش در اینجا لازم است، این که افعال و کارهای خدا، مثل خلق و رزق و اماته و احیا و سایر افعالی که اسمای حسنی بر آنها دلالت دارند، گاهی به واسطه یا وسایطی انجام میگیرد و در این صورت به واسطه نیز مستند میشود و منافی با توحید نیست؛ خواه آن که واسطه عاقل و ذیشعور نباشد یا عاقل و صاحب شعور باشد.
معنای ولایت تشریعی
شکی نیست که ولایت حقیقی بر تشریع احکام و جعل قوانین و نظامات عبادی، معاملاتی، مالی، اقتصادی، سیاسی، قضایی، کیفری، اجتماعی و احوال شخصی و تعلیم و تربیت و امور دیگر، فقط و فقط اختصاص به ذات بیزوال حضرت حق ـعز اسمهـ دارد و خداوند متعال را در این مورد نیز شریک و عدیل و همتایی نیست.
بر اساس مطالب کتاب، هیچکس، نه به عنوان فردی و مقام مادی یا معنوی و نه به عنوان عموم و نمایندگی از جانب عموم، حق قانونگذاری و انشای نظامات و مقررات را ندارد و بدترین استعبادها و کثیفترین قبول استعبادها که کرامت و شرافت انسانیت از آن ابا دارد و بزرگترین ننگ جامعه و دلیل انحطاط افراد و بیشخصیتی و ضایع شدن ارزشهای انسانی محسوب میشود، این است که فردی بخواهد احکام و فرمانهای خود را نظام زندگی و حیات دیگران قرار دهد و افراد، استثمار و استعباد شده هم او را صاحب این حق بشمارند و فکر و حکم او را بر خود و نوامیس خود حاکم بشمارند و خود را مجری اوامر و پیرو منویات او بگویند.
یکی از حقایق آزادیبخش توحیدی اسلام که درک آن دلیل رشد فکری به شمار میآید، همین است که فردی مالک مقدرات فرد دیگر نیست و حق استضعاف احدی را ندارد و حدود و نظامات فقط از جانب خدا تعیین میشود و جاری ساختن نظامات دیگر، خروج عبودیت خدا و تجاوز به حریم حکومت و قوانین اوست: «ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا ایاه؛ تنها حکمفرمای عالم، وجود خداست و امر فرموده که جز او را عبادت نکنید(یوسف، آیه 40)».
آیتالله العظمی لطفالله صافی گلپایگانی معتقد است که «ولایت بر قانوانگذاری ـاگر صحت جعل آن برای غیرخدا ثابت شدـ حتما باید به جعل و اعطای خدا باشد، و ولایت تشریعی بر جعل احکام و تشریع قوانین و نظامات ـچه تشریعیه از باب صفت به حال متعلق موصوف صفت ولایت باشد و یا اینکه صفت خود ولایت باشد، و مراد آنگونه ولایت بر قانونگذاری باشد که با جعل و تشریع اعطا شده باشد که در مقابل ولایت حقیقه الهیه بر تشریع قرار داردـ باید از جانب خدا باشد و از جانب غیرخدا اگرچه تمام افراد جامعه باشند، صحیح نیست و مداخله در شوون و اختصاصات الهی و مشرکانه است، چنانکه در تعیین زمامدار و ولیامور خلق نیز همین معیار را باید رعایت کرد و از منطقه حکومت و سلطنت الهی به اندازه سر مویی نباید خارج شد.»
بنابراین، در این که یک معنای ولایت تشریعی، ولایت به نحو جعل و تشریع بر امور تشریعی و جعل قانون است، شبههای نیست، چنانکه در این که این ولایت از جانب خدا به طور کلی و در جعل تمام قوانین و احکام، به پیامبر اکرم(ص) هم اعطا نشده است، سخنی نیست و عقل و نقل بر آن اتفاق دارند.
آنچه مورد بحث است، این که:آیا در بعضی از موارد، این ولایت به پیغمبر اکرم(ص) و ائمه هدی(علیهمالسلام) تفویض شده و مانع شرعی و عقلی دارد یا نه و این مطلبی است محتاج به تامل و تحقیق که در این اثر به آن پاسخ داده شده است.
معنای دیگر ولایت تشریعی
معنای دیگر ولایت تشریعیه، ولایتی است که کسی بر حسب تشریع و حکم خدا بر چیزی یا شخص یا اشخاصی داشته باشد که از آن تعبیر به ولایت شرعیه نیز میشود. وقتی این ولایت را به «تشریعیه» توصیف کنیم، در مقابل ولایت تکوینیه است که به تکوین و احداث خارجی موجود شده، نه به تکوین انشایی و اعتباری. وقتی هم آن را به «شرعیه» توصیف کنیم، در مقابل ولایتهای غیرشرعیه و جائره است.
بر اساس مطالب کتاب، این ولایت، بیاشکال به اقسامی که دارد، ثابت است و آیات قرآن و صدها حدیث معتبر بر آن دلالت دارند و بخش مهمی از فقه اسلام، درباره این ولایت و اقسام و حدود آن است.
چاپ نخست کتاب «ولایت تکوینی و ولایت تشریعی» در شمارگان 2000 نسخه، 134 صفحه و بهای 14000 ریال راهی بازار نشر شد.