کتاب نیوز  شناسنامه

آلیس مونرو با "عشق زن خوب" آمد
مجموعه داستان «عشق زن خوب» نوشته آلیس مونرو، با ترجمه شقایق قندهاری منتشر شد. در این مجموعه، پنج داستان گنجانده شده که به موضوع روابط انسانی و پیچیدگی‌های احساسات انسان‌ها در محیط‌هایی همچون خانواده می‌پردازد.

به گزارش ایبنا، «عشق زن خوب» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نویسنده کانادایی، آلیس مونرو است، که نخستین بار در سال 1998 میلادی منتشر شد.

مونرو اکثر آثارش را حول موضوعاتی مشخص می‌نویسد و مجموعه «عشق زن خوب» هم از این قاعده مستثنی نیست؛ رازهای پنهان، عشق، خیانت و شرایط زندگی روزمره انسان‌ها از جمله موضوعاتی است که در بیشتر آثار او به چشم می‌خورد.

شقایق قندهاری، مترجم کتاب، این مجموعه را از داستان‌های کوتاه و پراکنده مونرو برگزیده است. در این مجموعه، پنج داستان کوتاه گنجانده شده است: «خواب مادرم»، «جزیره کورتس»، «عشق زن خوب»، «در پس صحنه» و «از جنبه».

قندهاری که پیش از این مجموعه «گریز پا» را از همین نویسنده ترجمه و منتشر کرده بود، دلیل ترجمه اثری دیگر از این نویسنده را چنین بیان کرد: این مجموعه، در راستای معرفی بهتر نویسنده‌ زنی است که در نوشتن داستان‌های ‌کوتاه مدعی است و جوایز زیادی هم که تاکنون دریافت کرده، صحت این ادعا را تایید می‌کند.

این نویسنده با انتشار مجموعه‌ای به نام «عشق زن خوب»، که شامل هشت داستان کوتاه بود، توانست سه جایزه ادبی را در سال 1998 میلادی به دست آورد. جایزه ادبی «گیلر»، «برترین اثر داستانی از سوی انجمن منتقدان ملی» و همچنین جایزه «تریلیوم» عناوین جوایزی است که در سال انتشار این مجموعه، نصیب آلیس مونرو شد.

مونرو در سال 1931 میلادی در کانادا به دنیا آمد. داستان‌های این نویسنده، اغلب حول محور شرایط و روابط انسانی، از میان زندگی روزمره افراد روایت می‌شود و پیچیدگی‌های شخصیت‌های انسانی را نشان می‌دهد.

مترجم کتاب «عشق زن خوب» یکی از ویژگی‌های مونرو را نگاه تیزبین این نویسنده به زندگی روزمره انسان‌ها دانست و گفت: مونرو با این نگاه خاصی که دارد، هر بار از زاویه دید یکی از شخصیت‌های داستانی‌اش، به بررسی مسایل زندگی روزمره و عادی انسان‌ها می‌پردازد و با نگاهی متفاوت، آن‌ها را به تصویر می‌کشد.

قندهاری داستان‌های مونرو را دارای پیچدگی‌های خاصی می‌داند. وی با اشاره به این پیچیدگی‌ها افزود: این امر سبب می‌شود مخاطب نتواند داستان‌های مونرو را سرسری بخواند و به راحتی از کنار آن‌ها رد شود. داستان‌های او تنها برای سرگرمی نیست و معانی عمیقی در پشت آن‌ها نهفته شده است.

قندهاری افزود: این پیچیدگی‌ها سبب می‌شود داستان تاثیر عمیقی، بر مخاطب بگذارد و شخصیت‌ها و اتفاق‌ها، در ذهنش ماندگار شوند. مونرو با داستان‌هایش مخاطب را به چالش می‌کشاند و او را به مشارکت در داستان دعوت می‌کند. این مشارکت، لزوما به این معنا نیست که داستان پایانی باز دارد، بلکه مخاطب می‌تواند، بعد از به پایان رسیدن داستان، آن‌طور که مایل است آن را ادامه دهد و ماجراها را به دلخواه تفسیر کند.
 
مترجم مجموعه داستان «عشق زن خوب» معتقد است بیشتر داستان‌های مونرو، وابسته به زمان و مکان خاصی نیستند، هرچند بیشتر حوادث در زادگاه او، کانادا، روی می‌دهند.
 
قندهاری اضافه کرد‌: نکته مشهود در داستان‌های این نویسنده، توجه ویژه وی به روابط انسانی است و این روابط در شکل روابط زن و شوهر، دو زن همکار، یا زنی با همسایه‌اش، بروز پیدا می‌کند.

این مترجم با اشاره به این‌که شخصیت اکثر داستان‌های این نویسنده زنان هستند، گفت: زنان شخصیتی بسیار محوری در داستان‌های مونرو دارند اما این بدین معنی نیست که آن‌ها همواره برتر از مردان نشان داده می‌شوند. در برخی داستان‌ها، مردانی هستند که شخصیت زنان، در کنار آن‌ها ساخته می‌شود و در کنار هم به کمال می‌رسند.

مترجم مجموعه داستان «عشق زن خوب»، برگرداندن داستان‌های مونرو را به زبان فارسی دشوار دانست و گفت: نثر و زبان مونرو در داستان‌هایش، خیلی سلیس و روان نیست اما در هنگام ترجمه کوشیدم چالش‌هایی را که مخاطب زبان اصلی با آن روبه‌رو می‌شود برای مخاطب ایرانی هم ایجاد کنم تا آن‌ها هم در حال و هوای داستان اصلی قرار بگیرند.

از آلیس مونرو پیش از این آثاری چون «فرار»، «پاییز داغ» و «گریزپا» منتشر شده است.

مجموعه داستان «عشق زن خوب»، اثر آلیس مونرو، با ترجمه شقایق قندهاری در 328 صفحه، به بهای هفت هزار و 500 تومان، از سوی نشر «قطره» روانه بازار کتاب ایران شده است.
۱۳۹۰/۰۸/۱۵
 مطالب مرتبط 
زندگی رقت بار یک نابغه‌ی هنر
بچه‌ها رفتن به دندان‌پزشکی ترس ندارد
"ارباب انتقام" فیلیپ راث به ایران رسید
روایت ذلت، درآمدی بر اندیشه و آثار بکت
فردی برق و بلا: ماجراهای یک پسر کلاس اولی
هرتا مولر با "گذرنامه" به ایران می‎آید
گل آقا با 4 رمان طنز از آثار برگزیده جهان
"رزیدنت" به همراه اسرار هسته‎ای امریکا
"داستان‌های قورت‌دادنی" هم ترجمه شد
جلد سوم "داستانهای مثنوی" به زبان ارمنی
"قصه‌ها"ی غسان کنفانی در نمایشگاه
"طلسم سمرقند" از مجموعه بارتیمیوس
"ادبیات عمومی و ادبیات تطبیقی" در 130صفحه
افکار دختری 9ساله در "اسم من میناست"
روایت تایلر از خانواده ایرانی در"حفره‎ای تا آمریکا"
میرعباسی با "قلعه‌ی اوترانتو" از ادبیات گوتیک
"دفترچه خاطرات یک بچه‌ی لاغر" در نمایشگاه
14داستان کوتاه از ونه گات در "جوجو رو نیگا"
دختری که خود را در مهتاب شست!
پاتریک مودیانو با "افق" به ایران آمد
"یک فضای خالی ناگهانی" از خالق "هری پاتر"
"کتاب فرشتگان" با ترجمه‌ی اخوت
مجموعه داستان طنز "هتل مامان" از آلمان
بار دیگر "مسافرت به مرکز زمین" از تهران
دون کیشوت با نام جدید "دون کیخوته" در ایران
انتشار داستان‌های پراکنده‌ی استیفن کینگ
داستان زندگی ارباب قلعه اوترانتو
20 داستان کوتاه در کنار "مار اکیناوا"
«اوی در سرزمین خون آشام ها» منتشر شد
ترجمه‌ی "گل‌های داوودی" جان اشتاین بک
«شیلای همه کاره» با «فاج خل و چل» آمد
"تلفن به مرد مرده" از بازار کتاب تهران
پرندگان در پاییز:مسافران هواپیما در اساطیر یونان!
مرگ یک "کتاب دزد" در آلمان نازی
خوشبختی در ویترین موراویا به چاپ دوم رسید
روباه سنگی به بازار آمد
رمانی که "کینگ" از خواندنش لذت برد
تقابل عقل و احساس در سگ‌های سیاه
موراکامی با داستانهای عجیب توکیو آمد
جوجه‏‌ای که می خواست فضانورد شود
سرگذشت آنجلیتو در 240صفحه
ستون‌های زمینی از تاریخ انگلستان
مختصات فضای پروستی از دید ژرژ پوله
فرجام نیچه و گوبلز به روایت هارتموت لانگه
کنترل خشم‌ نوجوانان در "دردسرساز"
هرکول پوآرو و وحشت در خانه آخر
داستان‌های قورت دادنی ترجمه شد!
مجموعه داستان "احضار روح" از بولگاکف
ردپای کارآگاه باهوش مالکوم رز در پیدایش
"راز اِما" یا روایت سفر دختری به زادگاهش

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
نسخه نمی‌دهم؛ دغدغه می‌سازم / رضا امیرخانی
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم.
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام