کتاب نیوز  شناسنامه

وضعیت زنان جامعه عرب در "پایان‌ها"
«پایان‌ها» دومین رمان عبدالرحمان منیف، نویسنده عربستانی تبار است که در ایران به قلم یدالله ملایری ترجمه شده و به تازگی از سوی انتشارات مروارید به چاپ رسیده است. منیف که نویسنده منتقد بر سنت‌ها و حکومت‌های جوامع عربی است، در این اثر سعی داشته تا به وضعیت زنان جامعه عرب بپردازد.

به گزارش ایبنا، «فغان شرق» نام نخستین رمان منیف است که به قلم ملایری در سال 1383 از سوی انتشارات معین در ایران به چاپ رسید.

منیف، نویسنده‌ای است که نقد جوامع مستبد عرب را در داستان‌هایش پی‌گیری می‌کند.
 
داستان این کتاب در روستایی کوچک با نام «طیبه» و در آستانه قحطی روایت می‌شود. این نویسنده به وقایع اطرافش به شیوه‌ای توصیف‌گرا نگاه می‌کند و اتفاقات طبیعی را در نگاه معنی‌پردازش با زبانی شاعرانه بیان کرده است.

داستان‌های منیف اغلب در فضاهایی بی مکان و زمان شکل می‌گیرند و همذات‌پنداری با قهرمانان و فضاهای مورد توجه نویسنده از اختصاصات اصلی داستان‌های این نویسنده عرب به شمار می‌آیند.

در «پایان‌ها» نیز داستان از زاویه تفکرات جامعه مرد سالار عرب روایت شده؛ در حالی که جای شخصیت زن در موقعیت‌های این داستان خالی است.

این رمان این‌گونه آغاز شده است:«باز هم قحطی! در قحطی، سامان زندگی به هم می‌ریزد. همه چیز به هم می‌ریزد. آدم‌ها. منش‌ها، رفتارها. غم‌هایی در ژرفای جان می‌جوشند که در آغاز، ناشناخته هستند. ولی لحظه‌های خشمی که پیاپی از راه می‌رسند، زود آن غم‌ها را می‌ترکانند و سرکش و ستیزه جوشان می‌سازند. اینجاست که غم، هزاران چهره به خود می‌گیرد...»

«پایان‌ها» برگزیده جایزه رمان قاهر در سال 1998 و جایزه رمان دبی در سال 1989 است.

عبدالرحمان منیف رمان‌نویس معاصر عرب در شهر عمان اردن از پدری عربستانی و مادری عراقی به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین نویسندگان واقع‌گرای جهان عرب شناخته شده و آثار او به چندین زبان ترجمه شده است.

«پایان‌ها» بهار امسال (1391) به شمارگان هزار و 100 نسخه از سوی انتشارت «مروارید» منتشر شد. این کتاب 176 صفحه و قیمت آن پنج هزار و 300 تومان است.

جنبش آزادی‌بخش فلسطین (نوشته ابراهیم محمود)، سیاست تسلیحاتی اسراییل (عبدالغفار الدویک)  از جمله آثاری‌اند که به قلم ملایری ترجمه شده‌اند.
۱۳۹۱/۰۴/۲۷
 مطالب مرتبط 
چاپ نامه‌های شخصی «تی. اس. الیوت»
فیلمنامه‌های سه‌گانه سیاه و سفید پولانسکی در ایران
غریبه برمی‌گردی؟
رازهای قصه‌گویی به روایت موسس شبکه قصه‌گویان
همسران اجنه شیخ محمود از عراق می‌آیند
آنقدر از تو سرودم از خودم افتادم!
من از گردنم بدم میاد!
از مرد خاردار تا فرشته سایه
تو اینجا نیستى و گم شده‌اى!
رونمایی از «وقت هرز»
«قزاق‌ها» به کتابفروشی‌های ایران رسیدند
«مائوی دوم»: زندگی خصوصی جی دی سلینجر
دست از این مسخره بازی بردار اوستا
مری، مری، محکم بگیر
گاردن پارتی در شهرکتاب کامرانیه!
رانندگی در شب؛ بی‌چراغ با سرعت 140
قاهره شبیه زنی وحشت‌زده است!
همه چیز عالی است؛ یه جورهایی!
دو داستان، قشنگ تر از تو
خالق بابا لنگ دراز از راز مزرعه چهارآبگیر می‌گوید
هیچ چیز واقعی نیست، جز عشق آن دو
شما مردم رو دوست ندارین، درسته؟
انزوا و پایان فارسی زبانی
انگار که معجزه ای رخ داده باشد
سخن بگو، صدای بیگانه!
توفان و تاریکی ترسناک
در برابر تخت با نجیب محفوظ
دیوید ممت: انواع مرغابی و سه نمایش‌نامه دیگر
یوسا با «قهرمان عصر ما» به ایران آمد
فانوس دریایی؛ برنده جایزه بوکر در ایران
حالا که مُرده‌ام، خوشحال‌ترم!
پرندگان هیچکاک آمدند
غول آهنی ملک‌الشعرای بریتانیا
از پیامک عوضی تا بازداشتگاه متروک
زنبق‌های دهه هشتاد
غول مدفون به ایران آمد
شلوغی: قهرمان‌هایی که همه‌ زن‌اند
آن‌ها چگونه صبح را شب می‌کنند؟
تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
داستانی که به هری‌پاتر تنه می‌زند!
سه خواهر و دیگران با پیتزا جهان آمدند!
تبصره 22 برای تجربه خلبانی
دزد برنده جایزه به ایران آمد!
همسر خاموش، با جنجال آمد
کلاف پرگره از آمازون تا ایران
راستش آدم خوبی نیستم!
مرد است و قتلش، آقا کمال!
انتشار "دنیای آشنا"ی برنده پولیتزر
کیشلوفسکی با "اتفاق" در ایران
"صداهای مراکش" به ایران رسید

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
نسخه نمی‌دهم؛ دغدغه می‌سازم / رضا امیرخانی
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم.
در ستایش داستان / فرانک اوکانر
نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغ‌التحصیل شکست‌خورده، یک شاعر شکست‌خورده، یک داستان کوتاه‌نویس ‌شکست خورده یا هر شکست خورده‌ی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشاره‌ای به این زندگی مداوم می‌شود.
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
در دنیای امروز شخصیت‌هایی شبیه «کورلئونه» نمی‌بینیم... آدم‌هایی که عادلند و هدف‌شان تامین نان و احترام عشیره‌شان است، نه حرص زدن مثل یک حیوان و خوردن و نابود کردن با زور و حماقت و قصاوت... زمانی فلان لوتی معروف تهران حتی هنگام مستی هم در کوچه‌های تنگ وقتی زنی از روبرو می‌آمد پشت می‌کرد؛ نه الان که هر محله گله‌ی گرگ‌های خودش را دارد.
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
در خدمت و خیانت جلال اهل قلم
البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای. و روزی هم نه این بود و نه آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود... جریان روشنفکری ایران با برخورداری از فضل «آل‌احمد» توانست خود را از خطای کج‌فهمی، عصیان، جلافت و کوته‌بینی برهاند و توبه کند.
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
درب منزل تحویل بگیرید!
اولین فروشگاه قانونی کتاب الکترونیک
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام