اختصاصی
وقتی هواپیمای دوم به دومین برج تجارت جهانی برخورد کرد، همگان فهمیدند که جنگی بزرگ در راه است. رسانههای آمریکا صفحات و ستونهای خود را از مطالبی علیه مسلمانان و کشورهای خاورمیانه پر کردند. همه دنبال یک دشمن بودند و رجزخوانیهای بن لادن بهترین بهانه برای اتهام مسلمانان و اشغال یک سرزمین اسلامی بود. چندصد کتاب و نشریه برای بررسی اسلام و آسیب شناسی این آئین در قبال دنیای غرب منتشر شد. همه از خود میپرسیدند نقش مسلمانان در رابطه با حملات تروریستی چیست؟ ولی در همان بحبوبهی تبلیغاتی، جیمز ریدوی دوباره ساز مخالف خود را کوک کرد.
رید وی (ridgeway)خبرنگار جنجالی روزنامههای معروف آمریکا که یک بار دست صاحبان شرکت "جنرال موتور" را در ماجرای اخراج یک کارمند مسلمان به خاطر افشای فساد اقتصادی مسئولان این شرکت رو کرده بود، آسیب شناسی جدیدی را آغاز کرد. همه میپرسیدند "یازدهم سپتامبر چرا و چگونه حادث شد؟" ولی ریدوی پرسید "چرا باید چنین حادثه ای اتفاق بیفتد؟" او با پیش کشیدن علت و چگونگی تشکیل کمیته تحقیق یازدهم سپتامبر در کتاب جدیدش "5 سوال بی جواب درباره یازده سپتامبر" می نویسد: در اصل باید دید چرا این کمیته تشکیل شده و گزارشهای این کمیته تا چه اندازه صحت دارد و همچنین تا چه حد دستورات مردان پشت پرده سیاست آمریکا بر روند کاری این کمیته سایه انداخته است؟

ریدوی اعتقاد دارد کمیته یاد شده در حقیقت برای سرپوش گذاشتن بر کوتاهیهای کسانی که مسئول چنین حوادثی هستند، تشکیل شده است. وی در ادامه آورده است: چرا نباید کسانی که باعث شدهاند چنین حوادثی رخ دهد، محاکمه شوند و به جای آن مسلمانانی در روستاهای دورافتاده افغانستان کشته شوند؟ ریدوی در این کتاب از بوش تا مقامات رده پایین پنتاگون را مورد اتهام قرار داده و سیاست های خارجی دولت بوش را عامل رخداد حوادثی از این دست دانسته است.
این کتاب که توسط انتشارات seven stories در 224 صفحه به چاپ رسیده مشتمل بر 5 فصل یا همان پنج سوال بی جواب مطرح شده ریدوی است. وی از خود و مردم میپرسد: "آیا میتوان به ترور به عنوان یک شغل نگاه کرد؟ "
او فصل اول کتابش را با عنوان "چرا بلاهای آسمانی را نمیتوان مهار کرد؟" آغاز کرده و اولین سوالش را درباره اهمال کاری مقامات ارشد نیروی هوایی مطرح میکند: " نیروی هوایی که پیشرفتهترین تجهیزات هوایی دنیا را در اختیار دارد، چرا نمیتواند سادهترین اعلام یک هواپیماربایی را بررسی کند؟"
"چرا دولت از ما حمایت نمیکند؟" عنوان فصل دوم این کتاب است که ریدوی به عدم توجه دولت آمریکا نسبت به شهروندان این کشور اشاره دارد. او مبحث قدیمی حرف شنوی مسئولان را از معدودی سرمایهدار امریکایی پیش میکشد و در این میان شهروندان آمریکایی را مثل گوشت قربانی، بیارزش معرفی میکند.
در فصل سوم تحت عنوان "چرا ما از آینده خبر نداریم؟ " ریدوی FBI و سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، را متهم میکند و مینویسد: "چرا وقتی پای موضوع دستگیری مسلمانان بی گناه در فرودگاههای این کشور باشد، این مراجع به سرعت وارد عمل میشوند؛ ولی وقتی نوبت به جان هزاران شهروند در برجهای جهانی میرسد، باید روسای سیا را مثل بوش در تعطیلات طولانی در زمینهای گلف تگزاس پیدا کرد؟" حتی بعد از برخورد هواپیماها با برجهای دوقلو هیچ مقام سیا درخواست کشف رمز از گفتگوهای هواپیمارباها را نکرد و بلافاصله لشکری عریض و طویل برای اشغال افغانستان ردیف شد.
سوال چهارم نویسنده روی اتهام را متوجه کشورهایی مثل پاکستان و عربستان میکند و میپرسد" آیا دلیل حمله به افغانستان را باید در باز شدن زخم کهنه اختلاف دیرینه دو کشور همسایه جستجو کرد؟ " در این فصل ریدوی نتیجه میگیرد: به طور حتم آمریکا بودجه خود را برای یافتن فردی که میگویند مسبب یازدهم سپتامبر است صرف نمیکند و باید دید در این میان چه کسی تماشاگر و چه کسی سرمایه گذاری کرده است؟"
و در فصل آخر هم، همان موضوع اصلی؛ یعنی تشکیل کمیته تحقیق و گزارشهای راست و دروغ اعضای دست چین شده آن را برای مخاطب آمریکایی خود به گونه دیگری مطرح میکند.
جیمز ریدوی که در میان روزنامه نگاران آمریکایی (وال استریت ژورنال، نیو ریپابلیک، اکونومیست، نیویورک تایمز و ...) به خبرنگاری بازجو معروف است، در نتیجهگیری صریحی تمام اظهارات و گزارشهای کمیته تحقیق یازدهم سپتامبر را دروغ و هدفمند ارزیابی میکند و میگوید: چرا در گزارش این اشخاص مرگ هزاران نفر نادیده گرفته میشود و بدون ارائه نتیجهای معقول از تحقیقات خود، مسئولان این پرونده تنها درصدد رفع مسئولیت از شخص یا اشخاص خاصی هستند؟
www.buzzflash.com/premiums/05/11/pre05160.html