شب فرانتسوبل - نویسنده اتریشی - روز گذشته با حضور این نویسنده در تالار بتهوون خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
بهگزارش ایسنا، در این مراسم، علی دهباشی در معرفی فرانتسوبل گفت: بسیاری از منتقدان ادبی اتریش عقیده دارند که فرانتسوبل نماد نسل جدید نویسندگان این کشور است، زیرا پیوسته با نوآوری ها و نوجوییهای خود در قلمرو زبان و موضوع و بخصوص قالبهای گوناگون ادبی حسی متفاوت از گذشته را در خوانندگان برمیانگیزد. نام اصلی او البته "اشتفان گریبل" است و فرانتسوبل ترکیب نام پدر و مادرش است.

وی ادامه داد: فرانتسوبل در 15سالگی به نویسندگی علاقهمند میشود، ولی از 20سالگی بهطور جدی قلم به دست میگیرد، البته نه برای نوشتن، بیشتر قلممو برای نقاشی. چندی نمیگذرد که فرانتس دوباره به همان علاقه ابتدایی خویش، یعنی نوشتن روی میآورد.
دهباشی افزود: کارنامه آثار این نویسنده نشان میدهد که او مرزی بین شعر و نثر نمیشناسد؛ سوبل شعر میگوید، رمان مینویسد، نمایشنامهنویس هست و مخاطبان داستانش کودکان هم هستند. با این همه طنز را از یاد نمیبرد. تعبیر او از طنز بیشتر همان طنز گوتسک است؛ طنزی تلخ و گزنده که چشمان خواننده را در لاک میکند و بر لبانش تبسمی اندیشمندانه مینشاند.
در ادامه محمود دولتآبادی در سخنانی گفت: بنده بهعنوان یکی از نویسندگان کشورم ایران و به نمایندگی از دیگر نویسندگان ایرانی به فرانتسوبل و همراهانش خوشآمد میگویم.
او در ادامه گفت: با نگاهی به آثار فرانتسوبل متوجه میشویم که بین نویسندگان تمام زبانها و تمام کشورها چقدر نکات اشتراک وجود دارد. در حقیقت نویسندگان دنیا بین خودشان هیچگونه مشکلی ندارند. برای ایجاد ارتباط درونی فقط این قالبهای زبانی است که مانع داد و ستد بین نویسندگان میشود.
دولتآبادی اظهار داشت: آدمیزاد گوهر یگانهای دارد؛ این گوهر یگانه را بیان کردن شرفی است که به عهده نویسندگان واگذار شده است. محرز و قطعی است که:
جان خوکان و سگان از هم جداست
متحد جانهای مردان خداست
دولتآبادی همچنین افزود: فرانتسوبل در سخنرانی خود مینویسد که در نوشتن آنچه من خود را وقف آن کردهام، این است که از این جهان در امان بمانم. این عبارتی است که هر نویسندهای در هر کجای دنیا میتواند بگوید، زیرا نوشتن در حقیقت بارویی است که ما به دور خومان و زندگیمان میکشیم. اما درون آن بارو ما با بینهایت تپشهای قلب و با جستوجوهای زیاد در ارتباط با دیگران هستیم. ما در ارتباط با جهان هستیم، چنانچه شوپنهاور میگوید، من دیگران هستم؛ یعنی شخص به واسطه دیگران خودش میشود و این دیگران در ادبیات تا تمام کرانههای زندگی انسانی ادامه دارد، بههمین جهت است که در ذهن نویسنده و شاعر همه جهان زندگی میکند.
این داستاننویس افزود: دیگر مطلبی که در سخنرانی فرانتسوبل است، این جمله است: «متن مثل پوسته دیگری است که میتوانم بر پوست بدن خود ببندم و به زیر آن بخزم». کاملا درست است. کلمات برای نویسندگان تار و پود ایجاد میکنند؛ تار و پودی که درون آن میتوانند نادیده زندگی کنند؛ بنابراین نوشتن امری میشود که در عین حال انسان را جدا میکند، در همان حال که میان جمع است.
دولتآبادی در پایان با اشاره به نامگذاری سال 2007 بهنام مولانا گفت: این نشان از حرمتی است که برای ادبیات و زبان فارسی قایل شدهاند. او در پایان سخنانش غزلی از مولانا خواند و تریبون را به فرانتسوبل سپرد.
در ادامه مراسم، فرانتسوبل داستانی را خواند، در حالی که همزمان توسط سعید فیروزآبادی ترجمه میشد.
فرانتسوبل همچنین از حضور گسترده علاقهمندان ادبیات در تالار بتهوون اظهار تعجب کرد و گفت: برای برنامههای داستانخوانی من، حتا در وین این همه جمعیت نمیآید.