اختصاصی
آگوست امسال بود که پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر مذهبی کاتولیکهای جهان طی یک سخنرانی در دانشگاه روزنبرگ آلمان برای اساتید و دانشجویان این دانشگاه از جهاد مسلمانان صحبت کرد. در آن جلسه پاپ از قول امپراطوری بیزانس، جهاد را جنگ مقدس مختص به مسلمانان دانست و آن را دلیلی غیر موجه برای کشتار انسانها عنوان کرد. پاپ که ظاهراً ـ شاید هم باطنا ـ قرآن را به طور دقیق مطالعه نکرده بود، در آن جلسه خود را استاد قرآن شناسی لقب داد و با اشاره به مناظره یک روحانی ایرانی با مانوئل دوم، اسلام را دینی نامید که به زور شمشیر گسترش یافته است.
اعتراضهایی در کشورهای اسلامی علیه پاپ صورت گرفت و پاپ نیز در خاتمه از مسلمانان عذرخواهی کرد. ولی همانطور که لان استاوانس تحلیل گر روزنامه بوستون اشاره کرده در غرب متمدن، این گونه توهینها به اسلام چیز جدیدی نیست، که همه بر فراموشی سیر زندگی پیامبر اسلام تاکید دارند.
استاوانس مینویسد: از کسانی که اطلاعات متوسطی از قرآن، انجیل، تورات و حتی تلمود دارند، اینگونه اظهار نظر درباره شخصیت والایی مثل محمد(ص)، پیامبر اسلام بعید به نظر میرسد و حالا چگونه است پاپ که قرآن و کتابهای آسمانی را به خوبی(!) مطالعه کرده به جای آنکه آتش خشونت در عراق و افغانستان را خاموش کند، عملیات نظامیان و سیاست جنگ علیه تروریسم را توجیه میکند که قربانیانش باید غیر نظامیانی باشند که در عمرشان اسلحه ندیده اند.

محمد(ص) آخرین فرستاده خداوند که در زبان عربی "ستایش شده" معنی میدهد، در حالی به دنیا آمد که قبایل عرب در اوج تنش و جهالت روزگار سپری میکردند. "محمد امین" در حالی بزرگ میشد که هر روز به دختران زنده به گور شده اضافه میشد. ولی بالاخره خداوند حجت خود را بر نوع بشر تمام کرد و قرآن را در غار حرا بر محمد امین فرو فرستاد و پیامبر(ص) در سال 610 پس از میلاد، رسالت خود را به جهانیان عرضه کرد.
اگرچه قرآن خود اولین کتابی است که شرح احوال پیامبر (ص) را به تفصیل شرح داده، ولی از زمان پیامبر تا به امروز کتابهای بسیاری زندگی پربرکت آخرین فرستاده پروردگار را روایت کردهاند که از معروفترین آنها میتوان به "سیره رسول الله" نوشته محمد ابن اسحاق و "شهد خاتم" رحمان المبارک پوری اشاره کرد. در غرب نیز "تاریخچه زندگی پیامبر اسلام" ویلیام میر و مارتین لینگس معروف است که بیشتر سعی در برقراری ارتباط بین ادیان و فرهنگها داشتهاند.
بعد از اینکه واقعه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد و مسلمانان مسئول این حادثه "معرفی" شدند، بسیاری از مورخان و نویسندگان با سلیقه خود درباره پیامبر(ص) و دینش، کتاب نوشتند و قلم زدند.
بیشتر این کتابها زندگی پیامبر (ص) را هدفمند بررسی کرده و حتی از جنگهای صدر اسلام به عنوان الگوی جوانان مسلمان برای عملیات های انتحاری امروز! بهره برداری کردند.
"کارن آرمسترانگ" راهبه سابق یکی از کلیساهای شهر لندن و نویسنده کنونی، در حالیکه از بسیاری از نوشتههای غربی شکایت دارد؛ در کتاب جدید خود "محمد؛ پیامبری برای زمان ما" تصویر جامع و کاملی از زندگی پیامبر و ترویج دین اسلام در اختیار مخاطب غربی گذاشته است.
آرمسترانگ که هم اکنون در لندن زندگی می کند، یک دو جین کتاب درباره ادیان مختلف از مذهب بودا گرفته تا تاریخچه های کوتاه از اسلام در پروندهی کاری خود دارد.
او بر خلاف همکاران خود در این کتاب، با نگاه به جوانب مختلف زندگی پیامبر در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی، مخاطب خود را از خواب سنگین بیدار می کند.
این نویسنده که به واسطه شغل سابق خود مطالعات دقیقی روی ادیان مختلف داشته، با تاکید بر ارتباط ادیان الهی مینویسد " شما نمیتوانید یک مسلمان باشید مگر اینکه موسی و عیسی را به عنوان پیامبران الهی بشناسید."
آرمسترانگ در این کتاب که در مجموعه کتابهای "زندگی مشاهیر" انتشارات هارپر کالینز لندن در 249 صفحه چاپ شده است، به خوبی خصومتهای شخصی با پیامبر را در طول تاریخ توضیح میدهد و محمد(ص) را به عنوان شخصیتی واصل و میانجیگر بین انسانها معرفی میکند.
اگرچه این راهبهی نویسنده نیز از فلسفه جهاد، چیز زیادی درک نکرده؛ ولی با تاکید بر عنوان کتابش، پیامبر اسلام را فردی دور اندیش خوانده، که اندیشههای او مافوق بشر و به تمامی قرون تعلق دارد. او بر خلاف نویسندههای غربی که اسلام را مغایر با تمدن و تکنولوژی روز دنیا میدانند، ارتباط تنگاتنگی بین اسلام و مدرنیسم می بیند.
از نظر آرمسترانگ "شمشیر هم مثل اخلاق و دانش و بسیاری مقولههای دیگر به خوبی در قرآن حضور دارد و پاپ بهتر است برای فهم آنها به خوبی این کتاب آسمانی را مطالعه کند."
www.boston.com/ae/books/articles/2006/10/29/the_path_of_the_prophet?mode=pf