اختصاصی کتاب نیوز
الشرق الاوسط: در زمستان سال 2002 و بهار سال 2003 ژاک شیراک رییس جمهور فرانسه در زمانی که آمریکا و انگلیس قصد اشغال عراق را داشتند، طوفانی سیاسی به راه انداخته بود تا به تنها هدفش یعنی جلوگیری از سرنگونی صدام حسین، دیکتاتور وقت عراق برسد. رییس جمهور فرانسه با استفاده از روابط سیاسی کشورش با آمریکا و انگلیس تلاش بسیاری برای حفظ صدام در راس قدرت انجام داد. شیراک حتی برای اینکه آمریکا و انگلیس صدام را از تخت پایین نکشند به اختلاف افکنی در سازمان ملل مبادرت ورزید، ولی در آن زمان شاید کمتر کسی از نیت اصلی اقدامات شیراک خبر داشت. جای سوال این جاست که واقعاً چرا شیراک آنقدر اصرار بر ماندن صدام و عدم حضور آمریکایی ها در منطقه داشت؟
اریک آیشمن و کریستوفر بولتانسکی، خبرنگار و تحلیل گر روزنامه پاریسین چاپ فرانسه نیز در کتابی تحت عنوان "شیراک عربی" به این سوال پاسخ داده و سیاستهای مبهم و چند محوری سالهای اخیر فرانسه و شیراک را در قبال غرب و کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار میدهند.

با توجه به این که شیراک در سالهای پایانی حکومت خود در پست ریاست جمهوری به سر میبرد و به زودی باید دفتر مجلل خود در کاخ ورسای را با کتابخانهی شخصی منزلش عوض کند، به نظر نمی رسد طرح این موضوع آن هم در کتابی قطور منطقی باشد؛ ولی همانطور که آیشمن و بولتانسکی نوشته اند علم به سیاست "عرب محوری" شیراک، شاید بیشتر از همه به نفع کسی باشد که بهار سال 2007 میلادی رییس جمهور آینده فرانسه خواهد شد.
این دو نویسنده اعتقاد دارند سیاست فعلی فرانسه در قبال خاورمیانه و عربهای آن که در سالهای نه چندان دور شکل گرفته، به این زودیها تغیر نمیکند و رییس جمهور بعدی باید این کتاب را به طور دقیق مطالعه و یا حتی حفظ کند.
به نظر آیشمن و بولتانسکی، یکی از علل حمایت فرانسه از رژیم بعث؛ طرح دوستی شیراک و صدام حسین در سالهای 1970 و علت دیگر اعمال تحریمهای سازمان ملل علیه عراق بودهاست.
بعد از اشغال کویت در سال 1990 ، وقتی صدام به قصد کویت لشگرکشی کرد، سازمان ملل به همراه دولتهای غربی تحریمهایی علیه عراق وضع کردند که نتیجه آن تصویب برنامه "نفت در برابر غذا" از سوی این سازمان شد.
وقتی تحریم ها شروع شد، عراقی ها حاضر نبودند نفت خود را به کسانی که این تحریمها را نوشتهاند و تصویب کردهاند، بفروشند و ماهیهای این آب گل آلود بیشتر از همه به فرانسه رسید.
در مقابل نان و پنیرهای فرانسوی، بشکه های نفت ارزان قیمت عراق چهرههای احزاب چپ و راست را سیاه و جایگاه حزب نئوگلیست شیراک را مطمئن و مستحکم میکرد.
ولی بر خلاف ادعای آیشمن و بولتانسکی مبنی بر اینکه شیراک درعراق کاملاً شخصی عمل کرده باید گفت رییس جمهور فرانسه که به عنوان یک مقام مردمی در کشورش معروف است، تنها با سیاستها و منافع تدوین شدهی کشورش که سالها قبل توسط شارل دوگل پایه ریزی شده بود، عمل می کرد.
در سالهای 1967 شارل دوگل، رییس جمهور وقت فرانسه سیاست دوستانه کشورش در برابر اسراییل را تغییر داد تا هم احزاب سوسیالیست و با نفوذ پاریس را راضی نگه دارد و هم بتواند جایی در دل کشورهای عربی باز کند. این سیاست در آن زمان تنها راه حلی بود که برای کاهش خصومت مردم الجزایر نسبت به اشغالگران فرانسوی به ذهن دوگل راه پیدا کرده بود.
البته به نظر میرسد هدف دوگل حفظ جواهری به نام منابع معدنی الجزایر بود، هدفی که تا قبل از این که آنگلوساکسونها عراق را فتح کنند، (بوش و بلر بر خلاف شیراک تا اواسط سالهای دهه 80 حتی در این کشور سفارتخانه نیز نداشتند) و وجود جواهری دیگر به نام نفت عراق را به فرانسه گوشزد کنند، هدف اصلی مانده بود.
آیشمن و بولتانسکی که مانند سایر نویسنده های فرانسوی روحیه وطن پرستی خود را نمیتوانند پنهان کنند، در کتابشان از شیراک به خاطر مخالفت با بوش و بلر در اشغال عراق انتقاد نمی کنند؛ بلکه مضمون شکایت آنها اشتباه کوچک شیراک در برخورد با جنگ عراق است.
شاید شیراک سعی کرده در حفظ منافع کشورش تمام توان مدیریتی خود را به کار بندد، ولی اشتباه او را نمیتوا%8