اختصاصی کتابنیوز
از زمانی که سازمان ملل متحد به عنوان "مرجع صلح و نجات بشریت" بنا نهاده شد، میتوان به جرات گفت موفقیت چندانی در این مسیر حاصل نکرده است. این نهاد به عنوان امید اول بشر معاصر، در سازماندهی صلح و عدالت در سراسر جهان در حقیقت تا امروز بی کفایت عمل کرده و هر علاقمند مطالعه در این زمینه، میتواند بهترین موارد تایید این مدعا را در کتاب "بهترین مقاصد" جیمز تروب پیدا کند.
هر کسی باور داشته باشد که فضای سازمان ملل با داشتن 192 نماینده یا به قول تروب 192 رییس، سرد و بی روح است، مطمئناً با خواندن کتاب جدید تروب این عقیده را نخواهد داشت.
جیمز تروب به عنوان خبرنگار و نویسنده روزنامه نیویورک تایمز در سال 2004 مامور رسیدگی به اخبار مربوط به سازمان ملل میشود و در این میان موفق میگردد با متقاعد کردن دبیر کل سابق، 18 بار با کوفی عنان مصاحبهی اختصاصی داشته باشد که حاصل این رکورد شکنی مطبوعاتی، کتابی از آب در میآید که چهرهی واقعیتری از سازمان ملل و عوامل پشت صحنه آن را روایت میکند.
اگرچه شخصیت عنان و ظرافت تروب باعث شده کتاب حاضر داستانی غیر رسمی داشته باشد، ولی قدرت تحلیل تروب از واقعیات جهان و عدم غفلت نویسنده از وقایع چند دههی اخیر جهان، این کتاب را به مرجعی رسمی برای آگاهی مخاطب از آنچه که در سازمان ملل میگذشته تبدیل کرده است.
تروب در شروع کتاب "بهترین مقاصد: کوفی عنان و سازمان ملل در دنیایی آمریکایی" در یادداشتی برای آینده روشن و امیدوارانهی جهان اظهار امیدواری میکند و از همان ابتدا تمام نظرات و افکار شخصی و پیشین خود را کنار میگذارد و تنها به گفته های عنان اکتفا میکند: "جنگ سرد عملاً جهان را به اردوگاههای موقت تبدیل کرده بود که در این میان بیش از همه، سازمان ملل به عنوان عامل اجرایی پایان دادن به جنگ مانند هدیه ای الهی[!] برای جامعهی جهانی به شمار میرفت."
تروب هم عقیده با عنان در به کار بردن کلمه عامل اجرایی احتیاط به خرج داده و یک سری حوادث و مشکلات مربوط به چند دههی اخیر جهان را نام میبرد که این سازمان به عنوان ترازوی عدالت برای جهانیان در حل آنها انتخابی[!] عمل کرده است. در مسئله جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق در سال 1991 در اصل یک تماشاگر صرف بود و در حالی که در حملهی صدام حسین به کویت این سازمان پشت سر آمریکا و همراهان او، قدرت خود را نشان داده و ثابت میکند که آنقدرها هم ضعیف نیست.[!]
تروب با طرح سوالی هوشمندانه، سیاست کلی سازمان ملل را زیر سئوال میبرد. "چگونه میتوان از روش این سازمان در حل مشکلات با خبر بود؟ در مسئله سومالی وقتی 18 سرباز آمریکایی به دست نیروهای مردمی دستگیر میشوند، جامعه جهانی به همراه ایالات متحده برای آزادی این افراد لشگری 18 هزار نفری آماده میکند، در حالی که در یوگسلاوی دهه 90 وقتی با کشتار دسته جمعی مسلمانان بوسنی در سربرنیتکا مواجه هستیم این سازمان سکوت اختیار می کند؟! "
زمانی که دگ هامارکولد، دومین دبیر کل این سازمان گفت: "حفظ و عمل به اساس نامه و نیل به اهداف تعریف شده برای سازمان ملل مقدستر از سیاست ملتهاست" و شاید همانطور که "باب اور" مشاور ارشد کوفی عنان در مصاحبه با تروب، سازمان ملل را یک نهاد سمبلیک میخواند، بتوان عکس العمل گزینشی روسای "نیویورکنشین" را توجیه کرد.
کوفی عنان در گفتگو با تروب می گوید: "مردم جهان همانقدر که عملکرد ضعیف سازمان ملل را تقبیح میکنند، همانقدر نیز باید بدانند که کاری از دست ما ساخته نیست و خود این سازمان از سوی کشورهای خاصی حمایت میشود که شک نکنید که منافع خود را مثلاً برای سیر کردن گرسنگان دارفور به خطر نمی اندازند. وقتی تراژدی مثل بوسنی، کوزوو و دارفور پیش میآید، ابر قدرتهای جهان این حوادث را به جنگ بین قبایل و شورشیان نسبت میدهند و با تسلط این افکار بر جهان چه انتظاری میتوان از کلاه آبیها داشت."
تروب در کتابش با نقل قول از برایان اوگارت یکی از دبیر کلهای سازمان ملل در سالهای گذشته مینویسد:"در عملیات نظامی، سربازان آبی پوش سازمان ملل با توجه به سیاستهای پشت پرده عمل میکنند." او جنگ اخیر لبنان را مثال زده و میپرسد چرا باید سازمان مللیها از اسراییل حمایت و به روی سربازان حزب الله آتش بگشایند؟
اما با این همه، تروب وقتی به کوفی عنان میرسد تمام این انتقادها تبدیل به تحسین میشوند و او را مردی تنها و شجاع میخواند. عنان وقتی در سال 1997 جانشین رییس خود پتروس غالی می شود بلافاصله وتوی سازمان ملل علیه صربها را به حالت تعلیق در میآورد و از عملکرد این سازمان در مواجهه با صربها انتقاد میکند. تروب اگرچه کوفی عنان را شخصیتی جالب و در حد یک جایزه نوبلی معرفی میکند، ولی طرحهای شخصی وی را برای برقراری صلح در این کره خاکی کافی نمیبیند. تروب عنان را که حامیانش گروه 77 (ائتلاف کشورهای در حال توسعه) هستند را در مقابل کسی مانند جرج بوش، رییسجمهور آمریکا احساس می کند که بدون مجوز شورای امنیت با حامیانی نامعلوم[!] میتواند کشوری را اشغال کند و حال چه فرقی میکند، عنان یا کسی دیگر با وی مخالفت کند یا از کشورهای دیگر برای او مجوز بگیرد.

تروب وقتی از عنان در مقابل 192 نماینده سازمان ملل یا 192 رییس سازمان ملل صحبت میکند تنها از واژه "صداقت و ضعف" برای آقای دبیر کل استفاده میکند.
کوفی عنان در آخرین مصاحبه خود با تروب دبیر کل را فردی تنها معرفی میکند. چرا که قدرتهای بزرگ نیازی به فردی رییس و قدرتمند ندارند و همانطور که انتخاب "بان کی مون" (دبیر کل فعلی سازمان ملل) نشان داد، در سازمان ملل دبیر کل ضعیفترین و تنهاترین فرد است و حقیقت در جای دیگری رقم میخورد و دبیران کل بیشتر حکم عروسکهای خیمه شب بازی را اجرا میکنند.
www.nytimes.com/2006/12/10/books/review/joffe.t.html?ei=5070&en=18a998fabe