کتاب نیوز  شناسنامه

مرگ خدا / کمیل خجسته

نیچه، همان کرم "اگوست کنت" است: "هی از لعاب خودش می‌تند و از درون خودش در می‌آورد. او هم دانشمند واقعی نیست؛ زیرا از بیرون چیزی اکتساب نمی‌کند؛ از خیال و درون خودش می‌سازد و عاقبت، درون پیله‌ی خویش خفه خواهد شد."

کلیت کتاب

"و نیچه گریه کرد" رمان گفتگوست. (خلاصه کتاب را اینجا ببینید) جدالی خیالی بین فردریش نیچه، یوزف برویر و در کنار آن‌ها زیگموند فروید. و همین قید خیالی بودن، باعث شده است که نام رمان را برای کتاب در نظر بگیریم. رمان مملو از مفاهیم و مباحث فلسفی است که چون به صورت عینی و به صورت محاجه در آمده اند ساده می شود و قابل فهم.

نویسنده‌ی کتاب، دکتر "اروین یالوم" مدرس روان درمانی دانشگاه استانفورد؛ با تسلطی که بر زندگی و افکار این دو شخصیت داشته است، اثری سودمند و درخور تحسین خلق کرده است.

نیچه مهم است؛ چون نقطه‌ی اوج تمدنی است که ما آن را "مدرنیته" می نامیم. و می‌گو‌یند نیچه نقطه شروع پست‌مدرنیسم است. و این کتاب مهم است، چون لایه‌هایی پنهان از زندگی او را هم نشان می‌دهد.

درون‌مایه

رمان "و نیچه گریه کرد" دو جریان دارد: جریان اول اندیشه‌ی فلسفی نیچه است و زندگی او. جریان دوم، شکل گیری جریان روانکاوی است و زندگی برویر و شاگرد و دوستش؛ فروید.

اما هر دوی این جریان‌ها در یک بستر قرار دارند. "مدرنیته". لذا  شناخت و فهم این دو با شناخت مدرنیته سهل می‌شود و بالعکس با شناخت این دو  جایگاه مدرنیته قابل فهم می‌گردد.

چرا نیچه خلق می‌شود؟

نماد شروع "مدرنیته" نامه‌ی ولتر بود به پاپ و ظهور پروتستانتیسم. بعد از آن رنسانس را داریم و سپس عصر روشنگری را. در همه‌ی این دوران نیز سعی بر یک چیز بود: فرار از حکومت جعلی کلیسا، که خود را نماینده‌ی خدا بر روی زمین می‌دانست. جهت و سمت این فرار نیز "عصیان در برابر حاکمیت موجود (کلیسا)، انکار اولوهیت و سرانجام دروغ پنداشتن ماورا بوده است." (برای اطلاع بیشتر رج به حدیث پیمانه/حمید پارسانیا)

غرب ابتدا نمایندگان جعلی خدا را از کار برکنار کرد. سپس آرام آرام آن خدای ضد عقل و علم کلیسا را از خدایی خلع کرد و به او لقب خدای ساعت ساز را داد. (خدایی که خالق است، اما بعد از خلقت، دیگر مخلوق به او ارتباطی پیدا نمی کند.) سپس به دنبال "لویاتان"‌ی گشت تا جامعه را سامان دهد و حکومت را برقرار سازد.

تا آن‌که "با پیگیری طرح الوهی سازی جهان و خداسازی انسان، همزمان طرح مرگ خدا و قتل انسان را بیان کرد. از این رو هنگامی که نیچه در قرن 19م. مرگ خدا را اعلام کرد، حقیقت انسان نیز غیاب کرد. زیرا با قتل خدا، [اسطوره‌ی "اُدیب" رخ می‌دهد] و انسان نیز به قتل می‌رسد. آنچه پس از این از انسان می‌ماند؛ چیزی نیست جز پوست و گوشت و نهایتا حیات زیستی و روانی بدن، بدون هیچ بعد معنوی و متعالی."

"هر کس خدا را به قتل برساند خود، خدا خواهد شد." نیچه

چنین انسانی در جهانی مجازی(second reality) و خالی از حقیقت زندگی خواهد کرد. از این رو هنگامی که خلق چنین خدایی صورت گرفت و تجدد به اوج رسید، به حکم فطرت؛ همان‌جا بحران معنا بر او ظاهر می‌گردد.

به این ترتیب انسان، گرگ انسان می‌شود و انسان می‌میرد. و بر جای او "ابر‌مرد" می‌نشیند که نماینده‌ی مطلق شیطان است بر روی زمین. همان شیطانی که فقط بخاطر کسب سرزمین بیشتر، دو جنگ بزرگ با میلیون‌ها کشته به راه انداخت و اکنون در عراق و فلسطین و ... در حرص ابر‌مردتر شدن می‌سوزد.

"مدرنیته" برای خودش عالمی جدید خلق کرد، که واقعی نبود و همین باعث شد که در اوج خویش به بحران معرفتی برسد. بحرانی که در پس پرده اش "آنااو" و "لو سالومه" هستند.

  • برای مطالعه بیشتر رج به حدیث پیمانه/ حمید پارسانیا
  • تجدد از نگاهی دیگر/ حسین کچوییان   
  • تفکر فلسفی غرب از منظر شهید مطهری(ره)/ علی دژاکام
  • تاریخ فلسفه/ داریوش آشوری     
۱۳۸۵/۱۱/۲۶
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
صلی‌الله علیک یا اباعبدالله/ ویژه
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام