کتاب نیوز  شناسنامه

نام من ایران است

 

اختصاصی کتاب‌نیوز

 

"ایران داور اردلان" نویسنده‌ی کتاب " نام من ایران" است. او چهل سال از عمرش را بین دو قطب مخالف؛ ایران و آمریکا سپری کرده و تاریخ زندگی وی از تصاویری مبهم و برگرفته از دو فرهنگ جداگانه است.

 

سفرهای متعدد باعث شده او همیشه در این دو کشور، خود را بیگانه احساس کند. چرا که زندگی در یک کشور آرمان‌ها و سنت‌های کشور دیگر را از او گرفته است. بر اساس خاطرات اردلان بعد از حادثه 13 آبان 1357 و تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان، تبلیغات گسترده‌ای علیه ایران و ایرانی در آمریکا به راه می‌افتد. اردلان در آن زمان به عنوان دانش آموز یکی از دبیرستان‌های ماساچوست، مجبور می‌شود نام و هویت خود را پنهان کند و از همان نام لاتینی که پدرش برای او انتخاب کرده استفاده کند. بعد از چند سال اردلان به ایران سفر می‌کند و این سفر منجر به ازدواج او با مردی ناشناخته (در خاطراتش ازدواج خود را ناموفق می‌خواند) می‌شود. طی چند سال زندگی در ایران، این بار وی از حضور در جمع مردمی که برای شنیدن سخنان امامشان با شور وصف ناپذیری در جماران جمع می‌شوند، احساس غرور می‌کند. چرا که دیگر مجبور نیست نام کودکی خود را پنهان کند. بعد از مدتی اردلان به آمریکا مهاجرت کرده و در آنجا به عنوان تهیه کننده مشغول به کار می‌شود. وی دلیل مهاجرتش را اختلاف سلیقه‌ با نظام جمهوری اسلامی اعلام می‌کند.

 

 

"میچیکو کاکوتانی" نویسنده و تحلیل‌گر ژاپنی روزنامه‌ی "نیویورک تایمز" مهمترین نقص کتاب اردلان را خاطرات متناقض آن می‌داند. این نویسنده‌ی ژاپنی با اشاره به ناهمگونی در نوشته‌ها و خاطرات و برداشت‌های شخصی متعدد اردلان از محیط اطرافش، می‌گوید:

 

"اردلان در جایی از هویت احیا شده‌ی خود در ایران سخن می‌گوید و در جایی مجبور می‌شود مردمان اطراف خود را تحمل کند. که البته این امر می‌تواند ناشی از عدم شناخت و درک هویت ملی و شخصی او باشد."

 

نویسنده‌ی روزنامه‌ی نیویورک تایمز، نوشته‌های اردلان را حتی در بیان خاطرات شخصی و ارایه‌ی چهره‌ی اطرافیان و نزدیکان خود، دچار گسیختگی می‌داند. به گفته این تحلیلگر، اردلان در کتابش با نوشتن خاطرات سه نسل از خانواده‌ای مهاجر بین دو کشور ایران و آمریکا، سعی کرده نوعی تعادل بین غرب و شرق، سنت و مدرنیته، مذهب و آزادی فردی (اردلان مذهب و اعتقادات را با آزادی فردی متناقض می‌داند!) ایجاد کند، تا از این طریق بتواند حداقل گسیختگی روحی خود را تا حدودی تالم ببخشد.

داستان زندگی پدربزرگ اردلان ـ ابوالقاسم ـ در این کتاب، از دید خواننده‌ی غربی در نوع خود جالب و نشان از پشتکار اردلان در رسیدن به هدف خود است. در سن 40 سالگی، ابوالقاسم که در روستایی دور افتاده در بین ایل نشینان بختیاری بزرگ شده، برای یادگیری زبان انگلیسی در یک مدرسه کودکان هفت هشت ساله، ثبت نام می‌کند تا بتواند مجوز تحصیل در آمریکا را کسب کند. ابوالقاسم بعد از قبولی در دانشگاه کلمبیا، در سن 50 سالگی وارد دانشکده‌ی پزشکی می‌شود و با "هلن" مادربزرگ اردلان ازدواج می‌کند. این زوج در سال 1931 به ایران سفر کرده و خانه‌ی بزرگ و قدیمی شمال تهران خود را به بیمارستانی کوچک تبدیل می‌کنند. اردلان در اینجا با بیان زندگی روزمره‌ی پدربزرگ و مادر بزرگ خود، سعی می‌کند فرهنگ غرب و شرق را به نوعی پیوند زند. اردلان می نویسد:

 

"ابوالقاسم 4 صبح از خواب بیدار می‌شد و بعد از شانه کردن موهایش، رادیو بی بی سی گوش می‌کرد و بعد از 20 دقیقه استشمام هوای پاک شمال تهران، برای بچه‌ها شاهنامه می‌خواند."

اردلان به طور عمدی یا از روی مقاصد دیگر با وجود علاقه‌ی شدید پدربزرگ به شاهنامه و ادبیات فارسی، مهاجرت ناگهانی پدربزرگ و مادر بزرگ خود را به آمریکا برای خواننده‌ی غربی بازگو می‌کند تا شاید از این راه بتواند به مخاطب خود تلقین کند که شرق و غرب دارای مشترکات متعددی در فرهنگ هستند. پدربزرگ حتی تصمیم می‌گیرد اسم بچه‌هایی که سالها برای آنها شاهنامه خوانده را از فرهنگ غرب انتخاب کند که "مری نل"(نام اصلی نویسنده) حاصل این تضاد فکری و فرهنگی است. (مری نل بعدها با یک مهندس معمار ایرانی به نام نادر ازدواج می‌کند و به خاطر ماموریت نادر در شرکت ملی نفت ایران راهی ایران می شوند.)

 

البته از نقاط قوت این کتاب شاید بتوان به بیان فوق‌العاده‌ی احساسات نویسنده از دو فرهنگ ایران قبل و بعد انقلاب و همچنین احساسات دوران کودکی‌اش در ایران و سفرهای متعدد وی به کشور  آمریکا، اشاره کرد.

 

در پایان این کتاب که تحلیلگر نیویورک تایمز از آن تحت عنوان "ناآزموده" یاد و نویسنده آن را بی‌تجربه می‌نامد، اردلان از خود می‌پرسد "آیا در ایران جدید و در یک جامعه‌ی قانونمند اسلامی می‌توان به عنوان یک زن، هویت شخصی و ایرانی خود را جستجو کرد؟"

تحلیلگر نیویورک تایمز اعتقاد دارد که اردلان قبل از القای هر نوع تفکری، باید ثابت کند که سفرنامه‌اش جالب‌تر و مستندتر از یک حس تعهد نسبت به ایران و ایرانی است و دیگر این که او صرفاً با تمرکز روی خاطرات شخصی‌اش، فرصتی عالی را برای بیان تغییر و تحولات فرهنگی جامعه‌ی ایرانی بعد از انقلاب از دست داده است.

 

۱۳۸۵/۱۱/۲۸
 مطالب مرتبط 
خاطرات من در گوانتانامو / ماهوش روکساناخان
نسخه‌ی زنانه بادبادک‌باز / خالد حسینی
انقلاب و قوری‌های فیروزه‌ای / دالیا سوفر
دسری برای حزب‌الله
هزاران علی‌بابا در ایران
کافر از زبان کافر

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
واکنش سریع! به تفریحات و بیکاری امیرخانی
من به این "جوان" حق می‌دهم که در آن هوای گرم انجمن قلم که تابستانها حتی یک کولر نداشت؛ توهم نویسندگی پیدا کند... شما آمار نویسندگان بیکار در این دولت را با تمام دولت‌های قبل و بعد از انقلاب مقایسه کنید... ما اصولاً غلط می‌کنیم از زبان قاضی مرتضوی شوخی شوخی حرف بزنیم!
۱۳۸۷/۰۹/۰۳
120دقیقه‌برای‌9کتاب‌/ عماد افروغ
خطری که ما را تهدید می‌کند؛ سیاسی شدن دین و یا به عبارتی «ماکیاولیسم» مذهبی است... آیا این امکان وجود ندارد که قدرت سیاسی و یا حتی قدرت اقتصادی محور تعیین ارزش‌ها و حق و باطل شوند؟... قابلیت‌های نظری خود را به رخ غرب می‌کشیم اما غرب را مرجع داوری تلاش‌های خود قرار می‌دهیم... یکی از پیش فرض‌های روشنفکری «حق مدار بودن» آن نسبت به انسان‌هاست.
۱۳۸۷/۰۸/۲۹
ادبیات توان تغییر ندارد / مصطفی مستور
هیچ‌کس با خواندن یک رمان متحول نمی‌شود... ادبیات نمی‌تواند زندگی ما را به معنای جوهری تغییر دهد. چیزهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند تأثیری عمیق‌تر و شگفت‌تر از ادبیات داشته باشد. این کار از عهده‌ ادبیات برنمی‌آید... ساختار زندگی ما در غم و اندوه تنیده است و اندوه بشری خیلی بیشتر از شادی‌های اوست.
۱۳۸۷/۰۸/۲۵

بایگانی  
اجرت
پرسیوال اورت / اسدالله امرایی
نفر چهارم
جان راسل / محسن حدادی
چند روایت معتبر درباره‌ی برزخ
مصطفی مستور
ساعت خواب
سید علی موسوی
مرغ ِ بخش
ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
کِرم شلیل
نادر ابراهیمی
این زنان
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد

بایگانی  
سحرم کشیده خنجر...
هوشنگ ابتهاج
به کُشته مرده‌های تو قسم
کاظم بهمنی
من دف نوازِ صورتِ خورشیدم
حافظ ایمانی
مرد‌ آن‌‌است که از نسل‌سیاوش باشد
حامد عسکری
فرجام تلخ آرزو
یوسفعلی میرشکاک

بایگانی  
خواجــــه پیشی
سعید سلیمانپور (بوالفضول ‌الشعرا)
شوهر کامپیوتری
ابوالفضل زرویی نصرآباد
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رویا صدر
قسمت آخر ترانه‌ مادری
محسن حدادی
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی

بایگانی  
شیخ بهایی در ملک
دفاع به روایت ارتش
بوی جوی مولیان
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا

بایگانی  
ماندن در مدار تو
نفیسه مرشدزاده
به خیال خودم کسی شدم
محسن حاجی کریمی ساری
بخشش یا انتقام؟!
مهران محرمیان
به سجده افتادن
هاجر قاسمی

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام