محسن حدادی mohsen@ketabnews.com
سرمای 84 وقتی طرح اولیه سایت را دیدم، با توجه به اینکه نزدیک به دو سال در گوشهای و یا چیزی شبیه به جزیرهای در وزارت ارشاد طراحی و راه اندازی یک سایت خبری را از صفر تا چند! تجربه کرده بودم، زیاد خوشبین نبودم مخاطب عمده و یا خاصی را بتوانیم، جذب کنیم چرا که خود کتاب در ایران عزیزمان زیاد طرفدار ندارد، چه برسد به یک سایت تخصصی دربارهی آن!

تا بهار 85 را خوش خوشک گذراندیم و پوست انداختیم. دوستان عزیزم در سایت بیشتر و بهتر از من وقت می گذاشتند، کتاب میخریدند، میخواندند و مینوشتند و من هم در هیاهوی "اخبار وی گفت/ وی افزود" دست و پا میزدم و سعی میکردم خبرهایی جدید و جذاب را – که خیلی کم در دنیای رسانهای ایران در تمام حوزهها بویژه کتاب، یافت میشود- تور کنم؛ دروازه بانی میکردم و بعد هم با چاشنی اطلاعات جانبی، ـ گمشدهی اخبار کشور ـ پیش روی مخاطب قرار میدادم که از قضا مدیریت محترم هم همواره از عنایات قیچی ما را بی بهره نمیگذاشت!
در ایران خودمان غالبا مراکز اطلاع رسانی "اتفاق محور" یا به اصطلاح "منفعل" هستند و هیچ کس سری را که درد نمیکند، دستمال نمیبندد؛ که تولید خبر هم سخت است و هم مرد کهن میخواهد. و البته مسئولان آشنا به کارکرد رسانه و نقدپذیر هم.
برای مثال در حوزهی کتاب تمام موجهایی که ایجاد میشود در روز و شبهایی چون "هفته کتاب" و "نمایشگاه کتاب" و امثالهم خلاصه میگردد و در سایر ایام، تنها به اخباری که میرسد، اکتفا میشود. دوباره همان "وی گفت / وی افزود" ها و این کتاب یا آن دفتر منتشر شد، همین.
قاعدتا با چنین اطلاعرسانی و رسانههایی، باید هم همیشه از کمبود سرانه مطالعه در کشور تاسف بخوریم و بی توجهی به کتاب نویسنده و ناشر و توزیع و ...
بهار 85 روزهای گرمش را بر سبزینههای ذهنمان سایه میانداخت، در حالیکه هم سال، سال عزیزی شده بود و هم نمایشگاه کتاب به عنوان بزرگترین اتفاق فرهنگی کشور در شرف وقوع بود.
اولین جنجال خبری سایت، پیوند مطلب 5 بوس کوچولو و نقد کوتاهی که به شیوهی انتخاب و تقدیر از 5 داستان نویس برتر سال ــ با 8 سکه جایزه! ــ ایجاد شد که البته پایان خوشی داشت. آن روزها، اگرچه برخی که متن در حمایت از حقوق ایشان بود، ما را به القاب زشت و زیبای بسیاری مزین کردند، ولیکن بیتردید حاصل آن جنجال جسارتآمیز، آن شد که جایزهی کتاب سال جمهوری اسلامی بعد از 24 دوره به پنجاه سکهی بهار آزادی رسید، تا حداقل طعم خوش تجلیل برای آنها که از عمق سلولهای فکریشان برای ایرانیان زحمت میکشند، کمی با مزهی چمن سبز گردانندگان توپهای ورزشی همخوان شود، که اگر او قهرمان است، این هم قهرمان است، آن هم ماندگارتر و ستودنیتر.
گذری بر انبار خرید کتاب وزارت ارشاد و تهیهی گزارشی با تیتر "تاریکخانهی فرهنگ" اولین شلیک پر سر و صدای کتاب نیوز بر پاشنه آشیل مسئولان جدید ارشاد، با عکس العمل فوری و همهجانبهی مسئولان ارشاد همراه شد، پس از آن گرد و خاک پنج بوس کوچولو. اعضای شورای خرید کتاب که به شدت از اطلاعات دقیق آن گزارش شگفتزده و عصبانی شده بودند، هر یک به نوعی پالسهای منفی خود را از گوشه و کنار به سمع و نظر نگارنده و مدیر مسئول سایت میرساندند، حتی رییس دفتر و خود وزیر هم در قبال این گزارش حرفهایی زدند شنیدنی. همین اتفاق ساده که در جامعهی اطلاع رسانی از آن به شفافسازی و در ادبیات دولت نهم به "عدالت محوری" تعبیر میشود، به جای تقدیر و تشکر، آغاز جنگ روانی و غیر روانی! ارشاد علیه کتاب نیوز و گردانندگانش بود.
گزارش "دو هیچ به نفع صدا و سیما" که نقدی بر عملکرد سازمانهای دولتی در تعظیم و بزرگداشت صحیح سال پیامبر اعظم (ص) بود، موجبات کدورت شدید سازمان تبلیغات و همراهی ایشان با ارشاد شد. گزارشی که به سرعت در سایتها و مجلات مختلف منتشر شد و عکسالعمل جدی و عملی برخی مسئولان بلند مرتبه فرهنگی را هم برانگیخت.
و این ماجرا چندین بار و هربار برای بخشی از مدیریت فرهنگی ــ از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزهی هنری، صداوسیما، کانون و انجمنهای ادبی و علمی و حتی مدیریت حوزههای علمیه ـــ تکرار و متاسفانه بر دشمنان! رسانهای سایت افزود. گویی متاع "نقد" و "آینهداری" در این دیار خریدار اندکی دارد.
اگرچه این دشمنی مضحک بسیار جدی شده است، اما هنوز مدیریت سایت عطای "نقد از درون" ــ که به زعم ما لازمهی حیات فرهنگی است ـــ را به لقایش نبخشیده و پای تمام عواقب احتمالیش ایستاده است.
امروز که کتاب نیوز یک ساله شده است، خوشحالیم که حیات با عزتی داریم، با تلاش دوستانی که همواره صادقانه و بدون چشم داشتی، عاشقانه قلم میزنند. نگاهی به صفحات داخلی کتابنیوز، وسعت کارهای انجام شده و صفحات تولیدی و منحصر به فرد این یکساله را عیان میکند.
امروز با کوله باری از تجربه در حوزهی فراموششدهی فرهنگ، بویژه کتاب؛ یکساله شدیم و پس از حضرت باری تعالی ــ که لطفش بیدریغ و همیشه همراهمان است ــ باید از مخاطب عاشقی که هر روز پنجرهی کتابنیوز را پیش چشمانش باز کرد و نوشتههای ما و دوستان ما را خواند، سپاسگذار باشیم.
مطمئنا وقتی میبینیم که یکی از مطالب سایت، بیش از 20هزار خواننده داشته، دیگر نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم که حوزهی فرهنگ و دریچهی کتاب، مخاطب ندارد. حداقل ما مخاطبش را نشان کردهایم، و امید که قدرش بدانیم.
از تحمل مسئولانی که در تمامی نهادهای فرهنگی در طول یکسال گذشته در سایتهای مختلف با نظراتشان همراهیمان کردند سپاسگذاریم. برای آنها که در کمین نشستهاند و با شکایت و خبرسازی و لعن و نفرین! پاسخ نقد و نظر را میدهند هم، آرزوی سلامتی کامل داریم!
دوستی میگفت "شما قاتل صندلیهای فرهنگی هستید، مراقب باشید... بعدا به ضررتان تمام نشود؟!" حال این بعدا کی خواهد آمد، والله اعلم.
به قول سایه دوستداشتنی:
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است