اختصاصی کتابنیوز
از زمانی که بلر در راس حکومت بریتانیا قرار گرفته، ساختمانهای دولتی این کشور را به سالنهای دادگاهی تبدیل کرده و در این میان برای پیشبرد اهداف و افکارش، وکلا و قضات تنها از میان دوستان وی و متهمین از میان مخالفانش انتخاب میشوند!
آنچه که از اخبار و گزارش رسانههای مخالف و موافق دولت و حزب کارگر هویداست، عملکرد گزینشی "بلر" در انتخاب افراد و نوع سیاست داخلی و خارجی و حتی نوع برخورد وی با خانواده سلطنتی، بیشتر از بیرون کشور هدایت میشود. با این همه جفری ویتکرافت را با کتاب جدیدش، به طور حتم نمیتوان در صف اول وکلای دولت بلر شمرد.
جفری ویتکرافت در کتاب جدیش تحت عنوان "تو بلر!" یا "هی! بلر" با زبانی طنز و تحقیر آمیز، سیاستهای چند سال اخیر انگلیس و تبعیت کورکورانه این کشور از ایالات متحده را به طور جدی زیر سوال برده است. در این کتاب ویتکرافت به طور کلی اشتباهات تونی بلر از تصمیمگیری در جنگ عراق گرفته تا نوع تعامل با مردم کشورش را جزء به جزء مورد اشاره قرار داده است.

ویتکرافت از همان عنوان عامیانه کتاب، که به جای استفاده از زبان رسمی به نوعی از محاوره در خطاب کردن بلر و در اصطلاح " زبان slang" استفاده کرده، انتقادات کسانی را منعکس میکند که در دادگاههای بلر به احتمال زیاد اگر جزء متهمین نباشند، باید بیرون از سالن، انتظار بکشند.
عنوان کتاب که بلر را به طور غیر رسمی مورد خطاب قرار میدهد، از همان گفتگوی زشت و غیر رسمی نخست وزیر انگلستان با جرج دبلیو بوش، رییس جمهور آمریکا اقتباس شده است.
به گزارش کتابنیوز، گاردین در معرفی خود از این کتاب آورده است: در جلسهی سن پترزبورگ، وقتی میکروفونها به طور معجزه آسایی روشن بودند! حاضران جلسه به خوبی رابطه حقیقی میان انگلیس و آمریکا را دیدند. (یا بهتر است بگوییم، شنیدند) در آن گفتگوی عامیانه که بیشتر شبیه گفتگوی ولگردهای پشت خیابانهای پترزبورگ بود، بوش در حالی که نخست وزیر کشور انگلیس را به عنوان پیش خدمت خود فرض میکرد، وی را با زبان عامیانه خطاب می کند: هی تو بلر!
ویتکرافت مینویسد در اشغال عراق، اگرچه بلر با مخالفتهای زیادی روبرو میشود، ولی از کوچکترین فرصت برای برآوردن و تامین نیازهای روحی جنگطلبانهی خود دریغ نمیکند و با وجود افشاگریها و مخالفتهای جرج و ویلسون که خود از اعضای حزب کارگر هستند، در پیوستن به جرج بوش لحظهای درنگ نمیکند.
در نوشتههای ویتکرافت پیروی بلر از بوش در تعاملات سیاست داخلی و خارجی نه تنها یک اتهام است، بلکه توهین بزرگی به هم حزبیهای خود او محسوب میشود. وی با نوشتن این جمله در اصل، بیانگر این حقیقت است که بلر نه به حزب راست تعلق دارد نه چپ و با دروغهایش تنها به پول فکر میکند. همانطور که "جرج مایکل" خواننده پاپ انگلیسی، در یکی از ترانههایش بلر را "پسر بیهنر اتاق خطاب میکند" به نقل از روی جنکینز باید گفت: "بلر از لحاظ مغزی و استعداد، دارای یک عقل دست دوم است و از آن طرف دارای غرایز و خلق و خوی غیر انسانی دست اول میباشد."
اگرچه شاید این نقطه نظر از دید سایر نویسندگان کمی افراطی به نظر آید، ولی ویتکرافت را از جمله کسانی باید شمرد که پروندهها و ادعاهای خود را با دلیل و مدرک ثابت میکند. ویتکرافت نویسندهای است که برای محکوم کردن جنایات بلر و بوش حتی اگر مجبور شود، میتواند بیش از هزار وبلاگ مخالف بلر را جمع آوری کند.
ویتکرافت اگرچه خودروی دولتی بلر را در بنبستی تاریک گرفتار میبیند، ولی با وجود بلند پروازیهای نخستوزیر و غرور او، دنده عقبی در موتورش نمیبیند و مطمئنا جنون انجام کارهای بزرگ وی را وادار به پیروی از آمریکا میکند.
البته از مارگارت تاچر گرفته تا نومحافظه کاران آمریکایی، هیچ کدام در مقایسه با بلر تا این اندازه دست به کارهای عجیب و غریب نزده و شاید بعد از این نیز نزنند و باید در تاریخ جزیره بریتانیا، نام بلر را در فرمانبرداری و رفتارهای تعظیم گونه در مقابل یک مقام کشور دیگر به عنوان نمونه و سمبل ثبت کرد.
ویتکرافت در اینجا بدون اظهارنظر شخصی، تاریخ را مثال میزند و مینویسد هر کس به جای بلر با مطالعه مختصری از کتابهای تاریخ میتوانست در حمله به عراق تصمیم بهتری اتخاذ کند. در بعضی از اوراق تاریخ نوشته: "وقتی که آمریکا خواست به ویتنام لشگرکشی کند، "هارولد ویلسون" با اینکه به عنوان نخست وزیر، دوست آمریکا شناخته میشد، این کشور را در باتلاق ویتنام همراهی نکرد."
البته ویتکرافت در مورد آینده انگلیس به چیزی اشاره نمیکند و فصلی از کتابش را به آن اختصاص نداده است؛ ولی با اشاره به مبارزات انتخاباتی "گوردون براون" مینویسد: هی براون! به نظر تو برای مبارزه با بلر و اصلاح اشتباهات زندگیاش تا چه اندازه قطع رابطه با آمریکا لازم است؟ تا چه اندازه پارلمان و احزاب مخالف میتوانند بلر را شکست دهند؟
books.guardian.co.uk/reviews/politicsphilosophyandsociety/0,,2020670,00.html