کتاب نیوز  شناسنامه

مشاهده و اصول یادداشت‌نویسی/ فاطمه علیزاده

یکی از مهم‌ترین درس‌های رشته‌ی جامعه‌شناسی، "تکنیک‌های خاص تحقیق" است. و از کارآمدترین تکنیک‌های تحقیق، روش "مشاهده" است. که مثل همه‌ی روش‌ها معایب و محاسن مخصوص به خودش را دارد.

 

 

محقق بوسیله‌ی مشاهده می‌خواهد نظریه‌پردازی کند و مثلاً شیوه‌ی زندگی مردم را مطالعه می‌کند تا حکمی را در آن کشف کند. در رشته‌‌ی مردم شناسی و قوم نگاری، مشاهده کاربرد وسیعی دارد.

 

مشاهده فقط به دیدن محدود نمی‌شود. بلکه شما در این روش بوسیله‌ی حواس پنج‌گانه‌تان مشاهده می‌کنید. پس در این‌صورت شنیدن، بوئیدن، چشیدن و لمس کردن هم، مشاهده هستند.

 

برای مثال؛ می‌خواهید نحوه‌ی غذا خوردن دو طبقه‌ی مرفه و فقیر جامعه در رستوران‌ها را مطالعه کنید. ابتدا محیط و مکان مربوط به هر کدام از این دو طبقه را مشخص می‌کنید. مثلا برای قسمت مرفه؛ وارد یک رستوران گران قیمت می‌شوید و نحوه‌ی رفتار افراد را مشاهده می‌کنید، نوع پوشش و لباس مشتری‌ها( استفاده از حس بینایی)، نوع عطری که استفاده می‌کنند(استفاده از حس بویایی)، حرف‌هایی که هنگام غذا خوردن بین افراد رد و بدل می‌شود(استفاده از حس شنوایی)، خوردن غذای مورد نظر (استفاده از حس چشایی)؛ مشاهده محسوب می‌شود.

 

چند نوع تقسیم بندی هم وجود دارد که مختصر‌ترین‌شان، تقسیم کردن مشاهده به دو قسمت "مشارکتی" و "غیر مشارکتی" است. در مشاهده مشارکتی، محقق خودش عضو گروه تحقیق شونده می‌شود. برای مثال شما می‌خواهید در مورد نحوه‌ی رفتار پدران با فرزندان دختر در خانواده مطالعه کنید؛ در حالیکه خودتان هم پدر هستید و دختری دارید. پس نحوه‌ی رفتار خودتان را هم مطالعه می‌کنید. یا موضوع مورد مطالعه‌تان، مطالعه‌ی شیوه‌ی زندگی یک ایل عشایری ‌است. حال اینکه خودتان عضو همان ایل هستید.

 

در مشاهده‌ی غیر مشارکتی هم شما هیچ اشتراکی با گروه مطالعه‌شونده ندارید.

 

مشاهده مشارکتی و مشاهده غیر مشارکتی خودش به دو قسمت "پنهان" و "آشکار" تقسیم می‌شود. در هر کدام از مشاهدات بالا یا خودتان را معرفی می‌کنید (آشکار) یا معرفی نمی‌کنید(پنهان).

 

البته مشاهده به "تمایل" افراد برای همکاری کردن نیازی ندارد. چون اصلاً قرار نیست آن‌ها بفهمند که، قرار است بر روی آن‌ها مطالعه شود. ممکن است برخی اوقات به نمونه‌ها و گروه بگوییم؛ اما در اکثر موارد لزومی ندارد مطلع باشند، چون در اکثر موارد افراد، در صورت اطلاع، رفتارهای طبیعی‌شان را از دست می‌دهند و مطالعه رفتارهای مصنوعی هم برای نظریه‌پردازی مفید نیست.

مشاهده روش ساده و عملی است. روشی نسبتاً کم خرج و در چارچوب‌های اجتماعی مختلف، قابل اجرا است.

 

یکی از مهمترین نکات موفقیت آمیز روش مشاهده "یادداشت نویسی" است. گویی یادداشت نویسی و مشاهده ممزوج یکدیگر شده‌اند. از جمله اصول کار این است که پس از هر جلسه مشاهده باید موارد مشاهده شده را نوشت و هرگز نباید کار را به تعویق انداخت. و البته یادداشت‌ها را به هیچ‌وجه نباید نوشت و کنار گذاشت. بلکه باید آن‌ها را تنظیم کرد. مثلاً یادداشت‌های مربوط به صحنه، افراد، ابزار، رفتار، هر کدام باید در قسمت مربوط به خود باشند. نظم و ترتیب برای پیشرفت در روش مشاهده یک کلید طلایی است. 

 

اما دراینجا یک نکته‌ی مهم هم وجود دارد. چه مشاهده اعلام شده باشد، چه به‌صورت پنهان باشد؛ در هر صورت مشاهده‌گر نباید در حین مشاهده وقت زیادی را صرف یادداشت نویسی کند. او باید همیشه در گروه حاضر باشد. چون ممکن است در حین یادداشت برداری او اتفاق مهمی بیافتد.

می‌گویند" لِفلند " یک مداد را به شش، هفت قسمت تقسیم می‌کرد و یک قسمت کوچک را با یک کاغذ در جیب‌اش می‌گذاشت. و در هنگام حضور در گروه، وقتی رفتاری را می‌دید فقط به‌اندازه‌ی اینکه دستش را در جیبش کند و یک علامت روی کاغذ بگذارد، وقت مصرف می‌کرد، تا آن اتفاق یا رفتار را از یاد نبرد و بعداً هنگام تنظیم یادداشت‌اش توضیحات مربوط به آن علامت را بنویسد.

 

حتما هنگام یادداشت نویسی باید به این نکته توجه کرد که باید طوری یادداشت‌ها را تنظیم کنیم که آن‌چه که روی داده و حقیقتِ یک اتفاقِ افتاده است(Fact)، با آن چیزی که برداشت محقق و مشاهده گر از آن واقعه بوده، تفکیک شود. شاید بعد از یک‌سال یا دو سال دیگر، وقتی کار محقق تمام شد؛ لازم باشد بداند چه چیزی واقعاً اتفاق افتاده و چه چیزی به گمان او، روی داده است. و برای هر کدام از این‌ها باید حساب جدا گانه‌ای باز کرد.

 

در یادداشت نویسی به هیچ وجه نباید نام افراد، آدرس‌ها و شماره تلفن آن‌ها نوشته شود. چون ممکن است یادداشت دست فرد نااهلی بیافتد. بالتبع یک محقق یا مشاهده گر؛ پلیس، جاسوس، قاضی و یا مُصلح اجتماعی نیست. لذا برای سهولت می‌توان برای افراد اسم رمز یا شماره و کد گذاشت.

 

 

 

یکی از بهترین سنت‌ها در مشاهده این است که محقق پس از آن‌که یادداشت‌های هر جلسه را به صورت کامل تهیه کرد، آن را در اختیار فردی قرار بدهد که نسبت به محیط مشاهده، بیگانه است. از یک فرد غریبه به محیط، بخواهد که یادداشت‌ها را بخواند و چنان‌چه سؤالی یا نقطه‌ی تاریکی را می‌بیند و یا چیزی را نمی‌فهمد، آن را مطرح کند. وقتی محققِ مشاهده‌گر بومیِ یک محل یا محیط می‌شود، با این‌که پژوهش‌گر است؛ ممکن است به آن‌جا و افراد و اتفاقات عادت کند و خیلی از چیز‌ها برایش واضح و عادی باشد در صورتی‌که برای دیگران مُبهم است.

 

محقق مشاهده‌گر باید توان نگارش داشته باشد. جمله‌هایش معنا‌دار باشد. جملات باید روح داشته باشند و زنده باشند. زیرا محیطی که مشاهده‌گر آن را دیده، زنده و پویا بوده است.

 

او درباره‌ی زندگی طبیعی مردم، رفتار مردم، طرز عمل گروه‌ها، معانی و مفاهیمی که مردم هنگام تعامل با یک‌دیگر دارند، صحبت می‌کند. پس گزارش هم باید این حالت را القاء کند. باید بسیار دقیق آن‌چه که مشاهده شده، توصیف شود. بطوری که بتواند آن صحنه را پیش روی خواننده زنده کند.

 

گزارش یک مشاهده باید گرم و به اصطلاح پر‌خون باشد و کلمات مناسب و متناسب و به‌جا انتخاب و چیده‌ شود.  و البته این کار به تمرین نیاز دارد. باید نوشت و پاره کرد. و بازهم و باز هم...

 

وقتی جمله‌هایمان با روح می‌شود که، از صفت‌ها و قیدها در آن استفاده کنیم. افعال را به‌وسیله‌ی قیدها بسط دهیم و اسم‌ها را به‌وسیله‌ی صفت‌ها. اساس یک گزارشِ مشاهده، جنبه‌ی وصفی آن است. مشاهده‌گر باید چشم‌اش را و قلم‌اش را تربیت کند. باید قدرت احضار کلمه داشته باشد تا بتواند وصف کند.

 

یک پیشنهاد: شمعی را روبروی‌تان بگذارید. از چیزهایی که دارد و هست بنویسید. نه شاعرانه و رمانتیک. از چیزی که می‌بینید بنویسید. تمرین خوبی است برای یک شروع خوب.

۱۳۸۵/۱۲/۲۳
 مطالب مرتبط 
از مافیا تا عشیره‌ به روایت شهبازی پسر
باتلاق یا دریا؟ / فاطمه علیزاده
انجمن مخفی
نامه‌های بدون نشانی/ فاطمه علیزاده
درمان در عطاریِ عطار
ببخشید آقای راننده، مقصد کجاست؟
کاپوچینو در رام‌الله / فاطمه علیزاده
چسب‌کاریِ یک انسان معاصر
نمایشگاه پیامبراعظم(ص). بخش‌سوم
نمایشگاه پیامبر اعظم(ص). بخش دوم
نمایشگاه پیامبر اعظم(ص). بخش اول
بالا بلندِ ساکنِ برج میلاد
روزهایی که خدا را ندیده‌ای؟!
صد سال تنها در آمریکای لاتین / فاطمه علیزاده

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
علی‌‌پروین در دوکوهه / داوود امیریان
در حال تشنگی خوابم برد. یک دفعه دیدم قطره‌های آب روی صورتم می‌ریزد. چشمهایم را باز کردم. خواهرهایم بودند. گریه می‌کردند و مرا می‌بوسیدند. آنها که رفتند نمازشب خواندم و گفتم خدایا من شهادت را دوست دارم، اما این یک‌بار ما را شهید نکن، اینها خیلی گریه می‌کنند و متأسفانه خدا به حرفم گوش داد.
۱۳۸۷/۰۸/۱۸
نسل دوم مهاجران / جومپا لاهیری
وقتی کسی به عنوان فرزند خانواده‌ای مهاجر در سرزمینی بیگانه بزرگ می‌شود، همواره معنای پدیده‌ای را که می‌توان بی‌ریشگی یا بی‌ریشه‌کردن خود نام گذاشت به‌خوبی درک می‌کند... من خود می‌دانستم که والدین‌ام چه کشیده‌اند و احساس بی‌ریشگی کاملا برایم ملموس و آشنا بود.
۱۳۸۷/۰۷/۱۷
درشت‌نمایی مضحکه / محمدعلی علومی
آثار ارسکین کالدول به راحتی می‌توانند آثاری از خسروشاهانی و یا کیومرث صابری باشند. آثار ویلیام سارویان شباهت زیاد به آثار منوچهر احترامی و آثار جیمز تربر با آن فضاهای غریب و سوررئال می‌توانند آثاری از عمران صلاحی و یا غلامحسین ساعدی باشند... در تمام آثار ادبی ارزشمند روانکاری آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف و متضاد دیده می‌شود.
۱۳۸۷/۰۷/۰۶
خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
۱۳۸۷/۰۶/۰۷
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
۱۳۸۷/۰۵/۱۴
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده
این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
۱۳۸۷/۰۴/۲۵
حکمت‌مظلوم‌صدرایی/ حسن فتحی
تاریخ نگاران، فقط روزشمار زندگی شاهان را نوشته‌اند و حتی به تعداد بیماری یبوست آنها نیز اشاره کرده‌اند، اما درباره‌ی زندگی دانشمندان و اهالی علم و فن بیش از چند سطر و یا نهایتا چند صفحه ننوشته‌اند؛ زیرا تاریخ‌نگاران بیش از هرجا در کانون‌های قدرت متمرکز بوده‌اند و درباره‌ی قدرت‌مداران نوشته‌اند؛ نه درباره‌ی حقیقت‌مداران.
۱۳۸۷/۰۳/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
مافیای دولتی نشر / محمدرضا حدادی
وزارت فرهنگ فقط در سال گذشته نزدیک به 270 میلیارد تومان بودجه داشته است؛ سازمان تبلیغات اسلامی بین 20-17 میلیارد تومان ...چرا نباید ناشرین رتبه‌بندی شوند؟ آیا هرکسی باید حق انتشار فرهنگ لغات داشته باشد؟ آیا هرکسی باید حق انتشار کتب دینی را داشته باشد؟ آیا هر کسی باید حق ترجمه‌ی کتاب داشته باشد؟!
۱۳۸۷/۰۱/۱۸
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
۱۳۸۶/۱۲/۱۶
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
۱۳۸۶/۱۰/۰۴
حرف‌هایم را در شعرهایم می‌زنم / قیصر امین‌پور
قرار نیست ما از جوان‌ها انتظار داشته باشیم همه "علی معلم" باشند. آنها بایستی شروع کنند و تمرین کنند. باید قواعد را یاد بگیرند. محتوا خودش در اثر تفکر و رشد پیش می‌آید.
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
ممیزی در اتاق تاریک یا داستان سانسور
این تاریکی و عدم شفافیت که "بی‌تردید" موجد و موجب فساد است؛ سال‌هاست که گریبان فرهنگ ما را گرفته است و ظاهرا هم کسی نمی‌خواهد به داد آن برسد. برخورد‌های سلیقه‌ای، رشد نشر زیر زمینی و از همه ‌مهم‌تر عدم امکان ارزیابی و نظارت به دلیل وجود نداشتن آئین‌نامه‌های شفاف و جامع و خلاصه بی‌قانونی، همگی حاصل این تاریکی است. آنچه می‌آید قرار "بود" اولین مصاحبه‌ی رسمی با یک بررس کتاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد...
۱۳۸۶/۰۸/۰۶
وقتی همه شاعر می‌شوند / گفتگو با علی معلم دامغانی
می‌توانیم نا امید نباشیم، بخصوص اگر زحمتی کشیده شود و کسی زمینه‌ای برای "بیداری" فراهم کند. ابزار رسانه‌ای امروز تبدیل به اسباب‌بازی‌ای شده که انسان بیشتر با آن وقت می‌کشد. ابزاری که می‌توانست با جاذبه‌هایی که دارد، بیدارکننده باشد، تبدیل به ابزاری برای خواب کردن مردم شده است.
۱۳۸۶/۰۷/۱۱
روشنفکر باید ملاک بسازد / گفتگو با ‌جلال آل‌احمد
نه می‌خواهم چیزی بسازم-- دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم -- و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم -- با از سیاست در‌آمدن‌ها -- ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم.
۱۳۸۶/۰۶/۲۵
در برابر تحقیر رسانه‌ای / بیژن نوباوه
به ما ویزای "سی 2" می‌دهند؛ ویزایی که برای کارکنان و خدمه‌ی کشتیرانی و یا خدمه‌ی هواپیما صادر می‌شود. خبرنگاران ما در آمریکا بیش از 25مایل نمی‌توانند از محل اقامتشان فاصله بگیرند. با هیچ دستگاه دولتی آمریکا حق گفتگو ندارند. اجازه‌ی ورود به واشنگتن‌سیتی ــ پایتخت ــ و اجازه‌ی تهیه گزارش از کنگره‌ را هم ندارند.
۱۳۸۶/۰۵/۱۷
ما اصلا روشنفکر دینی نداریم!
روشنفکر برای ایجاد تحول باید بتواند یک فکر را جایگزین فکری دیگر کند. همیشه هم معنی فکر این نیست که موجودی گذشته را از بین ببریم... در حالیکه در جامعه‌ی ما معمولا روشنفکری را با مبارزه اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند که هرکس با دولت مبارزه کند، روشنفکر است
۱۳۸۶/۰۵/۰۸
"ماهی" در ماهی‌تابه / یک ناشر
طیف کتاب‌خوان بزرگ‌سال ما در اقلیت است و اگر بخواهیم کتاب‌خوان کتب بزرگسال داشته باشیم، مطمئنا باید از میان کودک و نوجوان صید کنیم... این حمایت از نشر و فرهنگ و قلم را باید بردارند؛ هر کس توانست، کار کند؛ هر کس نتوانست به سراغ شغل دیگر خواهد رفت.
۱۳۸۶/۰۴/۰۶
ما بی‌عرضه‌ایم!
fax News، NBC ،CBS و AP و... خیلی راحت و آزادانه در ایران در حال تهیه‌ی گزارش و مصاحبه برای تشویش افکار عمومی جهان هستند؛ ولی ما همچنان بایکوت هستیم. این ماجرای دردآور همچنان، مسکوت مانده و مشمول مرور زمان شده و با یک تعارفاتی برگزار و از آن عبور می‌شود.
۱۳۸۶/۰۳/۲۶
معتقد به تبلیغات نیستم
آقای جلیلی مختارند. می‌توانند انتخاب کنند و برگردند و ادامه کار بدهند و می‌توانند ادامه ندهند. ولی ما نشریه سوره را ادامه می‌دهیم. کما اینکه دیدید شماره سی‌ام هم منتشر شد و شماره جدید هم همین روزها منتشر خواهد شد.
۱۳۸۶/۰۲/۲۳
نقشه‌ای برای تولید آثار فاخر دینی و ملی نداریم
استناد به خواب و رویا، احضار روح، ملاقات با ائمه و... از جمله موضوعاتی است که امروز دستمایه سودجویانی شده که همخوانی ذاتی این موضوعات با فطرت را به عنوان کلیدی راه‌گشا! برای حضور بازاری در جامعه‌ی نشر و کسب سودهای کلان شناخته‌اند.
۱۳۸۶/۰۲/۱۸
از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر "نادر ابراهیمی"
همسر و همراه آدمی پر شر و شور بودن، لذت‌بخش است؛ اما سخت هم هست. وقتی همسر کسی که چند فرزند دارد، به خانه بیاید و بگوید: «اخراج شدم»، چه حالی به انسان دست می‌دهد؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۹
اصلاحات اضطراری در شورای عالی انقلاب فرهنگی / حسن رحیم‌پور ازغدی
مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست: اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی، تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها، نفی تحول، توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم.
۱۳۸۵/۱۲/۱۲

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
پژوهشکده فرهنگ و معارف
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام