اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
چند ماه قبل از حمله آمریکا به عراق، زگنیف برژینسکی، مشاور امنیت ملی رییس جمهور سابق آمریکا، جیمی کارتر، به عنوان یکی از معدود اعضای شورای سیاست خارجی این کشور، از خطرات و عواقب این جنگ بدون طرح و برنامه هشدار داد. در آگوست سال 2002 وقتی دولت بوش برای اشغال عراق آماده میشد، برژینسکی دوباره از غیرقابل پیش بینی بودن این جنگ خبر داد ولی ظاهرا در آن زمان گوش شنوایی برای حرفهای او پیدا نمیشد.
او معتقد بود: "این جنگ اشخاص است که بر اساس امیال و اهداف بوش و اطرافیانش پایهریزی شده است." در ماه فوریه 2003 میلادی چند هفته قبل از شروع حمله امریکا به عراق، برژینسکی در یک مصاحبه خبری در حالی که با صراحت کامل صحبت میکرد، این لشکرکشی را حمله "یک آمریکایی" برای رسیدن به منابع عظیم عراق یاد کرد و این جنگ را موجب منزوی شدن مردم و دولت آمریکا در میان دوستان و دشمنان خارجی خود پیش بینی کرد.
حالا و بعد از 4سال که عراق در دست اشغالگران آمریکایی قرار دارد، برژینسکی در کتاب جدید خود با عنوان "دومین فرصت: سه رییس جمهور و بحران آمریکای ابرقدرت" که به گفته خود او به مقتضای شرایط نوشته شده است، نه تنها به بررسی و تحلیل خسارتهای کوتاه و بلندمدت آمریکا در عراق میپردازد، بلکه از اوضاع پرآشوب و پرمخاطرهای خبر میدهد که بیشتر از همه دامن خود دولت بوش را خواهد گرفت.
برژینسکی در این کتاب به عنوان یک خبرنگار بیطرف، سیاست خارجی آمریکا را در دوره سه رییس جمهور اخیر این کشور یعنی جرج بوش، بیل کلینتون و جرج دبلیو بوش مورد بررسی قرار میدهد و به آسیب شناسی تصمیم های این سه تن می پردازد.
وی در این کتاب با ارایه اطلاعات کامل از رویه و نوع سیاستهای این سه رییس جمهور، آنها را به نقش داشتن در گرفتاری امریکا در باتلاق عراق متهم میکند. به نوشته برژینسکی این سه سیاستمدار به تنهایی با گمانه زنیهای بی مورد خود، یک دوجین دشمن برای آمریکا درست کردهاند.

به گزارش کتابنیوز به نقل از نیویورکتایمز، نظر برژینسکی در مورد سابقه و عملکرد رییس جمهور فعلی را میتوان به یک تاسف و فاجعه و حتی یک کابوس وحشتناک تعبیر کرد. نویسنده در این کتاب با تحلیل کلی از اوضاع کنونی آمریکا، تنها جرج بوش پسر را مسئول مستقیم گرفتاریهای خانوادههای آمریکایی معرفی میکند.
برژینسکی با مقایسه آمارهای مربوط به دوران حکومت جرج بوش پدر و پسر، آمریکا را با پسرفت روبرو میکند. وی می نویسد: " مثلا در ابعاد نظامی، امریکا به مراتب از لحاظ داشتن ادوات و استراتژی جنگی نسبت به سالهای دهه نود پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است، ولی در عوض اگر روزی اخبار گوشه و کنار جهان را مرور کنید به طور حتم تنها سیاستهای غلط بوش پسر را مسئول شکستها و کشته شدن سربازان آمریکایی که تنها از ترس گرسنگی حاضر به ترک دیار شدهاند معرفی خواهید کرد. "
به جرات میتوان گفت "دومین فرصت" یا "دومین انتخاب" از بعضی نقطه نظرها ادامه کتابهای قبلی برژینسکی است. وی در سال 1997 "صفحه شطرنج دنیا و سلطه گری آمریکا" و در سال 2004 "انتخاب؛ تسلط یا رهبری بر جهان" را در انتقاد از سیاستهای افراطی آمریکا بعد از دوران جنگ سرد به رشته تحریر درآورد. و در ادامه کتابهای قبلی خود، سیاست چند سال اخیر آمریکا را بر اساس ویرانی کشورهای تحت اشغال و آبادانی نقاط مورد نظر صاحبان ادوات جنگی ارزیابی میکند.
"بعد از سقوط دیوار برلین در سال 1989 و فروپاشی نظام کمونیستی شوروی، امریکا دیگر رقیبی در شرق و غرب نداشت که پرچم جنگ تکان دهد و میدان برای نومحافظهکاران نسل سوم آنگلوساکسونها فراخ شد و آنها با وجود اروپای ضعیف، دیگر رقیبی برای دست اندازی به منابع زیر زمینی خاورمیانه نمیدیدند."
به نوشته برژینسکی، بوش پدر با تدبیر از غیاب شوروی استفاده کرد و لشگری بین المللی برای نجات کویت در جنگ اول خاورمیانه موسوم به طوفان صحرا به راه انداخت و با بهره گیری از مهارت سیاسی و نظامی خود، تلاش کرد کویت مستقلی زیر نظر آمریکا ایجاد کند؛ ولی نتوانست این موفقیت (تسلط بر کویت) را تداوم بخشد. ولی با این وجود بوش پسر که توانست بر عراق بزرگتر و ثروتمندتر مسلط شود نه تنها موفقیتی در تاریخ آمریکا ثبت نکرد، بلکه شاید از این پس همیشه از او به عنوان چهرهای جنگ طلب در تاریخ این کشور یاد شود .
در این میان که بوش پسر و پدر به هر طریقی از سوی برژینسکی در ایجاد جوی پرتلاطم در روابط سیاسی بین الملل ایالات متحده محکوم میشوند از کلینتون با دو پارامتر مثبت یاد میشود: برقراری صلح کمپ دیوید2 ، گسترش و استحکام پیمان آتلانتیک شمالی که به ثبات در منطقه بالکان منجر شد. از نظر نویسنده این پارامترها در کارنامه هر رییس جمهوری یک نقطه روشن است، ولی سیاستهای سالهای اخیر کلینتون با اعتقادات و انحرافات اخلاقی وی هم داستان میشود و حتی در این سالها مردم آمریکا نیز به استعفای رییس جمهور محبوب راضی میشوند.
به هر حال برژینسکی در پایان کتاب جدید خود با انتقاد از سیاستهای این سه رییس جمهور، بدترین وضعیت ممکن را برای آمریکا و جهان ارزیابی میکند و تکبر و استعمار آمریکایی را در عصر پست امپریال(دوران بعد از استعمارگری) بیمعنی میخواند.
وی در این کتاب 234 صفحهای مینویسد: "در زمانی که ملت های مستقل جهان زندگی در کنار هم و وابسته به هم را ترجیح میدهند و موفقیت را در همکاری و احترام به حقوق یکدیگر درک کردهاند، تکروی و تکبر از لحاظ سیاسی و تنها احترام و اعتقاد به دین و کیش خود، در دنیای متنوع مذاهب که در سیاست خارجی آمریکا به مقولهای عادی تبدیل شده است، محکوم به شکست است و بیشک ابرقدرت آمریکایی روزی به پایان خواهد رسید."
نیویورک تایمز