اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
زمانی که در دنیای تحت نفوذ رسانهها، واقعیتی "کوچک و بیاهمیت" به یک دروغ "بزرگ و با اهمیت" تبدیل میشود، دیگر چه فرقی میکند که هولوکاست وجود داشته باشد یا نه؛ مهم این است که سرزمین شما اشغال شود و مردمان شما به اسارت گرفته شوند. مهم این است که جماعتی با ترویج این دروغ به منافع مورد نظر خود برسند.
"توا رایش" نویسندهی تازه کار آمریکایی، اگرچه به نظر میرسد خود طرفدار هولوکاست باشد ولی در کتاب جدیدش تحت عنوان "هولوکاست من" اعترافات ناگفتهای را بر زبان می آورد:
"همه کسانی که به هولوکاست اعتقاد دارند، بیشتر از اینکه از صحت یا عدم صحت کشتار 6 میلیون یهودی در طول سالهای 1930 تا 1940 میلادی در اردوگاه آشوویتس بحث کنند، تنها به استفادهی تجاری و "حفظ سمبلیک هولوکاست" میپردازند. "
به نوشتهی رایش در اینجا و در شهر واشنگتن، مرکز جایی که بیشتر از جاهای دیگر دنیا هولوکاست تبلیغ میشود، هرکس به مقدار منافع خود، شعلهی چراغ این واژه را روشن نگه میدارد. از نظر "ماریک مسر" و پسرش "نورمن" در جایگاه روسای "موزهی هولوکاست واشنگتن" و موسسه "ارتباطات هولوکاست"، کشتار یا هر چیزی شبیه آن هدیهای بزرگ است که هر چهقدر بزرگتر شود، منافع بیشتری به همراه خواهد داشت.

رایش در نوشتههایش از سرمایهدارانی که از نام هولوکاست در فروش تیشرتهایی با لغت H استفادهکردهاند؛ انتقاد کرده و و مینویسد:
"اینها به هر اتفاقی و فاجعهای که نوعی هیجان به دنبال داشته باشد، برچسب هولوکاست میزنند و در حقیقت مشتری هر نوع هولوکاستی که بخواهید! را میتوان در موزهی شهر واشنگتن پیدا کرد. اینها هر کسی را که بخواهند، حتی به عنوان راهبهی اردوگاه آشوویتس جا میزنند؛ تا بتوانند به کشتار یهودیان حتی جنبهی دینی ببخشند و فروش محصولات هولوکاستی را با توجیه مذهبی بالا ببرند."
کتاب "هولوکاست من" در بخشهایی به طور جدی مسئلهی کشتار یهودیان را از طریق مصاحبه با بازماندههای ساختگی اردوگاه آشوویتس توضیح میدهد، ولی وقتی بحثهای مضحک و انتقادی خود از صاحبان موزه و موسسات حفظ واژه هولوکاست را بیان میکند؛ در هدف پنهانی خود، یعنی دفاع از صحت واقعهی هولوکاست بازمیماند.
مثل زمانی که، در انتقاد از طرفداران هولوکاست، اظهارات ماریک مسر، رییس موزهی هولوکاست خطاب به گلوریا باکون، زن ثروتمند آمریکایی درج شده است: "ماریک وقتی از گلوریا درخواست کمک مالی میکند و با موافقت وی مواجه میشود، از آشوویتس به عنوان یک منبع سرشار درآمدزایی نام می برد. "
به گزارش کتابنیوز و به نوشته تحلیلگر روزنامهی واشنگتن پست، کتابهایی مثل "هولوکاست من" را بیشتر از آنکه در زمرهی آثار تحلیلی و یا حتی تاریخی جای دهیم، باید به عنوان نوشتههای طنزی بشناسیم که نه تنها نمیتواند از لغتی مثل هولوکاست دفاع کند، بلکه سوژه جالبی برای پیروان یهود و دیگر ادیان برای ساخت لطیفههای هولوکاستی خواهد شد.
تحلیلگر واشنگتن پست مینویسد: "این کتاب را نه تنها نمیتوان یک رمان جدی به حساب آورد، بلکه با شخصیتپردازیهای سطحیای که از بازماندههای آشوویتس ارائه شدهاست، بهتر است در برنامههای سیرک و برای سرگرمی مخاطبان بازخوانی شود."!