به تازگی "دفتر پژوهشهای کیهان" کتابی منتشر کرده است با نام "افسانهسازان هولوکاست". این کتاب که بیست و هفتمین جلد از مجموعه کتابهای "نیمه پنهان" است، توسط "ابوالحسن علوی طباطبائی" نگاشته شده و بر خلاف غالب کتابهای مجموعهی نیمه پنهان، که از نوعی ضعف در ارائهی اطلاعات شفاف و استنتاج و استدلال رنج میبرند، با مجموعهی قابل تاملی از دادهها به اثبات نظریهی خود میپردازد.
نویسنده کتاب در پیشگفتار در مورد هولوکاست توضیحاتی ارائه میکند و نظریات مختلفی را که پیرامون این فاجعه ادعایی یهودیان وجود دارد بر میشمرد. سپس به موضوع اصلی کتاب اشاره کرده مینویسد: "هولوکاست چنانکه اشاره شد، دارای باز نمودی ایدئولوژیک به نام"یهودیستیزی" است که برای جامعه یهود دارای انسجامی درونی و سلاحی عقیدتی و گریزناپذیر تلقی شده است و در واقع نوعی"تبلیغ-صنعت" مجسوب میشود: زیرا به بهانهی واهی قربانیان نیازمند و بازماندگان آنها از کشورهای اروپایی بویژه آلمان و اتریش پول و امکانات به چنگ میآورد."(ص13)
و به این ترتیب نویسنده وارد موضوع اصلی کتاب خویش میشود که همانا استفاده از ابزار قدرتمند سینما برای تثبیت ادعاهای یهودکشی و وقوع هولوکاست است. "علوی" معتقد است هالیوود و سینمای غرب( بویژه آمریکا) به شکلی کاملا هدفدار و برنامهریزی شده در راستای مظلومنمایی افراطی یهودیان و کمک به سلطه صهیونیستها بر خاورمیانه عمل کرده و میکنند. کتاب "افسانهسازان هولوکاست" فصلبندی نشده و به صورت متن و با میان تیترها فاصلهگذاری شده است.
"روز شکلگیری صهیونیزم" اولین بخش کتاب است. نویسنده در آن به محاکمه "ریچارد دریفوس" فرانسوی و سر و صداهای ایجاد شده توسط جامعهی یهودیان فرانسوی اشاره میکند، که طی یک سلسله اتفاقات زنجیروار به برگزاری نخستین کنگره صهیونیستها به رهبری "تئودور هرتزل" در سال 1897م انجامید. کنگرهای که با شرکت 204 نماینده منعقد شد. نگارنده در این فصل به وقوع جنگ جهانی و فروپاشی امپراطوری عثمانی اشاره کرده و توضیح میدهد که چگونه پس از جنگجهانی دوم به منظور زمینهسازی برای کوچ یهودیان جهان به فلسطین و تشکیل کشور مستقل صهیونیستی، افسانهی اتاقهای گاز ساخته و پرداخته شد و از آن استفادههای تبلیغاتی فراوانی صورت گرفت.
در بخش "پایان جنگ، آغاز یک جریان" چنین میخوانیم:
"نخستین تصاویر هولوکاست که به مردم اروپا و آمریکا و سایر کشورها نشان داده شد به صورت فیلمهای خبری بود."(همان ص 22)
از اینجا به بعد "علوی"، فیلمهای سینمایی که در راستای تثبیت افسانه یهودسوزی در اتاقهای گاز پس از جنگ جهانی دوم ساخته شدند را به ترتیب سال ساخت مورد مطالعه قرارداده و مشخصات آنها را ذکر میکند. آنچه که در تمام این فیلمها و به عنوان مؤلفه مشترک میتوان مشاهده کرد، ارائه چهرهای ستمدیده، مظلوم و فداکار از یهودیان و عرضهی تصویری هولناک، فاسد و ظالم از اهالی خاورمیانه! بهخصوص مسلمانان است!
در قسمت "ورود هالیوود به میدان" فیلمهایی همچون "آتش متقابل" ( ادوارد دیمیتریک-1947) "قول مردانه"(الیا کازان- 1947) و "جستجو"(فرد زینه مان- 1948) بررسی شدهاند. نویسنده معتقد است که در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه1950 ژانر جدیدی در سینمای غرب( که شاخص و نماد آن سینما هالیوود است) شکل گرفت که میتوان آنرا "ژانر اسرائیلی" نامید. برای شروع، چند فیلم را کمپانیهای هالیوودی به طور کامل در سرزمین اشغالشدهی فلسطین ساختند که میتوان به فیلمهایی همچون "مارگیر" (دیمیتریک – 1935)، "شمشیر در صحرا" ( جرج شرمن- 1949) اشاره کرد.
نویسنده در این زمینه به فیلم معروف "اکسدوس"(اتوپره مینجر-1960) که به معنای "سفر خروج" است اشاره کرده و می نویسد:
"فیلمی که یک بار و برای همیشه تصویر سرزمین جدید یهودیان را در اندیشه تماشاگران سینما در آمریکا تثبیت کرد، فیلم" اکسدوس" است؛ که در آن زمان با بودجهای بیسابقه (2میلیون دلار) به مدت 212دقیقه و به صورت تکنی کالر و سوپر پاناویژن 70 میلیمتری (یعنی سقف تکنیک و توان هالیوود) ساخته شد."
در ادامه مؤلف با نام بردن از فیلمهای مهمی که هالیوود (و سینمای غرب) برای ترویج ایده صهیونیسم و ارض موعود تولید و پخش کردند، بعضی از آنها را مورد بررسی قرار میدهد. فیلمهایی همچون "خاطرات آن فرانک" (جرج استیون-1959) که ظاهرا از روی خاطرات واقعی ساخته شده بودند و بعدها دیوید ایرونیک با بررسیهای خود اثبات کرد "خاطرات آن فرانک" را یک دختر 10ساله نوشته است!
فیلمهایی که به حماسههای مذهبی و تاریخی مورد علاقه یهودیان میپرداخت؛ مثل "سامونو دلیله" ( سیسیل ب. دومیل-1949) "دهفرمان" (همان -1956) و "بن هور" (ویلیام وایلر- 1959) و "محاکمه در نورنبرگ" (استنلی کرامر_ 1961) و فیلمهایی که برای اسرائیل تازه تاسیس تبلیغ میکردند؛ همچون "قطار سریع السیر فن راین" (مارک رابسن- 1956) و "آیا پاریس میسوزد؟" ( رنه کلمان 1966) همه و همه از جمله فیلمها و آثاری هستند که در کتاب "افسانه سازان هولوکاست" مورد بررسی قرار گرفتهاند.
یکی از مشهور ترین و تاثیرگذارترین فیلمهایی که در موضوع مورد بحث ساخته شد "فهرست شنیدلر" (استیون اسپیلبرگ 1993) است. علوی در اینباره چنین مینویسد:
"فهرست شنیدلر" برای اسپیلبرگ در ظاهر به ادعای خودش بازگشتی به سنت و سینمای وجدان اجتماعی است؛ اما در باطن نوعی ادای دین نسبت به ریشههای یهودی او است. در پایان فیلم آنگاه که بازماندگان با اشاره یک سرباز روسی به سوی شهری میروند، همگی با هم سرود عبری" اورشلیم طلایی" را میخوانند و این برای کارگردان یک خطای بزرگ محسوب میشود. زیرا این سرود یکی از سرودهای جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل بود و در شمار بار و بنهی ایدئولوژیک صهیونیستها به حساب میآید.(ص 119)
در واقع "فهرست شنیدلر" را میتوان نمادسازی هالیوود برای جهانیان دانست. چرا که طبق نوشته مؤلف پس از ساخت این فیلم بود که سیل توجهات به سوی اسپیلبرگ روانه شد: "هفت جایزه اسکار و یک میلیارد دلار وام بانک صهیونیستی "چیس مانهاتان" بخشی از این توجهات بود که باعث شد فیلمسازی که مایهی شهرتش کارهای عامهپسندی همچون "ئی تی" بود به نماد سینمای آمریکا بدل شود. این کارگردان یهودی امروزه سالی 180میلیون پوند درآمد دارد و طبق ادعای خودش هر سال 1میلیون دلار به اسرائیل کمک مالی میکند.
مؤلف درآخرین صفحه از کتاب 142 صفحهای خودش تحت عنوان "بعد التحریر" چند سئوال را مطرح میکند که در واقع میتوان آنها را ادعانامهی وی علیه افسانهپردازان هالیوودی دانست.
در انتهای کتاب هم تصاویر بعضی از فیلمهایی که درمورد آنها بحث شده است به همراه توضیحاتی کوتاه آمده است که میتواند تکمله مناسبی بر کتاب باشد.
در زمانهای که همگان سعی دارند توطئه را توهمی کاذب انگارند و شعر "هنر برای هنر" گوش فلک را پر کرده است، آثاری همچون این کتاب باید هم مورد بیمهری و بایکوت رسانهای واقع شود.
کتابی که ناشر در مقدمهی آن به صراحت تاکید کرده است: «ابوالحسن طباطبائی در این پژوهش تاریخی در مجالی اندک، تاریخ افسانهپردازی را در ساحت سینما و تلویزیون (فیلمهای مستند و داستانی) مورد بررسی و مداقه قرار داده است تا در نهایت به طرح این پرسشها برسد که چرا مردم مسلمان فلسطین باید تاوان افعال یهودستیزانهی اروپائیان را به قیمت از دست دادن جان، خانه و کاشانهی خویش بپردازند؟» (افسانه سازان هولوکاست. مقدمه. ص 9)