مهدی نوری/ mahdi@ketabnews.com
تابستان امسال و در آستانه سی سالگی انقلاب، شاهد رونمایی از سه اثر داستانی به ترتیب از امیرحسین فردی، سیدمهدی شجاعی و رضا رئیسی بودیم. آثاری که هر یک به نوعی در بیان ادیبانه جریان انقلاب اسلامی مشترک بودهاند. و هر سه بر خلاف روال مرسوم به انتظار دههی فجر ننشستند.
همیشه فکر میکنم نوشتن از روزهای انقلاب برای همنسلان من که در آن سالها خیلی کوچکتر از حالا بودهاند، اساسا جز به "خیال" ممکن نیست. اما درباره امثال امیرحسین فردی و سیدمهدی شجاعی خیالم راحت است که به سبب درک و دریافت مستقیم، برای توضیح و توصیف شرایط آن روزها و قهرمانان انقلابی داستانهاشان اسیر خیال و اوهام نمیشوند. بر خلاف بسیاری که تنها چیزی که از آن روزها به یاد میآورند، وهم محض است.
اسماعیل . امیرحسین فردی . سوره مهر. چاپ اول 1386
"اسماعیل" تهرانی است و بچهی جنوب شهر؛ کمی شر و شور و اندکی متفاوت با دیگر همسالانش. پدر رفتگرش را در کودکی از دست میدهد و مادر با داشتن خواستگاران متعدد تن به ازدواج نمیدهد تا با همهی بضاعتش، پدرانه به جا آورد آداب مادری را!
اسماعیل در نوجوانی از درس بیزار میشود و به زور پایهی ششم ابتدایی را تمام میکند. بعد به سبب گوشهگیری و سر بهراهی سر از قهوهخانه در میآورد. چند سالی را به بیکاری و بطالت سپری میکند تا اینکه به مدد یک قاچاقچی! به استخدام بانک شاهی درمیآید. وضع خانواده را سامان میبخشد و به دختری از محلههای مصفای جنوب شهر دل میبندد. عشقی که جنبهی اثیریاش تا لحظات پایانی همراه مخاطب خواهد ماند.
بعد از چند سالی که اسماعیل به عنوان کارمندی جزء، در نظام اداری مالی رژیم شاه خدمت میکند و درست در جایی که خواننده فکر میکند زندگی شیرین میشود، همه چیز به هم میریزد. او با کششی که در خود به سوی معنویات حس کرده و روند اتفاقات ریز و درشتی که برایش میافتد، خود را هم از خدمت در بانک شاهنشاهی محروم میکند و هم از مهر دختری که معشوقهاش شده است.
سیب سرخ زندگی اسماعیل صنوبری در چرخ دوّار خود به مسجد کشیده میشود و به کتابخانهداری و بعد از آن به مدیری قرضالحسنه میرسد و در مسیر انقلاب بر خلاف منشهای غالب روزگار خود، به روحانیت متمایل میشود. داستان با رسیدن به سالهای 55 و 56 به پایان نزدیک شده ولی به اتمام نمیرسد.
رمان یک روایت خطی با فرمی ساده و روان است. شخصیتها ملموساند و معمولی و بدون اغراق. حتی آدم بدهای "اسماعیل" مشمئزکننده و آزار دهنده نمینمایند. فردی در این تلاش صادقانه، کوشیده است رمانی با پسوند "انقلاب اسلامی" بیافریند و دراین اولین گام، محکم و استوار نشان داده است. وقایع و حوادث داستان در چند جا نفسگیرند و در بقیه با حفظ قوانین علّی و معلولی، راحتالفهم.
پایانبندی خوب داستان هم نوید مجلد دیگری را در خود دارد. گو اینکه رها کردن شخصیت تیپمانند و تقریبا کاملی چون اسماعیل ــ که خواننده داستان کودکی تا نهایت سالهای جوانیاش را خوانده است ـــ در میانهی راه، دور از ذهن به نظر میرسد.
درد و رنج مردم پایین شهرنشین، دغدغههای خلاف آمد و عادت جوانان دههی چهل و پنجاه، تشریح برخی حرکتهای انقلابی راست و چپ و توصیف لحظههای دلدادگی جوانی محجوب به نام "اسماعیل" همه در خلق اثری خواندنی، تاثیری شگرف گذاشتهاند. به گمانم مراسم "ذبح" اسماعیل امیرخان فردی در جلد دوم جزء تصاویر ماندگار رمان انقلاب اسلامی ایران خواهد شد.