کتاب نیوز  شناسنامه

جمال جمیل جلال / وحید جلیلى

از ویژگى‌هاى جلال آل احمد یکى هم این است که بعد از 40 سال هنوز خودش از راویان و مفسرانش زنده‌تر است.

هنوز هیچ مطلبى راجع به جلال آل احمد نمى‌تواند به اندازه‌ی آثار خود او معرفى‌اش کند و براى راه یافتن به جهان ذهن و دل او هیچ منبعى معتبرتر و مفیدتر و روشن‌تر از نوشته‌هاى پرشمارش وجود ندارد. اگرچه بعضى خواسته‌اند بر او محیط شوند و در نهایت در یک مقطع خاص تاریخى - اجتماعى یا ذیل نوعى روشنفکرى وارداتى بومى‌نما محدودش کنند، اما صداى آل احمد با همان تازگى و دلنشینى و حرارت و تأثیرگذارى 40 سال پیش به گوش مى‌رسد و همچنان این اوست که جایگاه دیگران و از جمله راویانش و قد و قدرشان را در نسبتى که با او پیدا مى‌کنند، روشن مى‌سازد.

مخاطبان آثار آل احمد خواننده محض نیستند، بلکه به معناى واقعى کلمه "مخاطب"اند. طرف خطابند و در برابر خطاب نه فقط واکنش ذهنى که پاسخ دلى باید داشت. جلال آنگونه مى‌نویسد که زندگى کرده است و آن طور زندگى مى‌کند که نوشته است و به این ترتیب به یکى از استثنائات ادبیات و تفکر معاصر در ایران تبدیل مى‌شود. بسیار و بسیار دیده‌ایم بزرگانى را که براى حضور در هر عرصه‌اى لباس مخصوص به خود را دارند؛ و مى‌توانند به فراخور حال، مجلس‌آراى هر محفلى از دربار ظالمان تا بزم مستضعفان باشند! جلال اما چند دست لباس ندارد و یک لاقباست.

و همین یک لاقبایى ممیز او با بسیارى از بزرگان(!) است. در هیچ بالماسکه‌اى وارد نمى‌شود و هیچ بخشى از وجود خود را پنهان نمى‌کند. همه مى‌توانند جلال را در همه‌ی ابعادش ببینند. کدام یک از نویسندگان یا متفکران ایران معاصر این همه فاش است؟ از زندگى خانوادگى جلال گرفته تا سوابق سیاسى و طبقه‌ی اجتماعى و مواضع ادبى و هنرى و دوستى‌ها و دشمنى‌ها، پیش روى همگان است.

نیمه‌ی پنهان(!) ندارد و شاید از همین روست که این همه حاضر است و شاهد. وقتى چیزى براى پنهان کردن نداشته باشى، نهان‌روشان را آسان خواهى شناخت و آزادتر رسوا خواهى کرد. جلال چه وقتى که با دانشجویان گپ مى‌زند، چه آنگاه که در محافل روشنفکرى دهه‌ی 40 وارد مى‌شود، چه زمانى که در ساواک استنطاق مى‌شود، چه روزى که براى امام خمینى(ره) نامه‌ی مریدانه مى‌نویسد، چه شبى که در منا مقیم مى‌شود... در همه‌ی حالات حرف و لحن و آرمان و درد و هدفش یکى است و این یگانگى که در اوست، او را یگانه کرده است و یگانه‌شناس!

اگر دقیق بنگریم، ارادتى که جلال ــ که مظهر گردنکشى و ابهت‌شکنى است ــ به امام(ره) ــ که او نیز به چنین فضیلتى در ترازى بالاتر متصف است ــ اظهار مى‌دارد نه تنها استثنایى در زندگى یگانه‌ی او نیست که میوه‌ی آن آزادگى و یگانگى است. «آیت اللها!... فرصت دستبوسى مجدد نشد... همچنان که آن بار در خدمتتان به عرض رساندم، فقیر گوش به زنگ هر امرى و فرمانى است که از دستش برآید.»

ایران

۱۳۸۶/۰۶/۱۹
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

خیال روی شما / سید حمیدرضا برقعی
شعر تفریح زندگی‌ام شده است... شفیعی کدکنی می‌گوید شاعر موفق کسی است که شعرش خاص‌پسند و عوام‌فهم باشد. فکر می‌کنم شعرم بار عوام‌فهمی‌اش بالاتر باشد؛ حالا اگر خواص هم پسندیدند چه بهتر!... مسیرم را به هیچ وجه تغییر نخواهم داد. برای مدح اهل‌بیت شاعر شدم...
داستان به مثابه‌ی "سلول بنیادین"
ما با تورم جشنواره‌های ادبی مواجهیم. این هم خودش شرح کشافی می‌خواهد که کسی که پول داشته باشد می‌تواند جشنواره تاسیس کند... داستان نوشتن مثل ساختمان‌سازی نیست که آجر را بگذاری و بالا برود. واقعاً بستگی به حال دارد... برای من مهم جایگاه شیخ فضل الله نوری و اتفاقاتی است که افتاد و مردمی که پای دارش آنگونه رفتار کردند.
نقطه‌ی تکامل حیات / نادر ابراهیمی
در نیمه‌ی راهِ حرکت به سوی قله، جشن گرفتن به خاطر قله‌نوردان، قله‌نوردی را لغو می‌کند، کوه نوردی را لغو می‌کند. حق است که کوه‌نوردان به اعتراض این جشن، از نیمه‌ی راه بازگردند. بگذارید فتحی حادث بشود، آنگاه جشن فتح بگیرید. انسان تا زنده است حق دارد امید فتح را از دست ندهد.
باید از زیر صفر شروع کرد
عمده این است که ما ذهن این جوان‏ها و حتى پیرها و روشنفکرنماها را آماده کنیم که ما خودمان "آدم" هستیم و اینطور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و حتى اخلاق و زبانمان را نیز از آنها یاد بگیریم...مدت‏ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان داراى یک فرهنگ بزرگ انسانى با ارزش‏هاى اسلامى هستیم..
توی چمدان ماه، خورشیدی هست / سیامک بهرام‌پرور
در ادبیات معاصر کم نبوده است نمونه‌هایی که شاعر با گذر از جنسیت خود و با نگاهی ظریف و هوشمندانه به کشف دنیای جنسیت دیگر رفته است. زنی فرهیخته که در زیر فشار روزمرگی‌ها دارد فردیت خود را از دست می‌دهد.
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
7‌هزار‌نفر عضو داشتیم/ امیرحسین فردی
ماموریت ‌بهزاد، قصه گفتن برای بچه‌ها بود. او هم به رسم پرده‌خوانی و دراویش؛ در نقش چند شخصیت، قصه را اجرا می‌کرد. استقبال آنقدر زیاد بود که در کتابخانه برای بچه‌ها جا نبود؛ با این حال بزرگترها هم گاهی سرک می‌کشیدند. موقع قصه‌گویی واقعا نقش بازی می‌کرد و بچه‌ها را به قصه و کتاب علاقمند می‌کرد.
متولد می‌شویم / سید مهدی شجاعی
در اینکه بسیاری از کارهایی که پس از انقلاب خلق شده و حتی با اقبال هم مواجه بوده، فاقد تکنیک هستند، من شکی ندارم. اما متاسفانه ما منتقدانی نداشتیم که منصفانه و فارغ از مبانی اعتقادی آثار را ارزیابی کنند و ببینند که تکنیک در آثار ادبیات انقلاب در طول این سال‌ها چقدر رشد کرده است.
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خبر آوردند که حاکم قم را که به حکم رشاء از حکومت ساقط کرده بودم، به فرمان شما و به خاطر عمه‌جان حضرتعالی به حکومت باز گرداندند. فرمودم که او را دست بسته به تهران بیاورند تا به حضرتعالی گفته باشم، حکومت را به توصیه عمه و خاله نمی‌توان اداره کرد.
اندر فضائل بودجه، طوطی و مدیریت فرهنگی
رضا امیرخانی از احمد دهقان که میهمان برنامه‌ی دو قدم مانده به صبح بود؛ پرسید "آیا به واقع مظلومیت فرهنگی در کشور به بودجه ارتباط دارد؟" دهقان نیز در پاسخ گفت: "فرهنگ را نباید لوس بار بیاوریم! فرهنگ با پول رشد نمی‌کند."

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام