کتاب نیوز  شناسنامه

طوفان دیگری در راه است

 زهره مرتجی 

زینت‌السادات که رقاصه‌ی معروفی است؛ ناگهان شبی در میانه‌ی مجلس رقص یکی از درباریان پهلوی، به شهرت و ثروتش پشت می‌کند و با نوجوانی که در عطش شهوانی دیوانه‌واری گرفتار شده است؛ فرار می‌کند. از ترس دربار و اطرافیانش به روستایی پناه می‌برد و در آنجا ــ هرچند سخت ــ زندگی تازه‌ای برای خودش و نوجوان دست و پا می‌کند. پسر را به عقد خادمه‌اش در‌می‌آورد و او که کمال نام دارد، زینت را مثل مادر خویش می‌پذیرد. زینت که گویی با کمک به این نوجوان پای در مسیر دیگری گذاشته است؛ رفته رفته تغییر می‌کند.

کمال به کمک زینت دیپلم می‌گیرد، و با همراهی برادران زینت که در آمریکا زندگی می‌کنند؛ برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا می‌رود. ولی ارتباط عاطفی ــ فکری‌ او با زینت، با نامه‌نگاری ادامه پیدا می‌کند. کمال متخصص مغز و اعصاب می‌شود و زمانی به ایران باز می‌گردد که می‌شنود دکتر چمران ــ که کمال با او در آمریکا آشنا شده است ــ در جبهه‌ها در خطر است. او یکسره به اهواز می‌رود، یکی از اعضای گروه چریکی دکتر چمران می‌شود و به دنبال جراحت سخت در یک عملیات، در بیمارستانی در تهران شهید می‌شود. سالها بعد، زینت‌السادات با پدر کمال روبرو می‌شود و این داستان را برایش بازگو می‌کند.

"طوفان دیگری در راه است"، اولین رمان سید مهدی شجاعی است. شجاعی که به عنوان نویسنده‌ای توانمند در قالب داستان کوتاه شناخته شده، این بار هنر خود را در رمان‌نویسی به نقد می‌گذارد. سیر داستان زیبا و پر کشش است. اگرچه برخی وقایع را می‌شود از پیش حدس زد؛ ولی این چیزی از وزن داستان کم نمی‌کند. فصل‌ها هر کدام به قاعده نوشته شده‌اند، که کمتر از این از شجاعی انتظار نمی‌رفت. ولی در طرح کلی رمان نقطه‌های تاریک و مبهمی هم دیده می شود. نقطه‌هایی که گاه به مضمون اصلی رمان ضربه‌های جدی می‌زند. 

شخصیت‌ها، اگرچه غالبا شخصیتند و نه تیپ ــ که این هم از خصایص داستان‌های کوتاه اوست ــ خوب از بین کلمات بیرون کشیده شده‌اند؛ ولی در این بین، یکی دو نفر با بی‌مهری نویسنده مواجه می‌شوند و انگار از میان تاریکی سر بر می‌آورند و یا در نیمه‌ی راه رها می‌شوند؛ بدون هیچ رد پایی.

مثلا "خدیجه" یا همان "مش خجه" زنی ست که به عنوان یکی از سالکان گمنام الهی، شناسانده می‌شود. این زن، سه سال، به عنوان همسر کمال در کنار او و زینت زندگی می‌کند و قاعدتا باید در این سه سال ناگفته‌های زیادی برای خواننده داشته باشد و حداقل دلبستگی‌ای هرچند مختصر برای کمال ایجاد کرده باشد. ولی نه تنها کلمه‌ای در این باره از خودش یا کمال نمی‌شنویم، که مرگش هم به راحتی توسط کمال پذیرفته می‌شود و فقط یک جمله‌ی نیم‌بند از کمال به گوش می‌رسد که "به حال خودم گریه کردم که چرا دیر متوجه او شدم و چرا طی سه سال زندگی در کنار مش خجه، درسی از کلاسش نگرفتم." و البته این جمله‌ی نه چندان دردناک در نامه‌ا‌ی درج شده است که با شوخی! کمال و زینت‌السادات تمام می‌شود.

یا مشاور جوان پدر کمال، "مهندس سیف"، در میانه‌ی پر التهاب رازگویی زینت‌السادات، ناگهان متحول می‌شود، اعترافات غرایی نزد پدر کمال می‌کند و بعد دوباره در تاریکی فرو می‌رود.
فصل بزرگی از رمان، یعنی فصل تحصیل کمال در آمریکا، به وسیله نامه‌های کمال و زینت، برای خواننده تعریف می‌شود. این فصل یکی از نقاط درخشان رمان است. زبان نامه‌ها هم واقعی‌اند و هم روان. کمال در نامه‌هایش شور و اشتیاق یک جوان را دارد که برای کاری بزرگ از مادرش دور ‌افتاده؛ ولی هنوز هم شیطان و بازیگوش است. زینت هم یک مادر دلتنگ ولی عاقل است. اتفاقات این فصل از زندگی کمال و زینت، به قاعده‌ی نامه، مختصر ولی به کفایت برای خواننده تعریف می‌شوند و به او اجازه می‌دهند از ذهن خودش برای تکمیلشان استفاده کند.

شخصیت کمال، به عنوان دومین شخصیت کلیدی داستان، زیبا شکل می‌گیرد و پیش می‌آید. به نحوی که خواننده با اینکه از سه سال همراهی کمال و زینت ــ که در واقع سه سال پیرایش کمال به دست زینت هم هست ــ چیزی نمی‌داند؛ ولی تغییرات او را به دلیل پایه‌ریزی‌های قبلی شجاعی برای این شخصیت، به خوبی می‌پذیرد. ولی پیدا شدن ناگهانی دکتر چمران در داستان، عدم پرداخت مناسب رابطه‌ی او و کمال و سپس بروز علاقه‌ی شدید کمال به او و آرزویش برای دیدن دوباره‌اش، آخر داستان را لو می‌دهد. شاید به همین خاطر رفتن کمال به جبهه و نزد دکتر چمران، با وجود تلاش زیاد شجاعی، بیشتر شبیه یک داستان کارتونی می‌شود. و جالب‌ترین بخش این کارتون، وقتی ست که زینت السادات می‌گوید که خودش هم از دوستان صمیمی "غاده" همسر چمران است.

شجاعی که در داستان‌های کوتاهش مضامین مذهبی را غالبا بسیار خوب و به‌جا منتقل کرده است، در این رمان بارها به‌جای نمایش یا توصیف همان مضمون‌ها، به خطابه‌سرایی ــ به وپژه در فصل نامه‌هاــ روی آورده است. مثلا وقتی پدر کمال در همان فصول ابتدایی داستان، هنگام شنیدن وقایع زندگی پسرش، از بی‌تابی غش می‌کند، زینت‌السادات در همان حال! خطابه‌ی غرایی درباره‌ی خداوند سر می‌دهد. خطابه‌ای که اگر ناگهان و به طریقه‌ی پولس رسول! لو نمی‌رفت؛ داستان اصلی سعی کرده بود به آرامی، در ذهن خواننده‌اش بچیند.

طوفان دیگری در راه است، با وجود تمام اشکالات فنی، اثر به یاد ماندنی ست. اثری که خواندنش به سبب باور کردن قابلیت‌های عجیب و غریب انسان، خالی از لطف نیست. رمانی که سعی کرده است موضوعی را طرح ‌کند که نه تنها "عمل کردن" به آن به نظر محال می‌رسد، که گاه "فکر کردن" به آن نیز سخت و دشوار می‌نماید.

۱۳۸۶/۰۷/۰۷
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

       

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی
اسفندیار و من
شهرام شکیبا
اعلام اسامی هنرمندان دستگیرشده‌
محسن حدادی
سینما، آب و آفتابه
محسن حدادی
اندر احوالات نکاح نیمه ‌کاره
میرزا قلی‌خان‌ راپورتچی
ما تروریست‌های آماتور
سید علی میرفتاح
دانشگاه ‌برزخ!
زهرا دُری
از طرف دیگر
زینووی پاپرنی / منوچهر محبوبی
واکنش سریع! به بیکاری امیرخانی
سید علی موسوی
خواجــــه پیشی
سعید سلیمانپور (بوالفضول ‌الشعرا)
شوهر کامپیوتری
ابوالفضل زرویی نصرآباد
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رویا صدر
قسمت آخر ترانه‌ مادری
محسن حدادی
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور

و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو
زیارت، قیامت کوچکی است
نفیسه مرشدزاده
هفت سین داستان
مهدی نورمحمدزاده
اژدهای موسی و جدول مندلیف!
مهدی نورمحمدزاده
کفشداری یازده؛ روبروی گنبد سبز
محبوبه سربی
ما چهار زن داریم
حامد هاشمی
ماندن در مدار تو
نفیسه مرشدزاده
به خیال خودم کسی شدم
محسن حاجی کریمی ساری
بخشش یا انتقام؟!
مهران محرمیان
به سجده افتادن
هاجر قاسمی
واسطه‌ی نجوا
نفیسه مرشدزاده
مصطفای من
مطهره طبیبی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008
کتابخانه‌ای در بزرگترین جزیره
شیخ بهایی در ملک
دفاع به روایت ارتش
بوی جوی مولیان
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن
 پس از کتاب 
بایگانی  
دومین مسابقه عکاسی از 7سین
آمار بلیط تئاترشهر درسال88: 136هزار
انتشار شماره‌ی46 فصلنامه ماهور
گفتگوی 24 با حاتمی‌کیا
"تسویه حساب" در 23 سینما
شماره‌ی دوم کاغذ باتله منتشرشد
پوپک و مش‌ ماشاالله: 11 فروردین
"هیچ" با 19 سینما اکران شد
بازیگر "ماموریت: غیرممکن" درگذشت
"بی من مرو" در شرح پریشانی
آلبوم مجازی عکس سال ایران 88
مجسمه‌های کوچک در خانه‌هنرمندان
اشعار "ژاک پرور" با صدای شاملو
شجریان، ناظری، گلپا و ایرج در آلبوم "مثنوی خوانی"

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
پایگاه خبری حوزه‌ی هنری
سفارش بدهید: 33355577
"امید و دلواپسی"
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
جشنواره سرود و شعارهای امروز انقلاب اسلامی
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام